تبليغاتX
روان شناسی

 اصل حمایت دولت ها از مردم یک اصل مهم است که توجه به آن باعث افزایش رضایت و مقبولیت آنها می شود و عدم توجه به خواسته ها و نیازهای مردم باعث کاهش رضایت آنها می شود.

البته توجه به مردم در جمهوری اسلامی ایران یک اصل پایه است و به درستی در قانون اساسی آورده شده است و مشروعیت دولت ها به رای مردم گذاشته شده است. در قانون اساسی مواردی ذکر شده که به درستی شناخت دولت مردان از نیازهای اساسی مردم را نشان می دهد. از جمله حمایت از آموزش و پرورش رایگان (اصل 30 قانون اساسی) و حمایت از خدمات پزشکی و اجتماعی ( اصل 3 قانون اساسی به ویژه بند 12) را می توان نام برد.

البته این قوانین تا به حال به درستی اجرا نشده اند و از جمله عواملی که منجر به تعویق این قوانین شده است می توان: جنگ تحمیلی، بازسازی خسارت های ناشی از جنگ تحمیلی، و اولویت تامین نیازهای فیزیولوژی در مواجه با تحریم ها و... اشاره کرد.

اما در حال حاضر که ضرورت آزاد سازی قیمت ها و حامل های انرژی به منظور رسیدن به استاندارهای مورد قبول بازار جهانی و قدرت رقابت با دیگر کشورها به قانون تبدیل شده است رعایت حقوق مردم لازم و ضروری است.

یکی از مواردی که در کشورهای دیگر( آمریکا، سوئد و برخی کشورهای اروپایی) نیز به جد در حمایت از مردم شکل گرفته همین دو مورد است که در قانون اساسی وجود دارد ولی اجرا نشده است. بنابراین در حالی که امکان آزاد سازی دستمزدها برای کشور مهیا نیست و صد البته با شرایطی که مردم دارند باعث ایجاد تورم سنگین و شکست طرح هدفمند کردن یارانه می شود ، پرداختن به تامین اجتماعی و آموزش، امری لازم و ضروری است چون فشار موجود و قابل پیش بینی امکان دسترسی خوب و قابل قبول خانواده به خدمات آموزشی و پزشکی را کاهش خواهد داد و باعث بروز مشکلاتی غیر قابل جبران می شود.

پس در این شرایط اجرای بیمه درمانی تمامی خانواده ها، بیمه شغلی و بازنشستگی به موقع و آموزش حداقل تا پایان دبیرستان به صورت رایگان ضروری و اصل مهمی است و نیز باعث تضمین سلامت نیروی کار و افزایش بهره وری و نیز احساس امنیت اجتماعی خواهد شد.

البته ارائه سهام عدالت با مبلغ مشخص  باعث افزایش امنیت اقتصادی در خانواده ها خواهد شد و این مورد نیز به جای پرداخت نقدی می تواند مورد توجه قرار گیرد.

در صورتی که دولت و نظام جمهوری اسلامی این دو مهم یعنی آموزش و سلامت را مورد توجه قرار دهد،  نیروی انسانی کار آزموده  و مورد نیاز برای رسیدن به چشم انداز تامین خواهد شد و حمایت های بیمه ای در زمینه سلامت باعث پویایی، افزایش سلامت و امید به زندگی در جامعه ایرانی خواهد شد.

                                                                                                     جلال مرادی

کارشناسی ارشد روان شناسی بالینی

www.mjalal.tk

 

* با تشکر از جناب آقای احمد  شنائی برای راهنمایی های ارزنده شان. 

+ نوشته شده توسط جلال مرادی در یکشنبه هجدهم بهمن 1388 و ساعت 22:16 |

قابل توجه روان شناسان، مالکین ساختمان  و سرمایه گذاران محترم

شرکت پژوهشی و اطلاع رسانی عرش گستر تبیان با شماره ثبت ۳۴۷۶۶۶ به منظور ارائه خدمات روان شناسی و برگزاري سمينار، همايش، كلاس و کارگاه های آموزشی و با استناد به بند ۲ و ۵  موضوع فعالیت شرکت ، قصد راه اندازی و تاسیس مرکز مشاوره در تهران را دارد.

کسانی که دارای ساختمان متناسب اداری یا تجاری مناسب برای تاسیس مرکز خدمات مشاوره ای و روان شناسی می باشند ، و حاضر به مشارکت یا اجاره بلند مدت (حداقل ۳ سال) واحد خود می باشند یا اینکه مراکز مشاوره ای که قصد ساماندهی و افزایش فعالیت های خود را دارند می توانند برای تبادل پیشنهاد خود با شماره تلفن روابط عمومی شرکت ( ۰۹۱۲۸۱۷۵۸۸۲ ) تماس حاصل نمایند. 

+ نوشته شده توسط جلال مرادی در شنبه هفدهم بهمن 1388 و ساعت 18:23 |

چكيده

رشد اخلاقي كودكان موضوع مهمي است كه هميشه مورد توجه روان‏شناسان با رويكردهاي گوناگون رفتارنگري، روان تحليل‏گري و شناخت‏گرايي بوده است.

اينكه چگونه كودكان به عناصر اخلاقي تبديل مي‏شوند، مراحل رشد اخلاقي آن‏ها چيست، تا چه ميزان تحت تأثير عوامل گوناگون رسشي و يادگيري هستند و مسائلي از اين دست، بر اساس رويكردهاي متفاوت پاسخ داده شده‏اند. در اين مقاله، به فرايند رشد اخلاقي از منظر نظريه‏هاي گوناگون پرداخته شده است.

كودكان در ابتدا، هيچ‏گونه تصوّر و ديدگاهي درباره خير و شرّ امور ندارند و به همين دليل مسئول رفتار خود نيستند و عنصر اخلاقي به حساب نمي‏آيند و براي تبديل شدن به عنصر اخلاقي بايد يك فرايند تدريجي و پيچيده‏اي را طي كنند. اين فرايند به دو عامل مهم «رشد توانايي‏هاي مادرزادي»1 و «يادگيري و تجربه»2 بستگي دارد. اما سؤال اساسي اين است كه اين فرايند چگونه صورت مي‏گيرد؟ و آيا اين فرايند از الگوي خاصي و مراحل رشد معيني پيروي مي‏كند؟ آيا آن الگو در تمام فرهنگ‏ها و زمان‏ها مشابه و يكسان است؟ و سرانجام اينكه، هر كدام از عوامل رشد طبيعي و توانايي‏هاي مادرزادي، يادگيري و تجربه به چه ميزاني در اين فرايند رشد اخلاقي مؤثرند؟

اين‏ها سؤالاتي هستند كه روان‏شناسان ـ كه با رشد اخلاق به عنوان بخشي از رشد كودك سر و كار دارند ـ به آن پرداخته‏اند و با روش‏هاي تحقيق علمي و تجربي و آزمون‏هاي سنجش رشد اخلاقي در پي پاسخ آن‏ها مي‏باشند.

البته پرسش‏هاي ديگري نيز مطرحند كه در حيطه فلسفه و فلسفه اخلاق قرار دارند و بحث و گفت‏وگو از آن‏ها به عهده فلاسفه و دانشمندان فلسفه اخلاق است. اين پرسش‏ها بي‏ارتباط با سؤالات دسته اول نيستند، بلكه به يكديگر وابسته‏اند؛ پرسش‏هايي نظير: خوب و بد اخلاقي چيست؟ آيا حقايق اخلاقي كلي وجود دارد؟ حوزه اخلاقيات چيست؟ قدرت و ميزان نفوذشان چگونه و چقدر است؟ روان‏شناسان بدون تبيين ماهيت اخلاقيات نمي‏توانند برداشتي درباره اخلاق و رشد اخلاق ارائه دهند به طور كلي، پژوهش‏هاي تجربي درباره رشد اخلاق مبتني بر پذيرفتن يك نظريه اخلاقي معاصر است. به عبارت ديگر، تحقيقات نظري در روان‏شناسي درباره رشد اخلاقي با يك سري مسائل زيربنايي ديگر كه در فلسفه اخلاق مورد بررسي قرار مي‏گيرند، ارتباط دارد و اين مطلب، لزوم وابسته و مبتني بودن نظريه‏هاي رشد اخلاق به فلسفه اخلاق را نشان مي‏دهد، هرچند دانشمندان علوم اجتماعي و روان‏شناسان نمي‏خواهند به اين مطلب اعتراف كنند.

طي نيم قرن گذشته روان‏شناسان تحقيقات بسياري درباره رشد اخلاق انجام داده‏اند. اگر اخلاق را به عنوان مجموعه‏اي از قواعدي (اوامر، نواهي) كه رفتار انسان را كنترل مي‏كند بدانيم، رشد اخلاق را مي‏توان فرايندي دانست كه به سوي پذيرش اين مجموعه قواعد حركت مي‏كند. طبيعي است كه اين فرايند تحت تأثير عوامل رسشي و يادگيري است. بنابراين، شامل يادگيري، شناخت قواعد و شناخت موقعيت‏هاي اعمال قواعد مي‏شود. نكته ديگر اينكه، چنانچه بپذيريم مكاتب الهي و ديگر نظريه‏پردازان در حوزه اخلاق در تعريف اخلاق به مجموعه‏اي از قواعد و هسته مركزي آن اتفاق نظر دارند، ولي درباره منبع و سرچشمه آن و ويژگي‏هاي آن‏ها و نقش اخلاق و ميزان قدرت و نفوذ آن، برداشت‏هاي متفاوتي ارائه شده است. همچنين بر اساس ديدگاه‏هاي متفاوت درباره ماهيات انسان، برداشت‏هاي گوناگوني درباره رشد اخلاق وجود دارد: آيا رشد اخلاق همان شكوفايي كيفيات طبيعي و مادرزادي انسان است يا عوامل و نيروهاي بيروني و محيطي موجب رشد اخلاق است و يا شكل و الگوي سومي دارد؟

اين پرسش نيز مطرح است كه بلوغ اجتماعي و پيامدهاي آن چيست؟ بنابراين، رشد اخلاق و فرايند تبديل شدن كودك به يك عنصر اخلاقي و بلوغ اخلاقي و نيز مراحل و مراتب رشد اخلاق با پرسش‏هاي فراواني روبه‏روست. بديهي است كه هر نظريه‏پردازي بر اساس ديدگاه نظري خود و ميزان تأكيدي كه بر عوامل دروني يا بيروني دارد به اين پرسش‏ها پاسخ مي‏دهد. اما ديدگاه دقيق‏تر آن است كه رشد اخلاقي اساسا بر رشد كلي‏تر و عام‏تر انسان يعني رشدزيستي، رشدشناختي و رشد عاطفي انسان مبتني است و در يك جمع‏بندي كلي مي‏توان گفت: كسي به بلوغ اخلاقي رسيده است كه:

ـ توانايي تفكّر درباره خود و تصميم‏گيري را داشته باشد.

ـ در رابطه با ديگران، از خود احساسي مناسب داشته و بداند كه چگونه در موقعيت‏هاي مختلف به روش‏هاي عاطفي مناسب و صحيح پاسخ دهد.

ـ درجه بالايي از خود كنترلي را دارا بوده و قادر به انجام رفتار مناسب باشد.

ـ توان فراگيري رفتار در موقعيت‏هاي مشابه و يكسان در خود ايجاد كرده و داراي شخصيت واحد باشد.

دسته‏بندي نظريه‏ها بر اساس تأكيدي كه هر كدام از آن‏ها بر يكي از عوامل مؤثر بر رشد دارند شكل مي‏گيرد. مثلاً نظريه يادگيري اجتماعي، كه متأثر از سنت تجربه‏گرايي غرب است، بيشتر بر نقش تجربه و يادگيري تأكيد دارد و در مقابل، نظريه‏هايي كه رشد اخلاق را رشد طبيعي استعدادهاي مادرزادي انسان تلقّي مي‏كنند متأثر از سنّت عقل‏گرايي غرب‏اند و شكل جديد و معاصر آن در قالب نظريه‏هاي رشدي ـ شناختي تبلور يافته و نمايندگان اصلي آن پياژه و كهلبرگ مي‏باشند. نظريه روان تحليل‏گري نيز يك رويكرد تجربه‏گرايي دارد و تحت تأثير سنّت تجربه‏گرايي غرب است.


ادامه مطلب
+ نوشته شده توسط جلال مرادی در یکشنبه چهارم بهمن 1388 و ساعت 19:0 |

چكيده

يكى از مسائلى كه از ديرباز، توجه انديشمندان حوزه هاى گوناگون علوم انسانى را به خود جلب كرده و موجب قلم فرسايى اين انديشمندان شده، مسئله «رابطه تلويزيون با كودك و نوجوان» است. مقاله حاضر ابتدا به قابليت هاى تلويزيون و برنامه هاى كودكان و نوجوانان اشاره نموده، سپس برخى از تأثيرات مثبت و منفى تلويزيون بر كودكان و نوجوانان از جمله پركردن اوقات فراغت، جامعه پذيرى، يادگيرى، اختلال در فعاليت هاى كودكان، و نيز تأثير فيلم هاى مربوط به بزرگ سالان بر كودكان، و تأثير آگهى هاى تلويزيونى و خشونت را مورد بررسى قرار داده و در پايان، راه كارهايى براى به حداقل رساندن كاركردهاى منفى آن ارائه نموده است.

كليدواژه ها: تلويزيون، كودك، كاركرد، رسانه، اجتماع، اوقات فراغت، اجتماعى شدن.


ادامه مطلب
+ نوشته شده توسط جلال مرادی در شنبه سوم بهمن 1388 و ساعت 23:23 |

چكيده

«افسردگى» يكى از اختلالات عاطفى است كه با خُلق پايين، غمگينى و نااميدى همراه با احساس ناتوانى و اضطراب مشخص مى شود. عوامل گوناگون زيستى، شناختى، عاطفى و حتى عملكردها و رفتارها در ايجاد و يا تشديد افسردگى مؤثرند. در رويكرد اسلامى، بر نقش شناخت هاى غلط، تمايلات افراطى، وابستگى به مظاهر دنيوى و عدم پذيرش واقعيت ها و تنيدگى هاى بيرونى و يا خودساخته، تأكيد بيشترى مى شود و در فرايند درمان نيز بر شناخت واقعيت ها در تدابير الهى، خشنودى از زندگى دنيوى، توجّه به آخرت، شناخت خود و ديگران، برقرارى ارتباط عميق با خداوند و مثبت نگرى و تقويت اراده بيش از شيوه هاى ديگر توجه گرديده است.

هدف مقاله حاضر، تبيين رويكرد اسلامى در سبب شناسى و فرايند درمان افسردگى است. روش پژوهش توصيفى ـ تحليلى است و ميزان كارايى اين فرايند با مطالعه موردى درمان دو مراجع مبتلا به افسردگى بررسى گرديده كه نتايج به دست آمده نشانگر اين مطلب است كه اين فرايند درمان، كه برگرفته از متون و منابع اسلامى مى باشد، تأثير و كارايى بالايى در درمان افسردگى دارد.


ادامه مطلب
+ نوشته شده توسط جلال مرادی در شنبه سوم بهمن 1388 و ساعت 23:21 |

نويسنده: جوزف پى. فورگاس (Forgas Josef P.)

ترجمه: ابوذر رضايى ـ على رضا شيخ شعاعى

چكيده

نوشتار حاضر از دو بخش تشكيل شده است:

در بخش اول، نخست توضيحاتى پيرامون بحث هيجان و شناخت، پيشينه و وضعيت فعلىِ آن در روان شناسى آمده و سپس به طور خلاصه كتاب احساس و تفكر1 ويراسته جوزف پى. فورگاس معرفى گرديده است.

در بخش دوم، گزيده اى از فصل نهم كتاب مزبور، كه در مورد تأثير حالت هاى خلقى و هيجانى بر شيوه تفكر و نيز نحوه پردازش اطلاعات مى باشد، ارائه مى گردد.

هربرت بلس (Herbert Bless) در اين فصل يكى از جنبه هاى تأثير هيجان بر تفكّر را به خوبى مورد بررسى قرار داده است. مطابق نظر نويسنده، كه مؤيّد به شواهد تجربى نقل شده در اين فصل نيز مى باشد، حالت هاى هيجانى مثبت (شاد)، تكيه افراد بر افكار قالبى و قضاوت هاى كليشه اى را بيشتر مى كند و به عبارت ديگر، باعث نوعى سهل انگارى و مسامحه فكرى مى شود. اين سهل انگارى لزوماً منفى و زيانبار نيست، بلكه مى توان آن را نوعى مكانيزم انطباقى ارگانيزم در نحوه پردازش اطلاعات مربوط به روابط اجتماعى دانست.


ادامه مطلب
+ نوشته شده توسط جلال مرادی در شنبه سوم بهمن 1388 و ساعت 23:15 |

جلال مرادی

کارشناس ارشد روان شناسی ارشد

فیلم درباره الی یکی از محدود فیلم های است که فردیت و اجتماع را با تمام سادگی به تصویر می کشد

موضوعاتی مانند: صداقت، اعتماد، تعهد، دوستی، اطمینان، پیش داوری به همراه احساس امنیت اجتماعی شالوده یک زندگی اجتماعی و خانوادگی را تشکیل می دهد در این فیلم به نقد کشیده می شود.

صداقت: در چند جای فیلم این واژه با دروغ گویی و عدم شفافیت در بین افراد به چالش کشیده شده است الی در حالی که نسبت به زندگی قبلی کاملاً گسیخته و جدا نشده است دست به انتخاب دوم می زند و بدون اطلاع خانواده به جز مادر به  شمال می رود  و نیز شیوه انتخاب همسر به صورتی است که با سنت ما و شیوه خواستگاری ایرانی مطابقت ندارد.

مادر به دلیل مهر مادری دارد معمولاً اشتباه های فرزندان را نادیده می گیرد به امید خوشبختی و رضایت خاطر آنها ، ولی هیچ وقت به عواقب کار نمی اندیشد با صدور اجازه یک طرفه باعث بروز مشکلاتی در فرزند خود می شود.

اعتماد: شالوده داد و ستد و روابط بین فردی در دنیا کلمه ای است به نام اعتماد.

این کلمه مفاهیم زیادی را به دنبال دارد که از تعهد فردی تا تعهد کتبی را شامل می شود. ولی این مفهوم، کم رنگ شده است. به عبارتی در ایران بنا به خصلت برخی از افراد به صورتی است که حریم قابل نفوذی دارند و به عواقب این حریم فکر نمی کنند. در این فیلم نشان می دهد که یک دختر بدون آشنایی کامل به یک سفر می رود و جالب این که همسفران وی بدون شناخت قبلی نه تنها او را پذیرش می کنند ، بلکه رای به تایید آن می دهندو او را فردی مطمئن برای همسری احمد می دانند در حالی که کمترین شناختی بین آنها وجود ندارد و حتی آنها برای شناختن تلاشی نمی کنند.

تعهد: خانواده و روابط بین فردی با تعهد بین دو نفر و حتی دو خانواده تشکیل می شود. این تعهد حتی در روابط بین افراد نیز به صورت دوستی وجود دارد و افراد به دوستان ، نزدیکان و خانواده خود احساس تعهد و وفاداری دارند . در این فیلم این مفهوم به سادگی به نقد کشیده می شود در جاهای مختلف همسران و حتی افراد تعهداتشان را زیر سوال می برند و حتی فیلم نشان می دهد که آنها بالقوه در روابط شان تزلزل محسوسی وجود دارد. از انتخاب گرفته که احمد بنا به تعهد و اعتماد به دوستان خود اقدام به آشنایی با فردی می کند که در تعهد و دوستی خود با نامزدش دچار تزلزل است و حتی دوست خانوادگی احمد نیز با اطلاع از این رابطه ، الی را فرد مناسبی برای ازدواج می داند با این مفهوم که او قصد جدایی از نامزدش را دارد. در واقع در جامعه با این گونه افراد زیاد برخورد می کنیم که افراد به خاطر عدم امنیت روانی اقدام به یار گیری می کنند و افرادی هستند که در زمان تشکیل خانواده باز هم روابط مخفیانه ای را دارند و این روابط را تضمینی  بر احساس نیاز و امید واهی به آینده می دانند.

در کل این فیلم  اخلاق انسانی را به نقد می کشد، و مفاهیمی را به نقد می کشد که جهان شمول هستند ولی متاسفانه در ایران به راحتی نقص می شوند که از جمله آنها دورغ گویی و سوء استفاده از اعتماد است.

و حتی در ادامه سعی در برطرف کردن آن ندارد و چهره افراد را معصوم نشان نمی دهد و آخر کار هم با یک دروغ دیگر به پایان می رسد.

از طرفی نبود امنیت انتطامی و کم توجهی به جان انسان نیز به چالش کشیده می شود و امکانات و تلاش های تیم نجات نا کافی و ناشی از  کم اهمیتی افراد است . این موضوع به راستی در ایران وجود دارد در آنجا که افراد اورژانسی در هنگام ورود به بخش اورژانس کمترین خدمات  را دریافت می کنند و این کم توجهی نه به خاطر کم لطفی پرسنل ؛ بلکه به خاطر نبود حمایت بیمه ای کافی و نبود مدیریت پاسخگو است.  انگار که جان آدمی در این سرزمین از اهمیت آن چنانی برخوردار نیست نمونه آن را در بخش اورژانس، جاده، و.... غیره هر روزه می بینیم.

در هر صورت این فیلم سعی داشت بگویید که مفاهیم اخلاقی و انسانی که پایه انسانیت است در حال کم رنگ شدن هستند و این نه به خاطر بدی انسان ها بلکه به خاطر نبود تربیت و آموزش صحیح خانواده، اجتماع و .... به وجود آمده است. به نظر من یک خانواده بهتر از است از داشتن فرزند محروم باشد تا اینکه بچه ای به اجتماع تحمیل کند که از پس مخارج ، تربیت و آموزش کافی آن بر نیاید و این موضوع در کل به حمایت دولت و مدیریت بر می گردد. چه بسا خانواده هایی از درآمد کافی برخور دارند ولی  در امر تربیت و راهنمایی نا توانند.

مدیریت ازدواج از طریق خانواده  و با همکاری روان شناسان و مشاوران ، آموزش به خانواده و ارزش گذاری  و احیاء مفاهیم جهان شمول هم چون: صداقت، اعتماد، تعهد و امنیت تضمین کننده جامعه سالم خواهد بود.

+ نوشته شده توسط جلال مرادی در سه شنبه بیست و نهم دی 1388 و ساعت 18:29 |

در قسمت معرفی سازمان مطلبی که توجه کارشناسان  علوم رفتاری و اجتماعی را جلب می کند متن زیر است:

« اين سازمان به نحوي تنظيم شده كه  ... به افزايش اطمينان خاطر، ايجاد امنيت روحي و سلامت جسمي و در نهايت ارتقاي بهره‌وري نيروي كار منجر مي‌گردد»

امید به آینده و احساس امنیت باعث می شود که افراد درکنار یکدیگر به صورت اجتماعی زندگی کنند و منافع شخصی خود را با جامعه تقسیم کنند این امر به مروز زمان باعث تشکیل سازمان های شد که با ایجاد اطمینان و تعهد اخلاقی و به تضمین دولت مرکزی ، یا نمایندگان خود حمایت از آینده و مواقعی که فرد قادر به کار نیست را تضمین کرده اند.

این قبیل  فعالیت ها منجر به تشکیل سازمان ها ، بانک ها و نهادهای حمایتی شده است در ایران این فعالیت و مسئولیت خطیر و مهم به عهده سازمان تامین اجتماعی است سازمانی که امام خمینی (ره) حتی در زمان جنگ تحمیلی اجازه برداشت از منابع آن را به نفع جنگ ندادند و فرمودند این امانت متعلق به عرق کارگران است .

به هر حال در حال حاضر مسائلی پیش آمده که سازمان تامین اجتماعی و  مدیران آن از طرف برخی از نمایندگان و روزنامه ها مورد سوءظن قرار گرفته اند. و هرز گاهی از طرف نمایندگان مجلس تهدید به محاکمه  در دادگاه می شوند. کش دادن این موضوع اصل  تشکیل این سازمان را زیر سوال برده و نه تنها در افزايش اطمينان خاطر، ايجاد امنيت روحي و سلامت جسمي و در نهايت ارتقاي بهره‌وري نيروي كار  موثر نبوده بلکه باعث ایجاد تنش و ترس از دست دادن امنیت مالی  را در کارگزان باعث شده است.

این موضوع مواردی از جمله احساس استرس زیاد ، ناامیدی و ایجاد بدگمانی را در جامعه به دنبال خواهد داشت.

سازمانی که تامین  کننده آتیه افراد و تضمین سلامت جسمی و روانی کارگران را تعهد نموده است خود به یک عامل تهدید کننده سلامت  روانی تبدیل شده است.

بنابراین رفع این سوء تفاهم ها  و مداخله سریع سازمان بازرسی و قوه قضایه در چنین مواردی و شفاف سازی موضع و اطلاع رسانی به جامعه باعث کاهش استرس و باز گرداندن اطمینان به کارگران خواهد شد.

و در صورتی که این موضوع ادامه داشته باشد و مدیران در رسانه ها برای هم و برعلیه یکدیگر مطلب بنویسند امنیت روانی و احساس امید به آینده در جامعه تهدید خواهد شد.


ادامه مطلب
+ نوشته شده توسط جلال مرادی در یکشنبه بیستم دی 1388 و ساعت 22:25 |

افکار و احساسات خود را ثبت کنید.

هنگامی که شما دارید با اضطراب خود مقابله می کنید، یادداشت برداری روش خوبی است. اطلاعات زیر باید در یادداشت هایتان گنجانده شود: 1) تاریخ، ساعت، روز و موقعیتاضطراب زا؛ 2) درجه بندی میزان اضطراب خود بر اساس مقیاس1 (خفیف) تا 5 (شدید)؛ 3) ارزیابی های خود از موقعیت (چه چیزهایی به خود گفتید)؛ 4) مهارت مقابله ای که به کار بردید؛ 5) درجه بندی مجدد اضطراب خود را بر اساس همان مقیاس درجه ای (جدول 1) بنویسید.

 جدول 1 : نمونه ای از یاد داشت روزانه

رویداد زندگی

افکار خود آیند منفی

احساسات ایجاد شده

تحلیل منطق حاکم بر تفکر

بازنگری در تفکر

احساسات جدید

شرکت در امتحان.

من شکست خواهم خورد.

وحشت زدگی

تفکر خود آیند

ممکن است آن طور که دلم می خواهد عمل نکنم

نگرانی

 

تمرین: موقعیت های اضطراب زا را یاد داشت نموده و مورد بررسی قرار  دهید و سعی کنید آنها را بازنگری  کنید.


ادامه مطلب
+ نوشته شده توسط جلال مرادی در چهارشنبه شانزدهم دی 1388 و ساعت 18:57 |

مقدمه

با توجه به تعریفی که از یادگیری می‌شود و آن را تغییرات کم و بیش دائمی رفتار در نتیجه تجربه می‌دانند، می‌توان تصور کرد که با انواع یادگیری در زندگی مواجه خواهیم بود، به این دلیل که فرد از زمان تولد تا سالمندی تجارب مختلفی در حوزه‌های مختلف کسب می‌کند. تلاشهای مکرر برای راه رفتن ، سخن گفتن ، غذا خوردن ، ارتباط با همسالان ، دفاع از خود ، مطالب آموزشگاهی ، مهارتهایی مثل رانندگی ، یادگیری مشاغل و ... نمونه‌هایی از یادگیریهایی هستند که فرد در طول زندگی خود به شیوه‌های مختلفی آنها را یاد می‌گیرد. نظریه پردازان مختلف انواع مختلف یادگیری را معرفی کرده‌اند.

 

( اصل مطلب به زبان انگلیسی و ترجمه آن را در ادامه مطلب مطالعه فرمایید)


ادامه مطلب
+ نوشته شده توسط جلال مرادی در سه شنبه یکم دی 1388 و ساعت 18:33 |