مدیریت آینده پژوهی سلامت و روانشناسی

اطلاعات و مقاله های روان شناسی و مدیریت آینده پژوهی

+ نوشته شده در  چهارشنبه بیست و دوم مهر ۱۳۹۴ساعت 15:37  توسط  دکتر جلال مرادی  | 

معرفی کتاب

 


ادامه مطلب
+ نوشته شده در  چهارشنبه بیست و دوم مهر ۱۳۹۴ساعت 15:27  توسط  دکتر جلال مرادی  | 

 

۳

۱- باید به کودک نحوه‌ی صحیح ارتباط با دیگران را آموخت؛ کودک باید یاد بگیرد چگونه و به چه شکلی احساسات منفی خود را بروز دهد؛ بدون آن‌که ادب و اخلاق را زیر پا بگذارد؛ مثلا باید به او آموخت: «فرزندم اگر از کسی ناراحت می‌شوی، به جای ناسزا گفتن، به او بگو: «من از تو ناراحت شدم.»

 

۲- تغافل: به معنای عمدا خود را به غفلت زدن است؛ یعنی وقتی بچه‌ها ناسزا می‌گویند یا پرخاشگری کلامی دارند، واکنشی نشان ندهیم و خودمان را به غفلت بزنیم؛ اما به شکلی عمل کنیم که کودک متوجه شود ما متوجه آن ناسزاگویی و ناراحت شدیم؛ مثلا بدون این‌که به کودک چیزی بگویم فقط به او نگاه کنیم و بعد به کاری دیگری مشغول شویم.

 

۳- واکنش احساسی شدید (مثل داد زدن، فریاد زدن، ترساندن بچه با اصطلاحات بد) نشان ندهیم؛ چون این کار هم می‌تواند باعث لجبازی و تقویت کار کودک شود و هم باعث تحقیر او گردد.

 

۴- نشان دادن عدم رضایت خود از فرزند: اگر دیدیم تغافل جواب نمی‌دهد، از این روش استفاده می‌کنیم. مثلا به کودک بگوییم «من واقعا از این حرفی که می‌زنی ناراحت می‌شوم» و ناراحتی را در چهره هم نشان دهیم.

 

۵- بالا بردن ارزشمندی کودک‌: دادن شخصیت به کودک، مثلا بگویم «رضا تو پسر با ادبی هستی و من انتظار این حرف‌ها را از تو ندارم.»

 

۶- محروم کردن کودکان ناسزاگو: بایستی به صورت محدود و متعادل کودک ناسزاگو را به خاطر کار اشتباهش از چیزی که دوست دارد مثل تماشای یک کارتون، محروم کنیم.

 

۷- با روش‌های صحیح کمک کنیم کودک به شکل مطلوب اظهار وجود کند و خودش را نشان دهد و مورد توجه قرار گیرد؛ مثلا ۱۵ تا ۲۰ دقیقه در طول روز برای کودک وقت اختصاصی بگذاریم، صحبت‌های او را گوش دهیم، چشم در چشم با کودک حرف بزنیم و هنگامی که با او صحبت می‌کنیم به کار دیگری مشغول نشویم. این کار اعتماد به نفس و عزت نفس کودک را بالا می‌برد و میل به اظهار وجود او را به طور صحیح ارضا می‌کند.

 

۸- افکار منفی و ناامیدی را از کودک دور کنیم؛ زیرا این افکار می‌تواند عاملی برای فحاشی باشد.

 

۹- صدا و تصویر کودک را وقتی که فحش می‌دهد، ضبط کرده و بعد برای او پخش کنیم و به او نشان دهیم وقتی عصبانی می‌شود چه حالت بدی پیدا می‌کند تا دیگر این کار را انجام ندهد.

 

۱۰- یادمان باشد کودکی که ناآرام است، نیاز دارد به او کمک شود تا آرامش پیدا کند. نه این‌که با رفتارهای پرخاشگرانه‌ی ما به ناآرامی او افزوده شود. وقتی کودک ناآرام است ما آرامش‌مان را حفظ کنیم و به نا‌آرامی او اضافه نکنیم.

 

۱۱- به بچه‌ها عذرخواهی کردن را یاد بدهیم؛ زمانی‌که ما خودمان کار اشتباهی می‌کنیم عذرخواهی کنیم تا کودک هم یاد بگیرد در زمان اشتباه باید عذرخواهی کند. وقتی پدر و مادر در مقابل اشتباه خود مقاومت و آن‌را توجیه می‌کنند و حاضر به عذرخواهی نیستند، به فرزندشان هم یاد می‌دهند، که باید چنین کاری را انجام بدهد.

+ نوشته شده در  چهارشنبه بیست و دوم مهر ۱۳۹۴ساعت 15:25  توسط  دکتر جلال مرادی  | 

۳

۱- به فرزندتان آموزش دهید به تنهایی وسایل مدرسه‌اش را جمع کند و از شما انتظار انجام آن را نداشته باشد. برنامه هفتگی و روزانه کلاس را هر شب قبل از خواب جمع کنید، تا دانش آموز فردی منضبط و منظم به بار آید.

 

۲- سعی کنیدفرزندتان را عادت دهید  شب ها زودتر بخوابد(حد اکثر ۹ شب ) و صبح ها زودتر از خواب بیدار شوند.

 

۳- تاکید می شود در قبال مطالبی که می آموزد برای او جایزه ی مادی تعیین نکنید . دانش آموز کلاس اول شما با اشتیاق حروف ،کلمات و … را که بیاموزد به محض ورود به منزل برای شما بازگو خواهد نمود و با انگیزه ی درونی قوی به تلاش ادامه خواهد داد . این شماهستید که با  جایگزینی غلط جایزه به جای احساس رضایت و لذت درونی او را شرطی و کرده از لذت هایش می کاهید .

 

۶- بهترین جایزه برای او خوش حالی شماست ( پدر و مادر )و تحسین کلامی پس این ها را از او دریغ نکنید.

 

۵- تمرکز دانش آموزان به یک فعالیت معمولی بیش از ده دقیقه نیست . اگر هنگام انجام تکلیف به فعالیت های دیگر می پردازد تا حدی طبیعی است و لی باید مواظب باشید عادت نشود.

 

۶- درست و زیبا نوشتن بهتر از زیاد نوشتن است . این با کنترل نامحسوس فعالیت نوشتن دانش آموز امکان پذیر است. در روز های اول مدرسه در مورد نحوه ی نوشتن وی زیاد سخت گیری نکنید .

 

۷- از تدریس کتاب های درسی در خانه، قبل از تدریس و بعد از تدریس معلم، خودداری شود تا دانش آموز دچار تعارض نشود.

 

۸- نوشتن تمرین ها  و تکالیف، به منظور کمک به کودک خودداری شود و فقط نقش راهنما را ایفا کنید. اجازه بدهید فرزند دلبندتان فکر کند، بنویسد، پاک کند، اشتباهاتش را کشف و اصلاح کند تا سرانجام یاد بگیرید. از این طریق عضلات دست کودک تقویت شده، آمادگی کافی برای نوشتن در آینده را کسب می کند.

 

۹- زمانی که فرزندتان از مشکلات خود صحبت می کند با منطقی ساده با او صحبت کنید و عجولانه قضاوت نکنید .چرا که ممکن است مشکل از سوی خود او باشد.

 

۱۰- هر روز از او بخواهید که وقایع مدرسه و چیز هایی که یاد گرفته را برای شما باز گو کند.این باعث تقویت کلامی و یادگیری دائمی مطالب درسی می شود.

 

۱۱- به فرزندتان از همین کلاس اول مسولیت بدهید. برای مثال کفش هایش را در جا کفشی قرار دهد و آنها را پاک کند ،موهایش را شانه کند، لباسهایش را مرتب کند و … تا فرزند شما احساس خود ارزشمندی کند.

 

۱۲- فرزندتان را به خواندن کتابهای غیر درسی، در گروه سنی خودش، تشویق کنید.

 

۱۳- در هنگام انجام تکالیف حتما در کنار فرزندتان حضور داشته باشیدو با مشاهده ی هرگونه ضعفی در او به معلم اطلاع دهید.

 

۱۴- برای انجام تکالیف و بازی و … برنامه ریزی کنید.و فرزندتان را ملزم کنید که از این برنامه پیروی کند.

 

۱۵ – سعی کنید تجربه نافرمانی در کودکان آموخته نشود، تکرار نافرمانی یعنی تثبیت کارها.

 

۱۶- به او ثابت کنید خودش را دوست دارید و عمل نادرستی که انجام داده را دوست ندارید

+ نوشته شده در  چهارشنبه بیست و دوم مهر ۱۳۹۴ساعت 15:23  توسط  دکتر جلال مرادی  | 

 

۳

مارتین سلیگمن

مترجم: علی فیضی

 

رویکردی تازه درباره ازدواج پژوهی

 شلی که استادیار روانشناسی در دانشگاه UCLA است درباره روانشناسی مثبت عشق و ازدواج پژوهش می کند. بسیاری از روانشناسانی که درباره این موضوع تحقیق می کنند موضوع کارشان بیشتر تعارض و ناسازگاری زوجین است. بسیاری از زوج درمانگران، با همین دیدگاه، سعی می کنند تا ازدواج های غیرقابل تحمل را به ازدواج هایی قابل تحمل تبدیل کنند. طبق معمول مساله¬ی اساسی در روانشناسی و همینطور ازدواج پژوهی این است که یکی از زوجین چگونه به انتقاد همسرش واکنش نشان می دهد؟ مساله دیگر این است که وقتی اتفاق بدی می افتد و اوضاع خراب می شود زن و شوهر چونه با آن مقابله می کنند.

شلی گیبل این فرایند را بطور برعکس انجام میدهد. او یکی از معدود افرادی است که درباره اینکه چه چیزی یک را ازدواج را به بهترین وضعیتش می رساند مطالعه می کند. پژوهش های او درسی اساسی برای همه افرادی دارد که میخواهند یک رابطه خوب-ازدواج، فرزندپروری یا دوستی- را به یک رابطه عالی تبدیل کنند.

وقتی همسر شما می گوید که در اداره ترفیع شغلی یافته یا فرزند نوجوان می گوید که نمره خوبی در امتحان گرفته است یا پدر شما می گوید که امروز دو کیلومتر پیاده روی کرده یا دوستتان به شما می گوید که مقاله اش در Psychological Review پذیرفته شده است؛ سوال شلی گیبل این است که شما چگونه واکنش نشان می دهید؟ شلی واکنش های احتمالی را به چهار طبقه تقسیم کرده است:

 

• شما با شور و شوق واکنش نشان میدهید (فعال و سازنده): “این بهترین خبری است که این هفته شنیده ام و این فقط شروع موفقیت های بزرگی است که به دست می آوری.”

 

• ایا شما به مشکلات یا مضرات احتمالی اتفاق خوب اشاره می کنید؟ (فعال-مخرب) “این موفقیت مسئولیت های اضافی برای تو به وجود می آورد. مطمئنی که میتوانی این مشئولیت های جدید را به خوبی مدیریت کنی؟”

 

• ایا شما واکنش کلامی کمی نشان می دهید، اما خوشحالی خودتان را از این خبر خوب بیان می کنید؟ (منفعل-سازنده) “چه خبر خوبی عزیزم”

 

• ایا با بی علاقگی واکنش نشان میدهید (منفعل-مخرب) “خبرداری امروز میخواهد باران ببارد؟”

پژوهش های شلی نشان میدهد که طبقه اول واکنش ها بهترین و مفیدترین نوع واکنش و مولفه اساسی یکی رابطه قدرتمند است.

همسر، فرزند یا دوست خوب شما واکنش های معمول شما به خبرهای خوب آنها را چگونه طبقه بندی می کنند؟

 

فعال/سازنده

 

همسر من با شور و اشتیاق به موفقیت ها و خوش شانسی های من واکنش نشان می دهد.

بعضی وقتها حس می کنم همسرم نسبت به موفقیت من بیشتر از من شاد و هیجان زده است.

همسر من اغلب اوقات درباره اتفاقات خوبی که برای می افتد سوالهای زیادی می پرسد و توجهی واقعی به جزئیات آن ماجراها دارد.

 

منفعل/سازنده

همسرم درباره موفقیت یا خوش شانسی من خیلی هیجان زده نمی شود اما برای من خوشحال می شود.

همسر من معمولا بی سروصدا حمایت خودش را از موفقیت من نشان میدهد.

همسر من زیاد حرف نمی زند اما میدانم که او خوشحال است.

 

فعال/مخرب

 

همسر من معمولا اسکالی در موفقیت من پیدا می کند.

همسرم اغلب خاطرنشان می کند که اکثر اتفاقات خوب جنبه های بدی هم دارند.

او مضرات آن اتفاق خوب را پیدا می کند و می گوید.

 

منفعل/مخرب

 

بعضی اوقات متعجب می شوم که موفقیت های من اهمیت چندانی برای او ندارد.

همسر من توجه چندانی به من ندارد

همسرم نسبت به موفقیت های من اغلب بی علاقه به نظر می رسد.

 

فعال/سازنده بودن ارزشش را دارد

 

پیامدهای فعال سازنده بودن در مقایسه با انواع دیگر واکنش ها مهم و اساسی است. زوج هایی که گزارش می دهند همسری فعال/سازنده دارند عاشق ترند، تعهد بیشتری به هم دارند و همچنین رضایت زناشویی بالاتری دارند.

 

منبع:

http://www.authentichappiness.sas.upenn.edu/newsletter.aspx?id=48

 

سلیگمن، مارتین. (۱۳۹۲). عشق و اتفاقات مثبت. علی فیضی (مترجم).
+ نوشته شده در  چهارشنبه بیست و دوم مهر ۱۳۹۴ساعت 15:22  توسط  دکتر جلال مرادی  | 

۳

۱ – نقاشــــی کـــــردن خوابها:
هرگاه خواب ترسناکی کودک شما را اذیت می کند از او بخواهید آنچه را که در خواب دیده نقاشی کند. سپس بگذارید تمام چیزهایی را که در نقاشی اش کشیده برای شما توضیح دهد. پای حرف های کودکتان بنشینید تا درباره هیولا یا صحنه ترسناکی که در خواب دیده است دقیقاً توضیح دهد. با این روش به تدریج تلخی آن خواب را از او بگیرید. وقتی کودک در روشنایی روز خواب ِ بد خود را تعریف می کند وحشت و هراس آن کابوس رنگ می بازد و از بین می رود. همچنین کودک می تواند خواب های قشنگ خود را هم نقاشی کند. به کمک ترسیم خواب های قشنگ، بچه می تواند خواب خود را بسط دهد و شما هم بدین ترتیب می توانید از روی این رؤیاهای زیبا در شب های آینده قصه های خوبی برای او نقل کنید.

۲ – شمــــردن گــــوسفندان:
صداها یا تصاویر ذهنی ای که به صورت یکنواخت در ذهن مرور می شوند تأثیر خواب آور دارند. شما می توانید برای کودکتان از روش معروفِ شمردن گوسفندان استفاده کنید. لازم نیست که فرزند شما حتما گوسفندانی را تصور کند که در ذهن خود به آنها اجازه عبور می دهد. از طرفی نباید آنها را بشمارد چون این به معنی تلاش و زحمتی است که کودک شما را مجبور به بیدار ماندن می کند. به فرزندتان بگویید بره های ناز، بچه گربه ها یا پروانه های رنگارنگ را تجسم کند که در صفی طولانی سلانه سلانه از مقابل چشمان او عبور می کنند.

۳ – پـــــــرخوری کمـــی قبل از خواب
پرخوری کمی قبل از خواب می تواند منجر به مشکلات فراوانی در خوابیدن به خصوص در نیمه شب شود. بهتر است که کودک حدود دو ساعت قبل از خواب به همراه دیگر اعضای خانواده شامش را بخورد و قبل از خواب نیز به اندازه کافی آب بخورد، همچنین به دستشویی برود تا نیمه شب مجبور نباشد به این خاطر دوباره از خواب برخیزد.

۴ – رنگهــــا بر روان و سلامتــــی انسانها تأثیر بســــزایی دارند.
در انتخاب رنگ ملافه و روبالشی کودک این نکته را حتماً در نظر داشته باشید. اصولاً در این مورد نباید از رنگ های محرک و تند استفاده کرد . رنگ های بسیار تیره، قهوه ای، مشکی، آبی تیره بیشتر تأثیر ترسناک و وحشت انگیز دارند و در کودک ایجاد خوف می کنند. کوچولوها از ملافه ها و روبالشی هایی که طرح های گل و اسباب بازی یا حیوانات با نمک و کارتونی روی آ نها حک شده باشد، بسیار خوششان می آید. بچه های پیش دبستانی هم نسبت به رنگ های قهوه ای روشن، قرمز سیر، سبز ملایم و آبی روشن احساس خوبی دارند. بنابراین تا می توانید فضای اطراف محل خواب کودک را از وجود اشیای با رنگهای تند و براق و درخشان خلوت کنید. یک محیط ساده و عاری از تنوع زیاد، همراه با آرامش، می تواند بهترین موقعیت برای خواب کودک باشد.

۵ – نه تنها احساس آرامش و راحتی، بلکه احساس ناامنی نیز به کودک انتقال می یابد.
سعی نکنید در هنگام خواب تندتند به بچه سر بزنید. این کار سبب مزاحمت برای کودک می شود و او فکر می کند که شما از دستش ناراحت یا عصبانی هستید و در نتیجه مرتب از خواب بیدار می شود.

۶ – دما و رطــــوبت اتاق نقش مهمــــی در خوب خوابیدن دارند.
در زمستان ها اتاق خواب بچه ها را بیش از حد گرم و هوای آن را خیلی خشک نکنید. چند ساعت قبل از خواب، شوفاژ یا بخاری را خاموش و هوای اتاق را تهویه کنید. دمای اتاق در طول زمان خواب نباید از ۱۸ درجه سانتیگراد تجاوز کند. در طول شب نیز به اندازه کافی به فکر تهویه هوای اتاق باشید. گوشه پنجره یا در اتاق را باز بگذارید که همیشه هوای تازه در داخل جریان داشته باشد. همچنین در مواقع فوری قرار دادن دستمال مرطوبی روی شوفاژ یا کتری آب روی بخاری نیز به ازبین بردن سریع خشکی هوا کمک می کند.

۷ – کــــودک را حتماً در رختخــــواب خودش بخوابانید.
در مواردی که بچه مریض می شود یا به خاطر یک کابوس ترسناک نیمه شب از خواب می پرد و دیگر خوابش نمی بَرد می توانید او را استثنائاً پیش خودتان بخوابانید.

۸ – تغذیه سالم می تواند تأثیر بســــزایی در خواب راحت او داشته باشد.
کمبود آهن در بدن می تواند در بدخوابی کودک مؤثر باشد .از آنجایی که کودک در سنین رشد قرار دارد برنامه غذایی فرزندتان را باید طوری تنظیم کنید که ویتامین ها و مواد معدنی به میزان کافی در آن موجود باشد. برای این منظور می توانید از گوشت، سبزی، میوه یا حبوباتی چون نخود و لوبیا که سرشار از آهن هستند استفاده کنید. اما گوشت و ماهی بهتر است، چون آهن موجود در آن سریع تر و آسان تر جذب بدن می شود.

۹ – هنگام نزدیک شدن وقت خواب، به آرامــــی به کودک بگویید بازی دیگــــر بس است و باید زودتــــر به رختخوابش برود.
سپس دستش را بگیرید و او را در مسواک زدن، پوشیدن لباس خواب، شب بخیر گفتن به اعضای خانواده و عروسکش همراهی کنید. و در نهایت، قبل از خواب برایش قصه بگویید

۱۰ – نگاه مثبت به روزی که در پیش است، تأثیر بسزایی در خوب خوابیدن دارد.
کودک را در جریان برنامه ها و تفریحاتی که قرار است فردا با همدیگر انجام دهید بگذارید. این تفریحات می تواند شامل پارک رفتن، یا دیدار دوستان و آشنایان باشد. ضمناً از دادن وعده های پوچی که در او تأثیر منفی می گذارند پرهیز کنید.
دکتر جلال مرادی

+ نوشته شده در  چهارشنبه بیست و دوم مهر ۱۳۹۴ساعت 15:20  توسط  دکتر جلال مرادی  | 

۳

نیازهای اساسی عاشقانه زن و مرد
نیاز های اساسی زن :
۱- علاقه ۲- درک ۳- احترام ۴- عشق ورزی ۵- اعتبار ۶- اطمینان خاطر

نیازهای اساسی مرد:
۱- اعتماد ۲- پذیرش ( باور داشتن ) ۳- قدردانی ۴- تحسین ۵- تایید ۶- تشویق

این بدان معنا نیست که هر کدام از زن و مرد به نیازهای اساسی دیگری نیاز ندارند. بلکه منظور این است که شخص ، پیش از آنکه بتواند از انواع دیگر عشق بهره مند شود باید یکی از نیازهای اساسی اش بر آورده گردد.

چگونه این نیازها را برآورده کنیم:

۱- زن به علاقه و مرد به اعتماد نیاز دارد

وقتی مرد به احساسات همسرش ابراز علاقه نشان می دهد ، زن احساس می کند که شوهرش به او علاقه مند است و به او توجه دارد و مرد توانسته نیاز اساسی همسرش را بر آورده سازد . زن نیز اگر به گونه ای به شوهرش بنگرد که او را باور دارد ، مرد احساس می کند که همسرش به او اعتماد دارد و همین باور مثبت ، نخستین نیاز اساسی عاشقانه مرد را بر آورده می سازد و به خودی خود مرد نیز توجه بیشتری به احساسات و نیازهای همسرش می نماید.

۲- زن نیازمند درک و مرد نیازمند پذیرش است

وقتی مرد بدون داوری و از روی همدلی به ابراز احساسات همسرش گوش می دهد زن حس میکند که او به حرفهایش توجه و او را درک میکند . مفهوم درک کردن این نیست که با افکار و احساسات شخص تا حال حاضر آشنا باشیم بلکه مفهوم درک کردن از آنچه می شنویم و آنچه در جریان گفتگو و ارتباط ، ارزش پیدا میکند به دست می آید.
هر چه بیشتر زن احساس کند که شوهرش به حرفهای او گوش میدهد و او را درک می کند آسانتر میتواند شوهرش را بپذیرد و باور داشته باشد . مفهوم باور داشتن و پذیرش به این معناست که زن ، شوهرش را به گونه ای صمیمانه بپذیرد و از او استقبال کند و به این معنا نیست که زن فکر کند شوهرش از هر جهت کامل و بی عیب است بلکه حاکی از آن است که زن تلاش نمی کند شوهرش را اصلاح نماید . او به شوهرش اعتماد می کند که خودش در پی اصلاح خویش باشد در نتیجه مرد هم بهتر او را درک میکند

۳- زن به احترام و مرد به تقدیر نیاز دارد

وقتی مرد نشان میدهد که حقوق و خواسته ها و نیازهای زن در اولویت قرار دارد در واقع به همسرش احترام گذاشته است . تقدیم یک شاخه گل و به یاد داشتن سالگرد تولد یا ازدواج ، ازجمله جنبه های عینی احترام گذاشتن است که برای بر آورده ساختن سومین نیاز اساسی زن بسیار ضروری است و در نتیجه به راحتی از شوهرش تقدیر می کند و یکی از نیازهای اساسی مرد را بر طرف میکند و وقتی مرد مورد تقدیر قرار میگیرد احساس می کند که تلاشهای او بی فایده نبوده است و دلگرم می شود تا بیشتر تلاش کند و خود به خود انگیزه پیدا می کند تا به همسرش بیشتر احترام بگذارد

۴- زن به عشق ورزی و مرد به تحسین نیاز دارد

وقتی مرد به نیازهای همسرش اولویت می دهد و خود را متعهد می سازد تا از همسرش حمایت کند و نیازهای او را بر آورده سازد در واقع چهارمین نیاز اساسی همسرش از این طریق تامین می شود و وقتی زن دریابد که شوهرش دیوانه وار او را دوست دارد و تنها به او می اندیشد احساس بالندگی می کند و باعث می شود که به راحتی به تحسین و ستایش شوهرش بپردازد . مرد زمانی احساس ستایش میکند که همسرش از ویژگی های منحصر به فرد یا استعداد های او به وجد آید مثل شوخ طبعی ، مقاومت ، صداقت ، مهربانی ، عاقل بودن و …

۵- زن خواهای کسب اعتبار و مرد نیازمند تایید است

وقتی مرد مخالفتی با احساسات و خواسته های همسرش ندارد و در عوض ، آنها را تایید میکند و میپذیرد ( البته در مورد احساسات و خواسته هاس شرعی و منطقی و دور از گناه ) همسرش احساس میکند مورد محبت قرار گرفته و پنجمین نیاز اساسی او بر آورده می شود و وقتی مرد می فهمد که چگونه به همسرش ثابت کند که نظر او را محترم می شمارد در واقع اطمینان خاطر پیدا میکند که همسرش با او موافق است و از این طریق نیاز مرد براورده میشود . هر مردی دوست دارد که در نزد همسرش یک قهرمان باشد

۶- زن به اطمینان خاطر و مرد به تشویق نیاز دارد

وقتی مردبارها به همسرش نشان میدهد که به او توجه دارد و او را درک کرده ، احترام میگذارد و به او اعتبار می بخشد و محبت میکند همسرش اطمینان خاطر پیدا میکند و نیازش برآورده می شود و احساس میکند که شوهرش همچنان او را دوست دارد و دوستی او لحظه ای نیست . مرد برای اینکه ششمین نیاز اساسی عاشقانه همسرش را براورده سازد بایستی به او بارها و بارها اطمینان خاطر دهد و به همین شکل ، زن نیز باید با تشویق کردن همسرش نیاز اساسی او را براورده سازد . زن باید با اطمینان به تواناییها و قابلیتهای همسرش و تشویق او ، احساساتی چون امیدواری و شجاعت را به وی منتقل کند . مرد وقتی مورد تشویق قرار بگیرد انگیزه پیدا میکند تا اطمینان خاطر عاشقانه ای را که همسرش نیازمندآن است به او ببخشد

دکتر جلال مرادی

+ نوشته شده در  چهارشنبه بیست و دوم مهر ۱۳۹۴ساعت 15:18  توسط  دکتر جلال مرادی  | 

 

اگر در زندگی زناشویی این۱۸ گزینه را انجام دهید مطمئن باشید که شما بهترین همسر خواهید بود.

۱- صبور باشیم؛ اگر رفتار همسرمان را خوشایند نمی‌دانیم بهتر است با حوصله و تأمل و در شرایط مناسب او را از چگونگی رفتارش آگاه کنیم. تقویت رفتارهای مطلوب و نادیده گرفتن رفتارهای نامطلوب.

۲- منطقی رفتار کنیم؛ مسایل را منطقی و درست بررسی کنیم و به جای منافع شخصی، مصالح زندگی مشترک را در نظر بگیریم و بی‌طرفانه قضاوت کنیم. البته سعی نکنید سر هر موضوعی میزگرد تشکیل بدهید برخی اوقات نیازی نیست برخی رفتارها را موشکافی کنید.

۳- کم توقع باشیم؛ از همسرمان آن‌قدر انتظار داشته باشیم که بتواند به انتظارات پاسخ دهد. به این معنی که برای براورده کردن انها به همسرتان زمان بدهید.

۴مثبت‌نگر باشیم؛ به رفتارهای خوب همسرمان بیشتر بیندیشیم و جنبه‌های خوب زندگی را فراموش نکنیم.

۵-شنونده ی خوبی باشیم؛ هنگامی که همسرمان با ما صحبت می‌کند حتی‌الامکان به چشمان او نگاه کنیم و یا با اشاره و سرتکان دادن نشان دهیم که به حرف‌های او توجه داریم. صحبت هایتان کوتاه و مشخص باشد.

۶- به شخصیت همسرمان احترام بگذاریم و حرمت یکدیگر را نزد خانواده و دوستان و … حفظ کنیم. تحت هر شرایطی این قانون را رعایت کنید.

۷- با یکدیگر مهربان باشیم؛ همسرمان را جزئی از وجود خود بدانیم، محسناتش را بازگو کنیم، برایش خوبی بخواهیم و در راه کمک به همسرمان تمام تلاش خود را به کار ببریم. با مهربانی می‌توانیم مالک قلب‌های یکدیگر باشیم و رابطه ی گرم و صمیمی بر قرار کنیم.

۸- به نیازهای همسر توجه کنیم؛ رفتار دلنشین و توأم با متانت موجب می‌شود خواسته‌های خود را به راحتی بیان کند.

۹- قدرشناس باشیم؛ از همسرمان به خاطر انجام وظایف، مسوولیت‌ها و همکاری‌هایش قدردانی کنیم برای ابراز سپاسگزاری و تشکر به کلمه‌های خاصی نیازمند نیستیم!

۱۰- الگوی خوبی باشیم؛ طوری رفتار کنیم که الگوی رفتاری مناسبی برای همسر و فرزندان خود باشیم.

۱۱- خود را به جای همسرمان بگذاریم؛ دنیا را از دریچه ی نگاه او ببینیم و از خود بپرسیم : «اگر من جای او بودم چه می‌کردم؟»

۱۲- به خواسته‌ها و افکار یکدیگر احترام بگذاریم؛ فراموش نکنیم که ازدواج پیمان همکاری و تشریک مساعی است.

۱۳- با جملات زیبا از همسر خود دلجویی کنیم؛ یک جمله ی شورانگیز می‌تواند طوفانی از خشم وغضب و نفرت را خاموش کند و بنای زندگی را از خطرات گوناگون دور سازد.

۱۴- به همسر خود بگوییم که من به خاطر عشق به تو همه ی سختی‌های زندگی‌مان را می‌پذیرم چنین جملاتی باعث دلگرمی او می‌شود.

۱۵- سختی‌ها و مشکلات محیط کار را در حد ضرورت با همسرمان در میان بگذاریم؛ هم فکری بار مشکلات را سبک‌تر می‌نماید. البته توجه داشته باشید که بازگو کردن موجب نگرانی طرف مقابل نشود.

۱۶- فرمان ندهیم؛ نباید خانه را به پادگان تبدیل کنیم، متوجه باشیم که خانه کانون عشق و محبت است نه محل یکه تازی و خشونت.

۱۷- روی نقاط ضعف همسر خود انگشت نگذاریم؛ هر فردی ممکن است در موارد مختلف دچار ضعف باشد آشکار کردن و بزرگ جلوه‌دادن این نقاط ضعف موجب ایجاد کدورت می‌شود. هرگز نباید از نقطه ضعف‌ها به عنوان اسلحه‌ای برای سکوت یا شکست دادن همسر استفاده کنیم.

۱۸- مقابله به مثل نکنیم؛ از رفتارهای تلافی جویانه بپرهیزیم و سعی کنیم به جای مقابله به مثل، رفتار مناسب را به او یادآوری نماییم.

دکتر جلال مرادی

+ نوشته شده در  چهارشنبه بیست و دوم مهر ۱۳۹۴ساعت 15:16  توسط  دکتر جلال مرادی  |