مدیریت آینده پژوهی سلامت و روانشناسی

اطلاعات و مقاله های روان شناسی و مدیریت آینده پژوهی

photo_2017-02-01_13-53-28

با کودکان داغدار چگونه رفتار کنیم؟

کودکان داغدار در شرایطی بسیار حساس قرار دارند و باید در رفتار با آنها نهایت دقت را داشته باشیم چون در روز های اول پس از فوت یکی از بستگان، کودکان بسیار دلگیر خواهند بود و نمی دانند چگونه رفتار کنند و خود را کنترل کنند.
مرگ عزیزان ، یکی از دردناک ترین تجربه هایی است که بی تردید هر کس در طول زندگی خود با آن روبرو شود و کودکان نیز به عنوان بی دفاع ترین افراد، از این قاعده مستثنا نیستند .

درآغوش گرفتن کودک
کودک را در آغوش بگیرید : پیش از هر اقدامی، برای نشان دادن حس همدردی و همدلی ، کودک داغدار را در فرصت های مناسب در آغوش بگیرید، بدون اینکه حرفی بزنید .

برای کودک داستان بخوانید : برای کودکی که عزیزی را از دست داده، داستان هایی تعریف کنید که شخصیت های آن شبیه شخصیت های زندگی واقعی کودک باشند، تا به برون ریزی عاطفی او کک کنید . همچنین می توانید از او بخواهید بعضی قسمت های داستان را ادامه دهد و تعریف کند .

 

نقاشی

همراه کودک نقاشی کنید : وقتی با کودک داغدار مشغول نقاشی کردن می شوید، کودک می تواند با بیان احساساتش درباره ی افرادی که تصویرشان را نقاشی می کند، احساسات نهفته ی خود را آشکار کرده و وجودش را از غم و غصه خالی کند .

 

 

 

 

دیدن البوم

آلبوم عکس های خانوادگی را ورق بزنید: تماشای عکس های آلبوم خانوادگی به همراه کودک این امکان را فراهم می آورد که خاطرات مربوط به فرد فوت شده را با هم مرور کنید .

به فراموش کردن متوفی توصیه نکنید : وقتی از کودک می خواهید عزیز از دست رفته اش را فراموش کند، در واقع در او احساس گناه ایجادمی کنید، بهتر است به جای این اقدام، با پر رنگ کردن نقش فرد دیگری که در زندگی او جایگاه مهمی دارد، کودک را به طور غیر مستقیم در مسیر فراموش کردن فردی که از دست داده ، قرار دهید .

به زیارت اهل قبور بروید : بردن کودکان به محل دفن عزیزانشان و فراهم کردن فرصتی که با آن ها صحبت کنند ، در فواصل زمانی مناسب ، مفید است و به کودک در پذیرش بهتر این واقعیت کمک می کند .

  

باورهای نادرست در برخورد با کودکان داغدار

کودکان نباید در مراسم سوگواری شرکت کنند! حضور در مراسم خاکسپاری، نگه داشتن یادگاری های مشخصی از شخص مرده و مشارکت در قسمتی از مراسم، روش های خوبی هستند که کودکان می توانند از طریق آن ها در فرایند خداحافظی شرکت کنند.

در حضور کودک داغدیده ، درباره مرگ صحبت نشود : واقعیت این است که کودک داغدیده نیاز دارد و می خواهد که درباره ی چیز یا کسی که از دست رفته، صحبت کند. بهتر است به کودک اجازه دهید هر زمان که می خواهد درباره ی احساس و افکارش صحبت کند، اطرافیان باید به وی نشان دهند که به شنیدن صحبت هایش علاقه دارند ، احساسش را درک کرده و سعی نمی کنند او را از بحث مورد نظر منحرف کنند یا به موضوع دیگری بپردازند

حرفی نزنیم که کودک به گریه بیفتد : سوگ از دست دادن، پیری، بیماری، همه جزئی از زندگی هستند، بهتر است اجازه دهیم بچه ها با این مقوله ها نیز آشنا شوند ، حرف بزنند ، احساساتشان را بگویند و افکارشان را بیرون بریزند تا بتوانیم به آن ها سازگاری با فشارهای زندگی روزمره را بیاموزیم .

او به مسافرتی طولانی رفته است : وقتی به کودکی که عزیزی را از دست داده می گوییم: او به مسافرتی طولانی رفته! ممکن است این پرسش ها در ذهنش شکل بگیرد که چرا خداحافظی نکرد ؟ کجا رفته است؟ کی بر می گردد؟ چرا مرا با خود نبرد؟ آیا ممکن است مادرم هم به مسافرت برود ؟ حتی ممکن است پس از آن ماجرا، مسافرت رفتن هر کس دیگر در کودک ایجاد اضطراب کند و یا او همیشه منتظر باشد که فرد فوت شده روزی از سفر بازگردد.

خدا او ا از ما گرفت چون او خیلی خوب بود : کودک با شنیدن چنین جمله هایی ممکن است فکر کند : آیا ممکن است برای همه آدم های خوب چنین اتفاقی رخ دهد ؟ چرا خدا مرا با خودش نبرد من که خوب هستم ؟ اگر بد بشوم ممکن است خدا مرا با خودش نبرد ؟

او خوابیده و دیگر بیدار نمی شود: توضیح مرگ به این گونه ممکن است دو حالت را در کودک ایجاد کند : نخست ، ترس از خوابیدن خودش و حتی اطرافیان و دیگر، تصور اینکه مرگ نیز مانند خواب ، پدیده ای قابل برگشت است .

یک کودک فعال ، کودک در حال سوگ نیست: متاسفانه چیزی که باعث می شود افسردگی و اندوه کودکان کمتر تشخیص داده شود این است که ما انتظار داریم آن ها در برابر افسردگی و سوگ واکنشی مانند افراد بالغ داشته باشند . کودکی ممکن است افسرده باشد ولی گاهی فعال به نظر برسد، با بچه های دیگر بازی کند، خاسته هایی داشته باشد اما گاهی هم در خود فرو رود و حساس و زودرنج شود. نباید انتظار داشت کودکان مانند افراد بزرگسال سوگواری کنند، بعضی از کودکان گریه می کنند و می گویند که غمگین هستند ، بعضی دیگر ممکن است طوری به نظر برسند که گویی هیچ احساسی ندارند و بعضی ها حالاتی از خشم و نفرت را نشان دهند. همه ی این واکنش ها لازم است پذیرفته شوند .

او چون خیلی می گرید دچار حمله عصبی می شود : گاهی وقت ها در مراسم های سوگواری، به افرادی که بسیار می گریند هشدار داده می شود که « این قدر گریه نکن اگر با این وضع پیش بروی دیوانه می شوی» انتقال چنین پیام هایی علاوه بر آن که به کودک اجازه ی بروز احساسات و هیجاناتش را نمی دهد، بر اضطراب او نیز می افزاید و ممکن است فکر کند اگر گریه کند عواقب وخیمی در انتظارش است. فراموش نکنید اشک های ما سرچشمه های طبیعی هیجان های درونی ما هستند که فوران می یابند . بیشتر افراد پس از گریه کردن احساس بهتری دارند آرا تر به نظر می رسند .

باید فعال تر باشی : گرچه تشویق کودک به حفظ روابط اجتماعی و خوب رس خواندن و به طور کلی شرکت فعال داشتن در فعالیت های زندگی روزمره اش، خوب و مفید است و کودک سوگوار نباید به طور کامل منزوی و گوشه گیر شود، اما با وجود این درست نیست که کدک را برای فعالیت زیاد و بازگشت به حالت قبل از سوگواری تحت فشار قرار دهیم و به تلاش بیشتر ، مسافرت و برقراری ارتباطات گروهی مجبور کنیم . این حالت ممکن است این تصور را در ذهن کودک ایجاد کند که تنهاست و کسی شرایطش را درک نمی کند.

+ نوشته شده در  چهارشنبه سیزدهم بهمن ۱۳۹۵ساعت 15:27  توسط  دکتر جلال مرادی  | 

بارگیری

 

۹ اشتباه رایج در تربیت فرزندان که باید ازش خودداری کنین

مرکز روانشناسی و مشاوره راز
تصویری

لطفا کلیک کنید:

https://t.me/razmosaver/4815

+ نوشته شده در  یکشنبه دهم بهمن ۱۳۹۵ساعت 17:41  توسط  دکتر جلال مرادی  | 

photo_2017-01-27_13-05-32

اختلافات و مشکلاتی که میان پدر و مادرها و فرزندان نوجوان وجود دارند مثل سریال های ادامه دار هستند. یعنی هم از نظر تعداد زیادند و هم از لحاظ عمق و کیفیت، پر دامنه اند. بیشتر مواقع این اختلافات به اندازه ای شدید می شوند که فضای پرمهر خانواده تبدیل به میدان جنگ، نفرت، مچ گیری و کینه جویی می شود به گونه ای که از آن خانواده فقط یک پوسته ظاهری و یک اسم باقی می ماند و از درون کاملا متلاشی می گردد.

ریشه اصلی اختلافات
شاید برای همه این پرسش پدید بیاید که چرا اوضاع روابط خانوادگی در دوره ای که کودکان پا به دوره نوجوانی می گذارند این همه متشنج می شود! اشکال از چه کسی است و مقصر کیست؟ آیا والدین با توقعات زیادشان عامل این اختلافات هستند یا نوجوانان با لج بازی و سربه هوا بودن آتش بیارهای اصلی معرکه اند؟
در پاسخ باید گفت هرچندگاهی والدین مقصر هستند و گاهی نوجوانان اما ریشه اصلی این مشکلات، «اختلاف مبنای فکری پدر و مادرها با فرزندان نوجوان» است. در واقع نگرش کاملا متضاد این دو به زندگی دلیل همه این درگیری هاست.

کدام اختلاف نظر؟
پدرها و مادرها افرادی پا به سن گذاشته و با تجربه اند. به قول معروف سرد و گرم روزگار چشیده اند و در سال های طولانی زندگی با کامیابی ها و ناکامی های زیادی روبه رو شده اند. آن ها با دل و جان به این باور رسیده اند تنها رمز موفقیت در زندگی «پیشرفت» است. والدین از نوجوان انتظار دارند این مسئله را درک کند و او هم فقط به دنبال پیشرفت باشد و همه فکر و ذکرش تلاش جدی در این راه باشد.
نوجوان اما به گونه ای دیگر می اندیشد. او تازه از دوران کودکی بیرون آمده و هنوز هم بسیاری از روحیات آن سن و سال را در خودش دارد. نوجوان بر این باور است که تنها رمز خوشحالی و شاد بودن در زندگی، «تفریح» است. اختلاف نظر اصلی والدین با نوجوانان همین جاست. آن ها از او پیشرفت می خواهند در حالی که او به دنبال تفریح و بازی است.

یک مثال جالب
فرض کنید شما بزرگترین دانشمند جهان هستید. بر تمامی دانش ها مسلط هستید و همه چیز را بهتر از دیگران می فهمید و می دانید. از طرفی یک پیرمرد و پیرزن بسیار مسن و کاملا بی سواد نیز در خانه شما زندگی می کنند و همواره شما را امر و نهی می کنند. در تمام کارهایتان دخالت می کنند و هرروز دستور جدیدی به شما می دهند. شما در این وضعیت چه حسی نسبت به آنها خواهید داشت؟
متاسفانه باید به والدین عرض کنم که نوجوان دقیقاً همین طور فکر می کند. او نه تنها فقط به دنبال تفریح است بلکه خودش را آن دانشمند همه چیز دان می داند که نیاز به مشورت و نصیحت هیچ کسی ندارد و شما را پیرمرد و پیرزن بی سوادی فرض می کند که از هیچ چیزی سر در نمی آورید و فقط دخالت می کنید. اگر والدین بتوانند این نکته دقیق روان شناسی را درک کنند قطعا در رفتارشان با نوجوان تجدید نظر خواهند کرد.

چه باید کرد؟
بسیار مهم است که که والدین بدانند نوجوان نه نادان است، نه بی خیال و نه لجباز بلکه تمام رفتارها و طرز فکرهایش «اقتضای سن او» هستند. پدر و مادرها دقت داشته باشند که تنها راه نفوذ در نوجوان، تفاهم با اوست و این تفاهم فقط و فقط از راه صمیمیت با او حاصل می شود. دوستی با نوجوان، صمیمیت با او و در عین حال حفظ جایگاه پدری یا مادری چیزی است که به مرور به دست می آید و صد البته مطالعه کتاب های تربیتی و فرزندپروری در این میان جایگاه ویژه ای دارد.

کار مهمی که والدین باید انجام دهند این است که زمینه تفریح، بازی، سرگرمی و خوش گذرانی را برایش فراهم کنند. برخی از آزادی ها را به او بدهند و در این زمینه سخت نگیرند. حتی گاهی اجازه بدهند اشتباه کند تا بتواند تاثیرات بد برخی از کارها را به چشم خودش ببینند و با همه این ها دست دوستی را به سویش دراز کنند و نصیحت ها، گوشزد ها و نکات لازم برای پیشرفت را صمیمانه به او بگویند. در واقع هر توقعی از او دارند و هرچیزی که از او می خواهند را با «قاطعیتی دوستانه» بیان کنند و مطمئن باشند تندی، بداخلاقی و داد و فریاد هیچ چیزی را درست نمی کند و فقط روابط را دور و تیره می کند. اگر پدران و مادران این نکات را رعایت کردند و روابطشان با نوجوان بهبود یافت به قول استیون هاوکینگ می توانیم ادعا کنیم که طرح بزرگ را یافته ایم!

+ نوشته شده در  یکشنبه دهم بهمن ۱۳۹۵ساعت 17:22  توسط  دکتر جلال مرادی  | 

خواسته هایش حد و اندازه ندارد. از صبر و حوصله هم خبری نیست. کافیست چیزی را بخواهد و برایش فراهم نشود. زمین را به آسمان می دوزد. با همسالانش هم کنار نمی آید و همه چیز را برای خودش می خواهد. قهر و بهانه گیری هم که برنامه روز و شب اوست. به این بچه می گوییم لوس.

واقعاً چه چیزی بچه های ناز و دوست داشتنی را تا این اندازه نچسب و بد اخلاق می کند. سر نخ را باید در گوشه و کنار رفتارهای خودمان جست و جو کنیم.

چه کنیم فرزندانمان لوس نشوند؟
۱- وقتی مشکلات زندگی دیگر جایی را برای تحمل نق زدنهای بچه باقی نمی گذارد ترجیح می دهیم هر چه میخواهد فوراً برایش مهیا کنیم تا غائله بخوابد. گاهی هم به یاد محرومیتهای دوران کودکی خودمان تصمیم می گیریم بهشت را برای فرزندمان از آسمان به زمین بیاوریم. مهمترین دلیل لوس شدن بچه ها همین اشتباهات به ظاهر کوچک است.

۲- در اجرای مقررات در خانه مهربان و قاطع باشید. نه عصبانی بشوید و نه کوتاه بیایید. البته زیاد مقرراتی بودن هم خوب نیست و بچه را لجباز و سرکش می کند . پس مقررات خشک و دست و پا گیر را کنار بگذارید ولی در اجرای قوانین ضرورری کاملاً مصمم باشید و به هیچ وجه کوتاه نیایید.

۳- از “نه” گفتن نترسید. تحمل “نه” شنیدن هم یک مهارت است. این مهارت را باید در کودکی آموخت.

۴- انتظار تلخ است اما مایه رشد شخصیت کودک است. در یک سال اول زندگی فوراً به نیازهای کودک رسیدگی کنید اما در سالهای بعد او را حتی برای یک لیوان آب مدتی منتظر بگذارید. زمان انتظار را متناسب با سن و سال کودک افزایش دهید. در ۵ سالگی می توانید او را برای به دست آوردن عروسک پشت ویترین ماهها منتظر بگذارید.

۵- اطرافیان و بخصوص پدر بزرگها و مادربزرگهای مهربان هم بهتر است خودشان را با پدر و مادر کودک هماهنگ کنند.

۶- تک فرزندی هم گاهی (نه همیشه) زمینه مساعدی برای لوس شدن بچه است.

+ نوشته شده در  یکشنبه بیست و یکم آذر ۱۳۹۵ساعت 13:47  توسط  دکتر جلال مرادی  | 

Parent-Child Relational Problem

 Parent-Child Relational Problem

مشکل روابط والد – کودک
– تشخیص
– اسیب شناسی
– اموزش
PMT
PCIT
CPRT
دکتر جلال مرادی
مرکز روانشناسی و مشاوره راز
صوتی
https://telegram.me/razmosaver/3294

+ نوشته شده در  سه شنبه نهم شهریور ۱۳۹۵ساعت 14:51  توسط  دکتر جلال مرادی  | 

با توجه به پیچیدگی های دنیای امروزی و دنیای مجازی شما نمی توانید تمام امور را به طور تمام و کمال به کنترل خود درآورید، به ویژه این که نوجوانان امروزی مانند مهندسان زیردستی عمل می کنند که به راحتی می توانند ترفندهایی را به کار ببرند و رمزها و یا برنامه هایی را که برای کنترل کردن آن ها اعمال کرده اید، به قول خودشان دور بزنند؛ بنابراین بهترین کار این است که استفاده فرزندانتان از دنیای مجازی را مدیریت کنید.

یادتان باشد همیشه واژه کنترل کردن به نوعی جبر و تهدید را با خود به همراه دارد و تا اسم کنترل کردن می آید، نوجوان با حالت دفاعی برخورد می کند، اما وقتی بگویید می خواهید استفاده از اینترنت را برای اعضای خانواده مدیریت کنید و با هم تبادل نظر کنید که چه گونه این تکنولوژی را به کار بگیرید، حتما کارتان راحت تر خواهد شد.


ادامه مطلب
+ نوشته شده در  دوشنبه بیست و هفتم اردیبهشت ۱۳۹۵ساعت 16:22  توسط  دکتر جلال مرادی  | 

 

۳

۱- باید به کودک نحوه‌ی صحیح ارتباط با دیگران را آموخت؛ کودک باید یاد بگیرد چگونه و به چه شکلی احساسات منفی خود را بروز دهد؛ بدون آن‌که ادب و اخلاق را زیر پا بگذارد؛ مثلا باید به او آموخت: «فرزندم اگر از کسی ناراحت می‌شوی، به جای ناسزا گفتن، به او بگو: «من از تو ناراحت شدم.»

 

۲- تغافل: به معنای عمدا خود را به غفلت زدن است؛ یعنی وقتی بچه‌ها ناسزا می‌گویند یا پرخاشگری کلامی دارند، واکنشی نشان ندهیم و خودمان را به غفلت بزنیم؛ اما به شکلی عمل کنیم که کودک متوجه شود ما متوجه آن ناسزاگویی و ناراحت شدیم؛ مثلا بدون این‌که به کودک چیزی بگویم فقط به او نگاه کنیم و بعد به کاری دیگری مشغول شویم.

 

۳- واکنش احساسی شدید (مثل داد زدن، فریاد زدن، ترساندن بچه با اصطلاحات بد) نشان ندهیم؛ چون این کار هم می‌تواند باعث لجبازی و تقویت کار کودک شود و هم باعث تحقیر او گردد.

 

۴- نشان دادن عدم رضایت خود از فرزند: اگر دیدیم تغافل جواب نمی‌دهد، از این روش استفاده می‌کنیم. مثلا به کودک بگوییم «من واقعا از این حرفی که می‌زنی ناراحت می‌شوم» و ناراحتی را در چهره هم نشان دهیم.

 

۵- بالا بردن ارزشمندی کودک‌: دادن شخصیت به کودک، مثلا بگویم «رضا تو پسر با ادبی هستی و من انتظار این حرف‌ها را از تو ندارم.»

 

۶- محروم کردن کودکان ناسزاگو: بایستی به صورت محدود و متعادل کودک ناسزاگو را به خاطر کار اشتباهش از چیزی که دوست دارد مثل تماشای یک کارتون، محروم کنیم.

 

۷- با روش‌های صحیح کمک کنیم کودک به شکل مطلوب اظهار وجود کند و خودش را نشان دهد و مورد توجه قرار گیرد؛ مثلا ۱۵ تا ۲۰ دقیقه در طول روز برای کودک وقت اختصاصی بگذاریم، صحبت‌های او را گوش دهیم، چشم در چشم با کودک حرف بزنیم و هنگامی که با او صحبت می‌کنیم به کار دیگری مشغول نشویم. این کار اعتماد به نفس و عزت نفس کودک را بالا می‌برد و میل به اظهار وجود او را به طور صحیح ارضا می‌کند.

 

۸- افکار منفی و ناامیدی را از کودک دور کنیم؛ زیرا این افکار می‌تواند عاملی برای فحاشی باشد.

 

۹- صدا و تصویر کودک را وقتی که فحش می‌دهد، ضبط کرده و بعد برای او پخش کنیم و به او نشان دهیم وقتی عصبانی می‌شود چه حالت بدی پیدا می‌کند تا دیگر این کار را انجام ندهد.

 

۱۰- یادمان باشد کودکی که ناآرام است، نیاز دارد به او کمک شود تا آرامش پیدا کند. نه این‌که با رفتارهای پرخاشگرانه‌ی ما به ناآرامی او افزوده شود. وقتی کودک ناآرام است ما آرامش‌مان را حفظ کنیم و به نا‌آرامی او اضافه نکنیم.

 

۱۱- به بچه‌ها عذرخواهی کردن را یاد بدهیم؛ زمانی‌که ما خودمان کار اشتباهی می‌کنیم عذرخواهی کنیم تا کودک هم یاد بگیرد در زمان اشتباه باید عذرخواهی کند. وقتی پدر و مادر در مقابل اشتباه خود مقاومت و آن‌را توجیه می‌کنند و حاضر به عذرخواهی نیستند، به فرزندشان هم یاد می‌دهند، که باید چنین کاری را انجام بدهد.

+ نوشته شده در  چهارشنبه بیست و دوم مهر ۱۳۹۴ساعت 15:25  توسط  دکتر جلال مرادی  | 

۳

۱- به فرزندتان آموزش دهید به تنهایی وسایل مدرسه‌اش را جمع کند و از شما انتظار انجام آن را نداشته باشد. برنامه هفتگی و روزانه کلاس را هر شب قبل از خواب جمع کنید، تا دانش آموز فردی منضبط و منظم به بار آید.

 

۲- سعی کنیدفرزندتان را عادت دهید  شب ها زودتر بخوابد(حد اکثر ۹ شب ) و صبح ها زودتر از خواب بیدار شوند.

 

۳- تاکید می شود در قبال مطالبی که می آموزد برای او جایزه ی مادی تعیین نکنید . دانش آموز کلاس اول شما با اشتیاق حروف ،کلمات و … را که بیاموزد به محض ورود به منزل برای شما بازگو خواهد نمود و با انگیزه ی درونی قوی به تلاش ادامه خواهد داد . این شماهستید که با  جایگزینی غلط جایزه به جای احساس رضایت و لذت درونی او را شرطی و کرده از لذت هایش می کاهید .

 

۶- بهترین جایزه برای او خوش حالی شماست ( پدر و مادر )و تحسین کلامی پس این ها را از او دریغ نکنید.

 

۵- تمرکز دانش آموزان به یک فعالیت معمولی بیش از ده دقیقه نیست . اگر هنگام انجام تکلیف به فعالیت های دیگر می پردازد تا حدی طبیعی است و لی باید مواظب باشید عادت نشود.

 

۶- درست و زیبا نوشتن بهتر از زیاد نوشتن است . این با کنترل نامحسوس فعالیت نوشتن دانش آموز امکان پذیر است. در روز های اول مدرسه در مورد نحوه ی نوشتن وی زیاد سخت گیری نکنید .

 

۷- از تدریس کتاب های درسی در خانه، قبل از تدریس و بعد از تدریس معلم، خودداری شود تا دانش آموز دچار تعارض نشود.

 

۸- نوشتن تمرین ها  و تکالیف، به منظور کمک به کودک خودداری شود و فقط نقش راهنما را ایفا کنید. اجازه بدهید فرزند دلبندتان فکر کند، بنویسد، پاک کند، اشتباهاتش را کشف و اصلاح کند تا سرانجام یاد بگیرید. از این طریق عضلات دست کودک تقویت شده، آمادگی کافی برای نوشتن در آینده را کسب می کند.

 

۹- زمانی که فرزندتان از مشکلات خود صحبت می کند با منطقی ساده با او صحبت کنید و عجولانه قضاوت نکنید .چرا که ممکن است مشکل از سوی خود او باشد.

 

۱۰- هر روز از او بخواهید که وقایع مدرسه و چیز هایی که یاد گرفته را برای شما باز گو کند.این باعث تقویت کلامی و یادگیری دائمی مطالب درسی می شود.

 

۱۱- به فرزندتان از همین کلاس اول مسولیت بدهید. برای مثال کفش هایش را در جا کفشی قرار دهد و آنها را پاک کند ،موهایش را شانه کند، لباسهایش را مرتب کند و … تا فرزند شما احساس خود ارزشمندی کند.

 

۱۲- فرزندتان را به خواندن کتابهای غیر درسی، در گروه سنی خودش، تشویق کنید.

 

۱۳- در هنگام انجام تکالیف حتما در کنار فرزندتان حضور داشته باشیدو با مشاهده ی هرگونه ضعفی در او به معلم اطلاع دهید.

 

۱۴- برای انجام تکالیف و بازی و … برنامه ریزی کنید.و فرزندتان را ملزم کنید که از این برنامه پیروی کند.

 

۱۵ – سعی کنید تجربه نافرمانی در کودکان آموخته نشود، تکرار نافرمانی یعنی تثبیت کارها.

 

۱۶- به او ثابت کنید خودش را دوست دارید و عمل نادرستی که انجام داده را دوست ندارید

+ نوشته شده در  چهارشنبه بیست و دوم مهر ۱۳۹۴ساعت 15:23  توسط  دکتر جلال مرادی  | 

۳

۱ – نقاشــــی کـــــردن خوابها:
هرگاه خواب ترسناکی کودک شما را اذیت می کند از او بخواهید آنچه را که در خواب دیده نقاشی کند. سپس بگذارید تمام چیزهایی را که در نقاشی اش کشیده برای شما توضیح دهد. پای حرف های کودکتان بنشینید تا درباره هیولا یا صحنه ترسناکی که در خواب دیده است دقیقاً توضیح دهد. با این روش به تدریج تلخی آن خواب را از او بگیرید. وقتی کودک در روشنایی روز خواب ِ بد خود را تعریف می کند وحشت و هراس آن کابوس رنگ می بازد و از بین می رود. همچنین کودک می تواند خواب های قشنگ خود را هم نقاشی کند. به کمک ترسیم خواب های قشنگ، بچه می تواند خواب خود را بسط دهد و شما هم بدین ترتیب می توانید از روی این رؤیاهای زیبا در شب های آینده قصه های خوبی برای او نقل کنید.

۲ – شمــــردن گــــوسفندان:
صداها یا تصاویر ذهنی ای که به صورت یکنواخت در ذهن مرور می شوند تأثیر خواب آور دارند. شما می توانید برای کودکتان از روش معروفِ شمردن گوسفندان استفاده کنید. لازم نیست که فرزند شما حتما گوسفندانی را تصور کند که در ذهن خود به آنها اجازه عبور می دهد. از طرفی نباید آنها را بشمارد چون این به معنی تلاش و زحمتی است که کودک شما را مجبور به بیدار ماندن می کند. به فرزندتان بگویید بره های ناز، بچه گربه ها یا پروانه های رنگارنگ را تجسم کند که در صفی طولانی سلانه سلانه از مقابل چشمان او عبور می کنند.

۳ – پـــــــرخوری کمـــی قبل از خواب
پرخوری کمی قبل از خواب می تواند منجر به مشکلات فراوانی در خوابیدن به خصوص در نیمه شب شود. بهتر است که کودک حدود دو ساعت قبل از خواب به همراه دیگر اعضای خانواده شامش را بخورد و قبل از خواب نیز به اندازه کافی آب بخورد، همچنین به دستشویی برود تا نیمه شب مجبور نباشد به این خاطر دوباره از خواب برخیزد.

۴ – رنگهــــا بر روان و سلامتــــی انسانها تأثیر بســــزایی دارند.
در انتخاب رنگ ملافه و روبالشی کودک این نکته را حتماً در نظر داشته باشید. اصولاً در این مورد نباید از رنگ های محرک و تند استفاده کرد . رنگ های بسیار تیره، قهوه ای، مشکی، آبی تیره بیشتر تأثیر ترسناک و وحشت انگیز دارند و در کودک ایجاد خوف می کنند. کوچولوها از ملافه ها و روبالشی هایی که طرح های گل و اسباب بازی یا حیوانات با نمک و کارتونی روی آ نها حک شده باشد، بسیار خوششان می آید. بچه های پیش دبستانی هم نسبت به رنگ های قهوه ای روشن، قرمز سیر، سبز ملایم و آبی روشن احساس خوبی دارند. بنابراین تا می توانید فضای اطراف محل خواب کودک را از وجود اشیای با رنگهای تند و براق و درخشان خلوت کنید. یک محیط ساده و عاری از تنوع زیاد، همراه با آرامش، می تواند بهترین موقعیت برای خواب کودک باشد.

۵ – نه تنها احساس آرامش و راحتی، بلکه احساس ناامنی نیز به کودک انتقال می یابد.
سعی نکنید در هنگام خواب تندتند به بچه سر بزنید. این کار سبب مزاحمت برای کودک می شود و او فکر می کند که شما از دستش ناراحت یا عصبانی هستید و در نتیجه مرتب از خواب بیدار می شود.

۶ – دما و رطــــوبت اتاق نقش مهمــــی در خوب خوابیدن دارند.
در زمستان ها اتاق خواب بچه ها را بیش از حد گرم و هوای آن را خیلی خشک نکنید. چند ساعت قبل از خواب، شوفاژ یا بخاری را خاموش و هوای اتاق را تهویه کنید. دمای اتاق در طول زمان خواب نباید از ۱۸ درجه سانتیگراد تجاوز کند. در طول شب نیز به اندازه کافی به فکر تهویه هوای اتاق باشید. گوشه پنجره یا در اتاق را باز بگذارید که همیشه هوای تازه در داخل جریان داشته باشد. همچنین در مواقع فوری قرار دادن دستمال مرطوبی روی شوفاژ یا کتری آب روی بخاری نیز به ازبین بردن سریع خشکی هوا کمک می کند.

۷ – کــــودک را حتماً در رختخــــواب خودش بخوابانید.
در مواردی که بچه مریض می شود یا به خاطر یک کابوس ترسناک نیمه شب از خواب می پرد و دیگر خوابش نمی بَرد می توانید او را استثنائاً پیش خودتان بخوابانید.

۸ – تغذیه سالم می تواند تأثیر بســــزایی در خواب راحت او داشته باشد.
کمبود آهن در بدن می تواند در بدخوابی کودک مؤثر باشد .از آنجایی که کودک در سنین رشد قرار دارد برنامه غذایی فرزندتان را باید طوری تنظیم کنید که ویتامین ها و مواد معدنی به میزان کافی در آن موجود باشد. برای این منظور می توانید از گوشت، سبزی، میوه یا حبوباتی چون نخود و لوبیا که سرشار از آهن هستند استفاده کنید. اما گوشت و ماهی بهتر است، چون آهن موجود در آن سریع تر و آسان تر جذب بدن می شود.

۹ – هنگام نزدیک شدن وقت خواب، به آرامــــی به کودک بگویید بازی دیگــــر بس است و باید زودتــــر به رختخوابش برود.
سپس دستش را بگیرید و او را در مسواک زدن، پوشیدن لباس خواب، شب بخیر گفتن به اعضای خانواده و عروسکش همراهی کنید. و در نهایت، قبل از خواب برایش قصه بگویید

۱۰ – نگاه مثبت به روزی که در پیش است، تأثیر بسزایی در خوب خوابیدن دارد.
کودک را در جریان برنامه ها و تفریحاتی که قرار است فردا با همدیگر انجام دهید بگذارید. این تفریحات می تواند شامل پارک رفتن، یا دیدار دوستان و آشنایان باشد. ضمناً از دادن وعده های پوچی که در او تأثیر منفی می گذارند پرهیز کنید.
دکتر جلال مرادی

+ نوشته شده در  چهارشنبه بیست و دوم مهر ۱۳۹۴ساعت 15:20  توسط  دکتر جلال مرادی  | 

 

 

۳

جملاتی که والدین در هنگام صحبت کردن با کودک استفاده می کنند بر روحیه و روان کودک بسیار مهم و تاثیرگذارند پس سعی کنید از گفتن برخی جملات مخرب و ناراحت کننده به آنان پیشگیری کنید!

تربیت کودک کار ساده ای نیست. شما باید در رفتار با کودکتان محتاط باشید. ما در اینجا ۱۰ جمله‌ای را که نباید به بچه‌هایتان بگویید، برایتان آورده‌ایم.

۱٫ «بگذار من خودم این کار را انجام می‌دهم»
طبیعی است که می‌خواهید کنترل کارهای کودکتان را به عهده بگیرید. به عنوان مثال رختخواب او را جمع کنید یا اتاق‌اش را مرتب کنید اما با این کار او هیچ گاه نمی تواند(یا نمی‌خواهد) کارهایش را خودش انجام دهد.

۲٫ «گریه نکن»
کودکان باید در بیان احساسات‌شان آزاد باشند. زمانی که به کودکتان می گویید: «گریه نکن» در واقع به او می‌فهمانید که گریه کردن اشتباه است، در صورتی که این کار طبیعی است.

۳٫ «چرا نمی‌توانی شبیه… باشی؟»
هیچ چیز برای کودک دردناک‌تر از این نیست که بشنود برادر، خواهر یا دوستش بهتر از او است. به جای این کار، نقاط مثبت و منحصر به فرد او را تایید کنید.

۴٫ «آیا مطمئنی که می‌‌خواهی آن را بخوری؟»
به جای قضاوت درباره کودک بهتر است درباره تغذیه و عادات غذا خوردن و ورزش کردن با او به گفتگو بنشینید.

۵٫ «صبر کن تا… به خانه بیاید»
گفتن این جمله، ۲ اشتباه به همراه دارد. اول این که تنبیه او تا زمانی که فرد مورد نظر به خانه بیاید، به تاخیر می‌افتد و او قادر است در این زمان  به کار اشتباه خود ادامه دهد. دوم این که شما با گفتن این جمله نشان می‌‌دهید که بر کودکتان تسلطی ندارید.

۶٫ «اتفاقی نیافتاده، حال تو خوب است»
شاید برای ما یک خراش چیز بزرگی نباشد اما برای کودکتان این طور نیست. یک خراش کوچک می‌تواند بدترین اتفاقی باشد که برای او می‌افتد. به ناراحتی کودکتان اهمیت دهید اما آن را بزرگ جلوه نکنید.

۷٫ «من قول می‌دهم»
زمانی که شما زیر قول‌تان می‌زنید، در واقع اعتماد کودکتان را از بین می‌برید. بنابراین درباره مسائلی که احتمال می‌دهید ممکن است از توان شما خارج باشد، به جای کلمه «قول می‌دهم» از «سعی خودم را می‌کنم» استفاده کنید.

۸٫ «او… دیوانه است»
اگر شما نمی‌خواهید فرزندتان، خواهر یا برادر خود را دیوانه بخواند، شما نیز نباید دیگران را به این نام بخوانید.

۹٫ «دلیلی برای ترس وجود ندارد»
گفتن این جمله حقیقت ترس را برای کودکتان تغییر نمی‌دهد. بهتر است به جای این جمله با فرزندتان درباره ترس اش صحبت و به او در حل این مشکل کمک کنید.

۱۰٫ «منم از تو متنفرم»
ممکن است گاهی کودکتان از روی عصبانیت این جمله را به شما بگوید. در این شرایط به جای این که مانند او رفتار کنید، بهتر است به او بگویید که بر خلاف او، دوستش دارید

+ نوشته شده در  شنبه سی و یکم مرداد ۱۳۹۴ساعت 6:48  توسط  دکتر جلال مرادی  | 

+ نوشته شده در  شنبه سی و یکم مرداد ۱۳۹۴ساعت 6:45  توسط  دکتر جلال مرادی  | 

 

جلال مرادی

دکتری مدیریت آینده پژوهی سلامت و

کارشناس ارشد روان شناسی بالینی

 

۳

  • نکات مهم در تربیت جنسی کودکان این سن چیست؟

در این دوران اندامهای جنسی بدون تغییر می مانند و با گذشت زمان و نزدیک شدن زمان بلوغ علاقه بچه ها به کشف تفاوتهای جنسی افزایش می یابد. نقش و هویت جنسی بچه ها با برخوردهای مختلف والدین و جامعه شکل واضح تری به خود می گیرد. تاثیر مدرسه بر بچه ها بسیار قابل توجه است.

نکات مهم در آموزش جنسی دوران مدرسه :

–    در این دوران کودکان باید بیاموزند که بدنشان  به خودشان تعلق دارد و آنها مسئوول حفظ و نگهداری حریم خودشان می باشند.

–         نباید وادار به بوسیدن خویشاوندان و دوستان خانوادگی شوند.

–         روشهای مقابله با تجاوز و آزارهای جنسی را فرا بگیرند و هوشیاری لازم را به دست آورند.

 

  • شیوه های آموزش سلامت جنسی باید به چه صورتی باشد؟

باید توجه داشته باشیم که ما از طریق آموزش زمینه را برای تغییر نگرش ایجاد می کنیم. در واقع آموزش وسیله است و تغییر نگرش می شود هدف. نگرش مورد نظر ما این است که افراد بدانند که سلامت جنسی بخشی از بهداشت روانی خود آنهاست. چون تغییر نگرش در سنین بالاتر خیلی مشکل است. نکته دوم این است که در هر مرحله ای باید بخشی از مسایل را آموزش داد تا آموزش یک روند و سیر طبیعی پیدا کند ولی اگر یک دفعه این آموزش ها بخواهد هجوم بیاورد، فرد مشکل پیدا می کند. نکته سوم اینکه در آموزش مسایل جنسی قرار نیست که ما فقط به بحث رابطه جنسی بپردازیم. مسایل پیرامونی مثل برقراری رابطه یا حریم خصوصی، این موارد هم بخشی از تربیت جنسی فرد است که در برخی از موارد باید از سنین پایین تر به آن پرداخته شود.
جای بعضی آموزش ها در پیش دبستانی و دبستان است. از جمله اینکه در این سن، بچه ها باید به تدریج حریم ها را یاد بگیرند و آن وقت است که آموزش ما یک روند طبیعی پیدا می کند و اینکه اجازه ندهند که هر کسی لمسشان کند. این موارد را باید به بچه آموزش داد، در قالب های جذاب و متناسب باید با توجه به سن کودک یا نوجوان به وی آموزش داد؛ مثلا به شیوه هایی از قبیل نمایش، داستان، بازی های عروسکی با کودک.

از سوم دبستان تا اول راهنمایی، دوره نهفتگی است، یعنی به صورت موقت مسایل جنسی برای فرد مشغولیت ایجاد نمی کند. در این دوره آموزش های لازم به صورت تدریجی و به شکلی که تابوی آن برای فرد شکسته شود، لابه لای مسایل اخلاقی باید آموزش داده شود اما اگر یک دفعه این آموزش بخواهد هجوم بیاورد، ذهن کودک به هم می ریزد. در آموزش مسایل جنسی قرار نیست که ما فقط به بحث رابطه جنسی بپردازیم، مسایل پیرامونی مثل برقراری رابطه یا حریم خصوصی نیز باید آموزش داده شود.

  • اصول پیشگیری از کودک آزاری چگونه است؟

ـ سعی شود که کودکان شیوه مراقبت از خود را بیاموزند.

ـ حتی الامکان در نزد آشنایان بالغ یا سالمندان تنها گذاشته نشوند.

ـ به کودکان بگویید بدون حضور شما سوار ماشین هیچ کس حتی آشنایان نشوند.

ـ تلاش کنید دوستان کودکان تان و خانواده آنها را به خوبی بشناسید.

ـ رابطه مناسب عاطفی با کودکان برقرار کنید و از آنان بخواهید درباره سوالاتی که در ذهن خود دارند صحبت کنند و بگویید که مسایل آنان برای شما بااهمیت است.

ـ به کودکان خود آموزش های ابتدایی جنسی را بدهید و بگویید هیچ کس حق ندارد قسمت های خصوصی بدن آنها را لمس کند.

ـ اگر درباره شیوه بازگو کردن این مسایل با کودک راحت نیستید, این نقش را به یک مشاور واگذار کنید

ـ ذکر این نکته ضروری است که کودک بداند گاهی پزشکان برای معاینه ممکن است نقاط خصوصی بدن آنها را لمس کنند.

ـ به بچه ها بگویید رابطه جنسی میان کودکان و افراد بزرگ تر بر خلاف قانون محسوب می شود.

ـ به آنها یاد بدهید در صورتی که هرگونه رفتار مشکوک را مشاهده کردند به شما اطلاع بدهند.

ـ حواستان باشد درلحن گفتار این آموزش ها دقت و مهارت کافی را کسب کنید.

+ نوشته شده در  چهارشنبه بیست و یکم مرداد ۱۳۹۴ساعت 13:55  توسط  دکتر جلال مرادی  | 

 

رفتارهاي ناسازگارانه رفتارهايي هستند كه با نظر پدر و مادر، اطرافيان و جامعه سازگاري ندارد. رفتار فرزندان ناسازگار احساس بسيار بدي را در اطرافيان ايجاد مي‌كند به طوري كه خود نيز تحت‌تاثير واكنش‌هاي ناخوشايند آن، از سوي ديگران واقع مي‌شوند.

انواع رفتارهاي ناسازگارانه:

روانشناسان معمولا رفتارهاي ناسازگار را در سه گروه تقسيم‌بندي مي‌كنند:
1- اختلال بيش‌فعالي و كمبود توجه
2-اختلال لجبازي و نافرمانـي
3-اختلال سلوك

گرچه شباهت‌هاي زيادي بين آنها وجود دارد، ولي ويژگي‌هاي متمايزكننده‌اي هم در آنها به چشم مي‌خورد. ممكن است علايم هر سه طبقه در يك كودك ديده شود كه براي آشنايي بيشتر به رفتارهاي هركدام اشاره مي‌كنيم.

كودكان بيش فعال و كمبـود توجه:
– نمي‌توانند رفتارشان را كنترل و تنظيم كنند.
– نمي‌توانند رفتارهاي هماهنگ و مناسب با اطرافيان، از خود نشان دهند.
– داراي علامت‌هايي مثل كم‌توجهي، حواس‌پرتي و كمبودتمركز هستند.
– رفتارهاي تكانشي آنها بيش از حد معمول است.
– در كارهايي كه به آنها علاقه و مهارت داشته باشند، هيچ تفاوتي با همسالان خود ندارند.
– خيلي سريع توسط محرك‌هاي خارجي دچار حواس‌پرتي مي‌شوند و از كار و وظيفه اصلي خود (غالبا تكاليف مدرسه) بازمي‌مانند.
– اغلب وسايلشان را گم مي‌كنند و فراموشكارند.
– مرتب حـركت مي‌كنند و آرام و قرار ندارند.
– ميان صحبت ديگـران مي‌پرند و تامل ندارند.
– نوبت را رعايت نمي‌كنند.
– سريع از كوره دررفته و اشيا را به سوي ديگران پرتاب مي‌كنند.
– رفتارهاي جسورانه و خطـرناك از خود نشان مي‌دهند.
– در توجه به جزييات ناتوانند.
– در صحبت‌كردن مستقيم با آنان، به نظر مي‌رسد به گوينده توجهي ندارند و گوش نمي‌كنند.
– قادر به پيگيري دستورات نيستند و كارها را نيمه‌كاره رها مي‌كنند.
– از كارهايي كه نياز به تلاش ذهني دارد اجتناب مي‌كنند.
كودكان لجباز و نافـرمان:
– رفتارهاي منفي و نابهنجار از آنها زياد ديده مي‌شود.
– از قوانين روزمره سرپيچي مي‌كنند.
– با بزرگترها بيش از حد بحث و جدل مي‌كنند.
– ديگران را در امور مقصر مي‌دانند و از آزار و اذيت و ناسزاگويي به آنان دريغ ندارند.
– عصبانـي و زودرنج‌اند.
-كينه‌توز و انتقام‌گيـرند.
كودكان دچار اختلال سلوك:
– معمولا به حقوق ديگـران تجاوز مي‌كنند.
– در نزاع و كتك‌كاري از وسايل خطرناك مانند چاقو و… استفاده مي‌كنند.
– به اموال عمومـي و ديگران آسيب مي‌رسانند.
– فرار از خانه و مدرسه در آنها بيشتر ديده مي‌شود.

علل و انگيزه‌هاي ناسازگاري فرزندان:

1- علل ارثـي: گروهي معتقدند بسياري از ناسازگاري‌هاي كودكان ريشه در سرشت و طينت آنها دارد كه به همراه ژن از طريق والدين به آنها منتقل مي‌شود.
2- علل زيستي: مانند نقص عضو، اختلال در بينايي و شنوايي و اختلال در مغز و دستگاه‌هاي عصبي در قبل يا حين يا بعد از تولد مي‌تواند از ديگر عوامل باشد.
3-علل رواني: مانند وجود فشارهاي دروني، ميل به استقلال، وجود تعارض و كشمكش در زندگي روزمره خصوصا زماني كه كودك خود را بي‌پناه و بدون پشتوانه احساس كند عادات عصبي مانند ناخن جويدن و انگشت مكيدن و… در او مشاهده مي‌شود. migna.ir
4- علل عاطفي: مانند احساس محروميت از محبت والدين، ناكامي از دستيابي به اهداف موردعلاقه، ولادت كودك جديد در خانواده، عدم امنيت عاطفي به هر دليل ممكن.
5- علل اجتماعي: مانند نابساماني و اختلاف و درگيري بين اعضاي خانواده، متاركه والدين، بدآموزي از الگوهاي خانه، مدرسه و جامعه، عدم مقبوليت در بين ديگران، يادگيري رفتارهاي نامطلوب از گروه همسالان، عدم‌نظارت كافي والدين، تفريط وجود قانون منصفانه و قاطع در خانه و مدرسه، مشكلات اقتصادي و… .
6- علل تربيتـي‌: مانند عدم يا افراط محبت، ناهماهنگي بين عاملان تربيتي در خانه، مدرسه و جامعه، برآورده كردن تمام خواسته‌هاي كودك بدون چون و چرا يا بالعكس، تنبيه بدني و آزارهاي رواني، مقايسه و تحقير و سرزنش كودك و…

چگونه با رفتارهاي ناسازگارانه فـرزندان برخورد كنيم؟

اگر خودمان تحت فشارهاي رواني ناشي از زندگي و كار قرار داريم و نمي‌توانيم رفتار و گفتار خود را كنترل كنيم، بهتر است قبل از انجام هر كاري در مورد فرزند به فكر روشي براي كنترل فشارهاي خود باشيم .

افكار غلط و انحرافي درباره فرزند خود نداشته باشيم. چنين افكاري زمينه به وجود آمدن احساس بسيار بد را نسبت به فرزند مهيا مي‌كند و يقينا بر رفتار ما و او اثر منفي مي‌گذارد. از ارايه دستورات مبهم، كلي و تكراري اجتناب كنيم. مثلا به جاي اينكه بگوييم «خودت را جمع و جور كن» شفاف و مشخص بگوييم كه از او چه مي‌خواهيم مثلا دوست دارم تا پنج دقيقه ديگر دفتر و كتاب‌هايت را از وسط اتاق جمع كني.
به جاي سخنراني و بحث و جدل، كوتاه و موثر با لحني محكم ولي در كمال آرامش به او گوشزد كنيم كه رفتارش در ما چه تاثيري گذاشته و اگر از اين رفتار خود دست برندارد چه عاقبتي در انتظار اوست.

به ياد داشته باشيم عاقبتي را براي او مشخص كنيم كه شدني و كوتاه‌مدت باشد. مثلا نگوييم «براي هميشه از اين خانه خواهم رفت» يا «حق نداري از اين به بعد تلويزيون تماشا كني» بهتر است بگوييم امروز از ديدن اين برنامه محروم هستي يا اين هفته تو را به پارك نمي‌برم.
با مشاركت فرزندمان فهرستي از مهم‌ترين قوانين در خانه به ترتيب و همراه با روش انجام دقيق آنها تهيه كرده و پس از مشخص‌كردن نوع محروميت براي انجام‌ندادنشان، با قاطعيت اجرا كنيم.
از تنبيه بدني اكيدا خودداري كرده و در صورت نياز از محروم‌سازي‌هاي كوتاه‌مدت استفاده كنيم.
از سرزنش و تحقير كردن و مقايسه فرزندان جدا خودداري كنيم.

جلال مرادي
منبع روزنامه شرق

+ نوشته شده در  شنبه هفدهم مرداد ۱۳۹۴ساعت 1:35  توسط  دکتر جلال مرادی  | 

 

hana

1-     مهارت اجتماعی را توصیف کنید؟

مهارت اجتماعی سازه ای گسترده است که گونه های مختلفی از پاسخ های بین شخصی نظیر بیانگری، مهربانی، گرمی، سهولت در گفتگو و همدلی را با هم در می آمیزد. هدف آموزش مهارت های اجتماعی افزایش کفایت اجتماعی و یا افزایش مجموعه مهارت های فرد است (رندال ال. موریسون).

 

2-     مراحل اجتماعی شدن در کودک به چه صورتی است؟

–           آنها تا قبل از يك سالگى به ندرت ارتباطى معنادار با ساير كودكان برقرار مى كنند (ارتباط بیشتر با والدین).

–          بازى كودكان تا قبل از 5/1-2 سالگی، محدود به بازى با خودشان مى شود (بازی با انگشتان، عروسک ها، جغجغه ها، بازی با والدین و  …).

–          از حدود دو سالگى به بعد اولين ارتباط هاى معنى دار ميان كودكان ايجاد مى شود (بازی کوتاه، کشمکش، قهر و گریه و.).

–          كودك 2-3 سالة آنها از خود خويشتن دارى نشان دهد، زيرا او تمام آداب مورد پذيرش جمع و محدوديت ها را نمى داند (جمع گرایی کوتاه، بازی در گروه های کوچک، و… ).

–          كودك 5-6 ساله به راحتى دوستش را بدون آن كه علت خاصى وجود داشته باشد، كنار مى گذارد (کنارگذاشتن دوستان به راحتی، تلاش برای اجتماعی شدن، قانون بده و بگیر، و…).

 

3-     کودک خردسال چه مهارت های را باید یاد بگیرد؟

–          مجبور نیستند همه وسایل شان را شریک شوند.

–          نسبت به خشونت ، صدمه زدن عکس العمل مناسب نشان دهید.

–          تغییر بازی در صورت بروز کشمکش

–          آموزش کنترل هیجانات(یادگیری نه گفتن، سرمشق دهی، بازی نقش، )

 

4-     نقش والدین در ارتباط با اجتماعی شدن کودک به چه صورتی است؟

–          مشارکت محسوس در بازی با کودک

–          گذاشتن زمان کافی برای بیرون رفتن ، ارتباط با همسالان، بازی

–          تقویت رفتارهای مناسب و تلاش برای خاموشی رفتارهای نامناسب

–          اجتناب از الگوهای نامناسب در خانواده و محیط و تلاش برای غنی کردن محیط کودکان

+ نوشته شده در  شنبه هفدهم مرداد ۱۳۹۴ساعت 1:22  توسط  دکتر جلال مرادی  | 

 

پریود

در این مطلب به شما می گوییم چگونه سر صحبت را باز کنید و به دخترتان کمک کنید تا با اولین پریود خود کنار بیاید. توجه کنید که اولین پریود می تواند آن قدر سریع اتفاق بیفتد که تعجب و اضطراب دختر نوجوانتان را برانگیزد.

اولین پریود (قاعدگی یا عادت ماهانه) یک دختر، نقطه عطفی در زندگی او به شمار می رود. پریود شدن، نشانه تغییر از کودکی به بزرگسالی است.

دختر باید قبل از وقوع قاعدگی (پریود)، از این موضوع آگاه شود و بهترین آموزگار او در این مورد، مادر اوست که باید از حدود سن 11 سالگی با دخترش سخن بگوید و بویژه تاکید کند که این پدیده عادی و طبیعی است.

مادر باید به دخترش بگوید که ماهی یک بار، لایه های سطحی مخاط رحم همراه با خون، از مهبل (واژن) خارج می شوند و پس از آن دوباره مخاط رحم، شروع به بازسازی خود می کند.

در طی قاعدگی طبیعی تغییراتی بطور همزمان در تخمدان و رحم رخ می دهد.

یک سیکل قاعدگی طبیعی 21 تا 35 روز طول می کشد، اما گاهی اوقات این سیکل نامنظم است.

 

برخی علل نامنظم بودن قاعدگی ها عبارتند از:

– عدم تخمک گذاری

– مصرف هورمون و قرص های هورمونی

– عفونت ها

– اختلالات غدد داخلی بدن و سایر دستگاه ها مثل کبد

– علل مادرزادی

 

علایم اولین پریود

سنی که در آن اولین پریود آغاز می شود، بسیار متفاوت است. بعضی دخترها، در سن هشت سالگی پریود می شوند و بعضی تا سن پانزده سالگی هنوز پریود نشده اند.

اغلب نشانه هایی وجود دارد که نشان می دهد دخترها دارند به اولین پریود نزدیک می شوند.

بزرگ شدن سینه و رشد موهای زاید، چند سال قبل از قاعدگی آغاز می شود.

حدودا یک سال قبل از اولین پریود، جهشی در رشد دخترها، مشاهده می شود.

اولین پریود معمولا بسیار سبک است و گاهی در آن فقط لکه بینی و خونریزی کمی وجود دارد.

پریودها اغلب در اولین سال های قاعدگی نامنظم هستند. در این زمان، دخترها شاید در چند سیکل پریود نشوند یا سیکل های قاعدگی چند بار در یک ماه رخ دهد یا کمتر از حد انتظار باشد.

اگرچه این نوسان ها طی چندسال اول قاعدگی متداول هستند، اما اگر پریودها منظم نیستند با پزشک زنان مشورت کنید.

شاید دخترتان در مورد بروز پریود تعجب کند، اما در کل این امر نشانه ورود به بزرگسالی است.

برخی والدین مشاهده می کنند که دخترشان مضطرب شده یا ترسیده است. این امر نیز طبیعی است، اما همگی این ها دلیلی است تا درددل و گفتگوی صمیمانه با یکدیگر داشته باشید.

هرچه بیشتر درمورد پریود و نشانه های سندرم قاعدگی به دخترتان اطلاعات بدهید، او در زمان رشد و تغییرات بدن احساس بهتری خواهد داشت و آماده تر خواهد بود.

 

سر صحبت را باز کنید

به جای آن که با دخترتان به شکل رسمی و خشک در مورد قاعدگی صحبت کنید، سعی کنید صریح و صادقانه سر صحبت را بازکنید و از دخترتان بپرسید که چه سوالاتی دارد.

موارد زیر نکاتی برای پاسخگویی به سوالات دخترتان در مورد قاعدگی است:

1- چرا دخترها پریود می شوند؟

در صحبت کردن با دخترتان در این مورد که چرا زن ها دچار سیکل قاعدگی می شوند، رویکردی مثبت داشته باشید. به او بگویید که دوره قاعدگی بخشی از زندگی طبیعی است که به یک زن، امکان باردار شدن را می دهد. زمانی که بارداری در یک سیکل قاعدگی رخ ندهد، هورمون ها به بدن فرمان می دهند که دیواره رحم را تخریب کرده و از نو بازسازی کند. این همان کاری است که در پریود رخ می دهد.

2- سندرم قاعدگی چیست؟

بگویید که درست قبل از شروع پریود، برخی دخترها و زنان دچار علایم سندرم پیش از قاعدگی (PMS) می شوند که شامل تغییرات روحی، زودرنجی، نفخ شکم و حساس شدن سینه ها نسبت به لمس است.

بیشتر دخترها تا سال های اول بعد از پریود، دچار نشانه های سندرم قاعدگی نمی شوند، اما برای افرادی که دچار آن می شوند استراحت، ورزش منظم و رژیم غذایی صحیح می تواند به کاهش این عوارض کمک کند.

3- آیا دچار دل درد خواهم شد؟

دخترها معمولا در آغاز پریود، دچار درد زیر شکم و کمر می شوند. این درد معمولا ملایم بوده و با استفاده از مسکن ها آرام می شود. اما اگر درد شدید است، باید با پزشک متخصص زنان صحبت کنید.

4- آیا باید از نوار بهداشتی استفاده کنم؟

از نوار بهداشتی برای جذب خون پریود و رعایت بهداشت شخصی استفاده می شود. باید حداقل هر چهار تا شش ساعت یک بار نوار بهداشتی عوض شود. استفاده از نوار بهداشتی بزرگ در زمان عادت ماهانه، برای کمتر تعویض کردن آن، کار درستی نیست. این کار احتمال ابتلا به عفونت تناسلی را افزایش می دهد.

باید به دخترتان بگویید که چطور از نوار بهداشتی به طور صحیح استفاده کند تا دچار مشکل نشود.

5- از من چقدر خون خواهد رفت؟

بگویید که طی پریود احتمالا به اندازه چند قاشق چایخوری خون از دست می دهید، گرچه گاهی نیز بیشتر می شود. اگر ساعت به ساعت مجبور به تعویض نوار بهداشتی می شوید، احتمالا مشکلی وجود دارید و باید با پزشک متخصص زنان صحبت کنید.

6- پریود من چقدر طول خواهد کشید؟

دخترتان باید به طور متوسط منتظر پریودی سه تا هفت روزه باشد. اما برخی دخترها پریودی کوتاه تر و برخی پریودی طولانی تر دارند.

+ نوشته شده در  شنبه هفدهم مرداد ۱۳۹۴ساعت 1:21  توسط  دکتر جلال مرادی  | 

 

 جلال مرادی

روانشناس بالینی

 

بی اختیاری ادرار

شب ادراری کودکان دلایل گوناگونی دارد که برخی از آن ها جنبه جسمی و برخی دیگر جنبه روحی و روانی دارند. در اغلب موارد کودک با هر دو مسئله درگیر است.

شب ادراری کودک

بعضی عوامل از جمله کمبود هورمون آنتی‌دیورتیک یا کاهش ظرفیت مثانه، عفونت‌های ادراری، عوامل روانی و استرس‌ها می‌توانند موجب شب ادراری کودکان شوند.

شب اداری دو نوع است:

شب ادراری اولیه بیشتر جنبه ارثی دارد و از ابتدا بوده و قطع نشده است.

شب ادراری ثانویه بعدها در اثر یک عامل به وجود می آید. درباره شب ادراری ثانویه حتما باید علت اصلی درمان شود، مانند درمان عفونت ادراری، رفع سندرم‌های خودایمنی و بیماری‌های آلرژیک، درمان بیماری‌های متابولیک مثل دیابت و….

برای اصلاح این مشکل، قبل از هرگونه دارودرمانی، باید اقدام به رفتاردرمانی کرد و این امر مستلزم همکاری والدین و کودک، هر دو است.

برای درمان این مشکل در کودکان به توصیه های زیر عمل کنید:

  1. مراجعه به پزشک متخصص ارولوژی برای انجام معاینات جسمی و انجام آزمایش های پزشکی (انگل، کلیه، اسفنکترها، مثانه، اوره و…) .
  2. مراجعه به روان پزشک کودک
  3. استفاده از تشک هشداردهنده (زنگ دار) برای بیدار شدن کودک هنگام تخلیه ادرار (این تشک ها را می توانید از داروخانه تهیه کنید).

4.خوراندن مایعات زیاد مثل آب، چای، آب میوه، دوغ و… به کودک طی روز برای افزایش حجم مثانه.

  1. فاصله بین مراحل ادرار کردن: کودک نباید با فاصله کوتاهی پس از مصرف مایعات ادرار کند و این زمان باید به مرور افزایش یابد.

6.رعایت رژیم غذایی خاص: کودک نباید از مواد تحریک کننده مثل ادویه جات، فلفل، سرکه، نوشیدنی های گازدار و افزودنی های خوراکی به مقدار زیاد استفاده کند. از خوردن نوشابه‌های دارای کافئین هم جدا خودداری شود.

7.آموزش آداب توالت: در این زمینه پشتکار و حوصله والدین شرط اول است و باید با روش های شکل دهی رفتار همراه با تشویق و تقویت، این آموزش ها داده شود. تغییر محیط و فضای توالت برای کاهش استرس کودکانی که از رفتن به دستشویی امتناع می کند توصیه می شود. در این ارتباط استفاده از تکنیک های تشویقی ضروری است.

  1. ورزش: در ورزش، بیشتر تحریک و تقویت عضلات مثانه مد نظر است. چند نوع ورزش پیشنهاد می شود:

الف : ورزش دراز و نشست

ب : کودک می ایستد دست هایش را جلو می برد و ده بار می نشیند و بلند می شود (تکرار 4 بار در روز)

ج : کودک ورزش شنا را ده بار انجام می دهد (حداقل 4 بار در روز تکرار شود)

 

  1. چند ساعت پس از آن که کودک خوابید، حتما او را بیدار کنید تا به دستشویی برود. این کار بهتر است 3 ساعت پس از خواب انجام شود. مراجعه به مشاور روان درمان برای استفاده از تکنیک های تغییر رفتار و شرطی سازی کمک زیادی به کاهش شب ادراری کودک می کند.
  2. استرس های روانی، اجتماعی و عوامل اضطراب زا می تواند نقش مهمی در بروز شب ادراری داشته باشد. باید این عوامل به حداقل ممکن کاهش یابد. برای این منظور ترس های کودک را شناسایی کنید و برای رفع آن ها با مشاور در تماس باشید. ایجاد آرامش برای کودک به منظور کاهش تنش و استرس یکی از گام های مثبت برای رفع مشکل کودک است. گفتن داستان، حرف زدن با کودکان، بازی با او، تفریح و قرار دادن او در محیط های شاد از عوامل ایجاد آرامش در کودک است.
  3. خجالت، کم رویی، گوشه گیری و احساس افسردگی از جمله عوارض روانی شب ادراری است که موجب افزایش اضطراب کودک و در نتیجه تاخیر در درمان او می شود. سعی کنید مشکل کودک را به رویش نیاورید و به او اطمینان دهید که مشکلش قابل درمان است.
  4. کودک را در صورت شب ادراری توبیخ نکنید.
  5. کاهش و یا مصرف نکردن مایعات پس از ساعت هفت عصر توصیه می شود.

14 . قبل از رفتن به رختخواب، حتما کودک را به دستشویی ببرید تا مثانه اش را کاملا تخلیه کند.

15 . تشک او را با رویه ضد آب پوشانده و در اتاق از بوگیرها یا خوشبوکننده‌های هوا استفاده کنید تا اگر شب ادراری اتفاق افتاد باعث آزار بیشتر کودکتان نشود.

16 . باید به کودک آموزش داد تا به میزان دریافت مایعاتش در شب توجه کند و به هنگام تخلیه ادرار، مثانه را کاملا خالی کند.

  1. باید به کودک آموزش داد تا به هنگام تخلیه ادرار، مثانه را کاملا خالی کند.

18 . کودک باید در طول روز مثانه را منقبض کند تا بتواند زمان بیشتری ادرار خود را نگه دارد.

  1. کودک را متوجه کنید که پس از شام مصرف مایعات را به حداقل برساند تا ادرار کمتری تولید شود. برای این منظور بهتر است که شام کودک بدون نمک باشد.
  2. از تنبیه کودک و به کار بردن روش های سخت گیرانه جدا خودداری کنید.

 

پس از اقدامات فوق در صورت عدم موفقیت برای کنترل شب ادراری می‌توان درمان دارویی را زیر نظر پزشک متخصص شروع کرد، اما باید توجه داشت که آموزش مهارت کنترل ادرار از درمان دارویی مهم‌تر است، زیرا معمولا با قطع دارو، شب ادراری مجددا عود می‌کند.

+ نوشته شده در  شنبه هفدهم مرداد ۱۳۹۴ساعت 1:19  توسط  دکتر جلال مرادی  | 

 

 

جلال مرادی

روانشناس بالینی

 کودکان

جملاتی که والدین در هنگام صحبت کردن با کودک استفاده می کنند بر روحیه و روان کودک بسیار مهم و تاثیرگذارند پس سعی کنید از گفتن برخی جملات مخرب و ناراحت کننده به آنان پیشگیری کنید!

تربیت کودک کار ساده ای نیست. شما باید در رفتار با کودکتان محتاط باشید. ما در اینجا 10 جمله‌ای را که نباید به بچه‌هایتان بگویید، برایتان آورده‌ایم.

  1. «بگذار من خودم این کار را انجام می‌دهم»

طبیعی است که می‌خواهید کنترل کارهای کودکتان را به عهده بگیرید. به عنوان مثال رختخواب او را جمع کنید یا اتاق‌اش را مرتب کنید اما با این کار او هیچ گاه نمی تواند(یا نمی‌خواهد) کارهایش را خودش انجام دهد.

  1. «گریه نکن»

کودکان باید در بیان احساسات‌شان آزاد باشند. زمانی که به کودکتان می گویید: «گریه نکن» در واقع به او می‌فهمانید که گریه کردن اشتباه است، در صورتی که این کار طبیعی است.

  1. «چرا نمی‌توانی شبیه باشی؟»

هیچ چیز برای کودک دردناک‌تر از این نیست که بشنود برادر، خواهر یا دوستش بهتر از او است. به جای این کار، نقاط مثبت و منحصر به فرد او را تایید کنید.

  1. «آیا مطمئنی که می‌‌خواهی آن را بخوری؟»

به جای قضاوت درباره کودک بهتر است درباره تغذیه و عادات غذا خوردن و ورزش کردن با او به گفتگو بنشینید.

  1. «صبر کن تا به خانه بیاید»

گفتن این جمله، 2 اشتباه به همراه دارد. اول این که تنبیه او تا زمانی که فرد مورد نظر به خانه بیاید، به تاخیر می‌افتد و او قادر است در این زمان به کار اشتباه خود ادامه دهد. دوم این که شما با گفتن این جمله نشان می‌‌دهید که بر کودکتان تسلطی ندارید.

  1. «اتفاقی نیافتاده، حال تو خوب است»

شاید برای ما یک خراش چیز بزرگی نباشد اما برای کودکتان این طور نیست. یک خراش کوچک می‌تواند بدترین اتفاقی باشد که برای او می‌افتد. به ناراحتی کودکتان اهمیت دهید اما آن را بزرگ جلوه نکنید.

  1. «من قول می‌دهم»

زمانی که شما زیر قول‌تان می‌زنید، در واقع اعتماد کودکتان را از بین می‌برید. بنابراین درباره مسائلی که احتمال می‌دهید ممکن است از توان شما خارج باشد، به جای کلمه «قول می‌دهم» از «سعی خودم را می‌کنم» استفاده کنید.

  1. «او دیوانه است»

اگر شما نمی‌خواهید فرزندتان، خواهر یا برادر خود را دیوانه بخواند، شما نیز نباید دیگران را به این نام بخوانید.

  1. «دلیلی برای ترس وجود ندارد»

گفتن این جمله حقیقت ترس را برای کودکتان تغییر نمی‌دهد. بهتر است به جای این جمله با فرزندتان درباره ترس اش صحبت و به او در حل این مشکل کمک کنید.

  1. «منم از تو متنفرم»

ممکن است گاهی کودکتان از روی عصبانیت این جمله را به شما بگوید. در این شرایط به جای این که مانند او رفتار کنید، بهتر است به او بگویید که بر خلاف او، دوستش دارید

+ نوشته شده در  شنبه هفدهم مرداد ۱۳۹۴ساعت 1:18  توسط  دکتر جلال مرادی  | 

 

 

 جلال مرادی

روانشناس بالینی

فحاشی کودکان

کودکان اغلب هنگامی که بین ۷ تا ۱۱ ساله هستند، از گروه همسالان خود ناسزا گفتن را یاد می گیرند. گرچه ممکن است در کودکان پیش دبستانی نیز فحش دادن دیده شود، البته در صورتی که خواهر یا برادرهای بزرگتر و یا حتی خود والدین در حرف های خود خیلی از فحش و ناسزا استفاده کنند بیشتر افراد بزرگسال فحش دادن را رفتاری ناخوشایند می دانند، به خصوص در مدرسه. ولی برعکس در بین بچه های همسن و سال ناسزا گفتن ممکن است رفتاری کاملا قابل قبول و پذیرفتنی باشد. بعضی از کودکان برای نشان دادن تصویری خشن و پرخاشگرانه از خود، به فحش دادن روی می آورند. آنان به جای استفاده از خشونت به طور مستقیم، با ناسزا گفتن سایر کودکان را می ترسانند و وادار به فرمانبرداری از خود می کنند.

فحش دادن در خانه ممکن است برخاسته از انفجار خشم و عصبانیت باشد. ناسزا گفتن ممکن است شکلی از خشونت و بدرفتاری نسبت به خواهر یا برادر و به ندرت نسبت به والدین باشد. کودکان می توانند صدها بدوبیراه یاد بگیرند. والدین ممکن است بعضی از این ناسزاها را اهانت آمیز و زننده بدانند. در حالیکه بکار بردن بعضی دیگر از ناسزاها برای آنان مسئله ساز نیست و حتی خود آنان نیز ممکن است از آن جملات استفاده کنند. شما باید واقعا تصمیم بگیرید که استفاده از چه لغات، عبارات یا جملات ناپسندی در خانه مجاز و قابل قبول است و کدامیک نیست. رهنمودهایی که در زیر آمده به نحوی طرحریزی شده است که به کودکان کمک می کند عباراتی را یاد بگیرند که از لحاظ اجتماعی بیشتر قابل قبول هستند.

 

بیش از حد به بددهنی و ناسزا گفتن توجه نشان ندهید

توجه بیش از حد به این رفتارها باعث می شود که کودک، به این اعمال زشت ترغیب شود. بیش از حد واکنش نشان ندهید. به کودکتان به طور خیلی جدی و با قدرت بگویید که اصلا دوست ندارید او چنین کلماتی را مناسب شخصیت او نیست به کار ببرد. به کلمه های بی ضرر بی اعتنایی کنید. البته به کارگیری کلمات زشت و ناسزا نباید نادیده انگاشته شود، چون بکار بردن آنها می تواند در خارج از منزل، برای کودک دردسر ایجاد کند.

 

جایگزین های مناسب را به کودک بیاموزید

برای کودکتان توضیح دهید که وقتی کسی به او ناسزا می گوید، در واقع فقط یک حرف ناجور شنیده و حرف نمی تواند به انسان آسیبی برساند. کودکتان را طوری آماده کنید که بتواند برخورد درستی داشته باشد. وقتی فحش می شنود، درست عمل کند و خودش هم به کسی فحش ندهد. در مورد فحش با کودکتان صحبت کنید. به کودکتان بگویید که فلان فحش دقیقا چه معنایی دارد و چرا نباید از ان استفاده کرد. همچنین، به او بگویید چرا آن عبارت خاص می تواند احساسات دیگران را جریحه دار کند. روش¬های جایگزین را به کودک بیاموزی. به کودکتان بیاموزید که چگونه به جای فحش دادن کسی، احساسش را نسبت به مخاطبش بیان کند. برای نمونه: به جای اینکه به جسی بگویی بی شعور، براش توضیح بده که از دستش عصبانی هستی، چون جلوی دوستات تورو مسخره کرده. با کودک پنج یا شش ساله اتان نمایشی ترتیب دهید و در ضمن اجرای آن، به او بیاموزید که رفتار درستی داشته باشد و از فحش دادن بیزار شود. به کودک یاد دهید که به فحش های دیگران بی اعتنایی کند. اگر نمی تواند بی اعتنا باشد، به او یاد دهید چگونه به دوستانش نشان دهد که از فحش خوشش نمی آید. برای مثال: اگر فحش بدی دیگه باهات بازی نمی کنم. یا، مارک من واقعا از دستت عصبانی هستم، اسباب بازی منو بده و گرنه به مامانم میگم.

 

مطمئن شوید خودتان الگویی از فحش و ناسزا گفتن نیستید

از همان ابتدا به کودکتان نشان دهید که چه موقع هایی حرف ناجور زده و یا کلمه نامربوطی به کار برده است. در عین حال، از بدو تولد کودک، کلمه هایی را که به کار می برید، به دقت انتخاب کنید. اگر از لغات و عبارات زشت و زننده استفاده می کنید، نمی توانید از فرزند خود انتظار داشته باشید که فحش و ناسزا ندهد. از ناسزا گفتن بپرهیزید. به کودکتان برچسب (ننر) یا (خنگ) یا هر واژه دیگری از این قبیل نزنید. چون با این کار نه تنها یاد می گیرد که افراد دیگر را با چنین عنادینی صدا کند اگر از لغات و عبارات زشت و زننده استفاده می کنید، نمی توانید از فرزند خود انتظار داشته باشید که فحش و ناسزا ندهد. بلکه با تکرار این حالت، کودک باورش می شود ننر یا خنگ است.

 

هنگام صحبت کردن یا حتی بدو بیراه گفتن فقط از عباراتی استفاده کنید که در فهرست لغات مجاز شما هستند

همه والدین گاهی عصبانی و خشمگین می شوند. همه ما ممکن است تصادفا شی ای را بشکنیم، با چکش روی انگشت خود بزنیم. در این مواقع که بسیاری از والدین واژه زننده ای از دهانشان می پرد. البته هنگامیکه درد می کشیم، به سختی می توانیم نحوه صحبت کردن خود را در اختیار داشته باشیم، ولی اگر مجبورید فحش بدهید، در صورت امکان از واژه ای استفاده کنید که زشت و زننده نباشد.

 

مقررات را برای کودک شرح دهید

با کودک خود درباره فحش دادن در خانه صحبت کنید و نظر خود را در مورد این مشکل بیان کنید. (جیمز اصلا دوست ندارم این لغت را در خانه به زبان بیاوری. دیگر حق نداری از این لغت استفاده کنی). برای او توضیح دهید که می تواند از لغات دیگری که مجاز و قابل قبول هستند استفاده کند. (اگر مجبور هستی اینطوری صحبت کنی، می توانی بگویی…(به کودک لغات مجاز را بگویید) ولی از حالا به بعد حق نداری از این لغات استفاده کنی….(لغات ممنوع را به ترتیب برای او بگویید). یا اینکه به کودکتان بگویید اشکالی ندارد وقتی تنهاست از فحش استفاده کند، یا اینکه می¬تواند فحشش را در ذهنش بگوید.

 

انگیزه ای برای اطاعت کردن از مقررات ایجاد کنید

برای جلوگیری از فحش دادن کودک در خانه، از جدول رفتاری زیر که نشان داده شده است استفاده کنید. همانطور که می بینید برای هر روز از هفته باید یک ستون در نظر بگیرید. هرگاه کودک بدون ناسزا گفتن روزی را به پایان برساند، آخر شب می تواند به خاطر لیاقتی که از خود نشان داده یک امتیاز بدست آورد. در ضمن باید از کودک به خاطر اینکه در طول روز مودبانه صحبت کرده تشکر کنید و او را مورد تحسین قرار دهید و به او نشان دهید که بسیار خوب حرف زده و شما از رفتار او خوشتان می آید. هرگاه کودک توانست ۷ امتیاز را در یک ردیف از جدول بدست آورد، جایزه ای به او بدهید. این جدول را در آشپزخانه بچسبانید و به تعداد کافی برای ۳ تا ۵ هفته از آن تهیه کنید.

 

جدولی برای جلوگیری از ناسزا گفتن

 

تاریخ:                              ۲۰/۶

 

روز:                                شنبه

 

امتیاز :                             …

 

جمع امتیازات در پایان هفته:       ….

 

برای هر روز که کودک فحش و ناسزا نمی دهد، امتیازی قائل شوید و در پایان هفته این امتیازات را جمع کنید.

 

با استفاده از دستوری قاطع، با ناسزا گفتن کودک برخورد کنید.

 

اگر متوجه شدید فرزندتان در خانه فحش می دهد قاطعانه به او دستور دهید دست از این کار بردارد. (جیمز، دیگر حق نداری اینطوری حرف بزنی، استفاده از این لغت در خانه ممنوع است).

 

رفتار صحیح را برای کودک شرح دهید

 

به فرزند خود بگویید که چگونه می¬تواند مشکل خود را از راه قابل قبول تر و پسندیده تری حل کند. (اگر می خواهی چند صفحه کاغذ از خواهرت قرض کنی، مودبانه و دوستانه از او خواهش کن).

 

پیامد این کار ناپسند را برای کودک شرح دهید

 

به فرزند خود بگویید که امروز هیچ امتیازی به او نمی دهید. مجازات دیگری نیز برای او تعیین کنید، مانند پس گرفتن حقوق و امتیازاتی که برای او در نظر گرفته بودید. مثلا ندیدن برنامه تلویزیونی مورد علاقه اش، به ازای هر فحش کم کردن مقداری از پول تو جیبی، یا محروم کردن او به مدت ۳ دقیقه.

 

به اعتراض های کودک توجه نکنید و در صورت لزوم مجازات ها را اعمال کنید

 

پس از شرح دادن پیامدها برای کودک، کافی است از او دور شوید و به اعتراض های او توجه نکنید. اگر این مسئله دوباره اتفاق افتاد، حتما همه این مراحل را یک بار دیگر تکرار کنید.

+ نوشته شده در  شنبه هفدهم مرداد ۱۳۹۴ساعت 1:18  توسط  دکتر جلال مرادی  | 

 

 

جلال مرادی

روانشناس بالینی

حواس

برای تقویت حواس کودک وسایل و بازی‌های گوناگونی وجود دارد اما هیچ کدام به اندازه آنچه در طبیعت یافت می‌شود، نمی‌تواند آموزنده و جالب توجه باشد.

برای تقویت حواس کودک وسایل و بازی‌های گوناگونی وجود دارد اما هیچ کدام به اندازه آنچه در طبیعت یافت می‌شود، نمی‌تواند آموزنده و جالب توجه باشد. مثلا شما می‌توانید با رنگ سیب باعث افزایش حس بینایی، با بوی سیب موجب بالا رفتن حس بویایی و با خوردن سیب باعث پرورش حس چشایی او شوید. با هم برخی راه‌های افزایش حواس پنجگانه را مرور می‌کنیم.

یک روز خوشمزه را شروع کنید

غذا می‌تواند هر ۵ حس کودک شما را فعال کند. یک روز در ماه را به تهیه یک غذای جدید اختصاص دهید و اجازه دهید فرزندتان با همه حواس پنجگانه‌ خود آن غذا را توضیح بدهد. از او درباره چیزهای بد و خوبی که درباره غذا به نظرش می‌رسد، اعم از صدا، بو، مزه و حس بیشتر سوال کنید.

بیرون از خانه دنبالش بگردید

به همراه فرزندتان فعالیت‌هایی انجام دهید که حس او را نسبت به بافت‌ها، ‌بوها،‌ صداها،‌ مزه‌ها و دیدنی‌ها تقویت کند. هر جایی برای این کار مناسب است اما بیرون از خانه و طبیعت بهترین انتخاب است. می‌توانید برای این منظور گالری‌های هنری، اجراهای موسیقی و تئاتر و غذاهای متفاوت رستوران‌ها را در نظر بگیرید. آنها مجبور نیستند از همه چیز خوش‌شان بیاید اما نمایش این موارد آنها را حساس و حواس‌شان را تقویت می‌کند.

تقویت-حواس-پنجگانه-کودک-با-این-بازیها-1

نمایشگاه برگزار کنید

اجازه دهید کودک‌تان یک نمایشگاه کوچک برگزار کند. او می‌تواند بافت انواع سنگ‌هایی را که جمع کرده، رنگ‌ لباس‌ها، انواع ادویه‌ها و عطرشان و اسامی انواع گوناگون غذاها با طعم‌های مختلف را برای شما به نمایش بگذارد و درباره‌ آنها توضیح دهد.

بازی حواس پنجگانه راه بیندازید

یک کیسه پر از چیزهای جالب و هیجان‌انگیز تهیه کنید؛ چیزهای نرم، سفت، زبر و پیچ‌و تاب‌دار. بعد از فرزندتان بخواهید چشم‌هایش را ببندد و براساس همین حواس تشخیص دهد چه چیزی را برداشته است. بازی‌های دیگری که می‌توانید انجام دهید به صورت مجزا و برای تقویت هر حس است مثلا برای تقویت شنوایی از کودک‌تان بخواهید صداهای حیوانات و پرندگان مختلفی را که می‌شناسد ، تقلید کند.

یک شعر براساس حواس بنویسید

این کار را هرجا و هر موقع که بخواهید می‌توانید انجام دهید، در تعطیلات یا در ماشین. این کار بسیار ساده است: یک موضوع را انتخاب کنید و شعر را طوری تنظیم کنید که در هر خط یکی از حواس گنجانده شود. فرزندتان را تشویق کنید تا از یک کلمه توصیفی استفاده کند. اگر دیدید قافیه ندارد می‌توانید از گنجاندن اسم حس مورد نظر صرفنظر کنید.

برای مثال

من گل‌ها را می‌بینم/ حس بینایی دارم

من گل‌ها را می‌بویم/ حس بویایی دارم

می‌شنوم صدا را/حس شنوایی دارم

میچشم مزه‌ها را/ حس چشایی دارم

با دست می‌کنم لمس/ نرمی، گرمی، سرما را

حس لامسه دارم/ شکر می‌کنم خدا را

+ نوشته شده در  شنبه هفدهم مرداد ۱۳۹۴ساعت 1:16  توسط  دکتر جلال مرادی  | 

 

 

جلال مرادی

روانشناس بالینی

چگونه به کودک نه بگوییم:

نه 3

✅ می‌توانید به کودکتان کمک کنید به جای کاری که نباید انجام دهد یک فعالیت لذتبخش دیگر انجام دهد

مثلاً اگر کودک نوپای شما یک جعبه برشتوک را روی زمین خالی کرده و دارد با آن کثافتکاری می‌کند، می‌توانید حواس او را به یک سرگرمی یا بازی مورد علاقه‌اش پرت کنید.

❗وقتی شما با کودک در ارتباط باشید و به لذت و کنجکاوی او اهمیت بدهید او هم بهتر با شما همکاری خواهد کرد و به خواسته‌ها و دستورات شما توجه بیشتری نشان خواهد داد.

❗با این کار وقت کافی هم خواهید داشت که زمین را سر فرصت تمیز کنید.

✅لحن و حرکات مناسب داشته باشید

❗نکته مهمی که کلا در حرف زدن و بیان دستورات به کودک باید رعایت کنید این است که:

⛔همیشه برای اینکه کودک به حرف شما توجه کند باید در فاصله یک متری او و در سطح چشمان او قرار بگیرید و به چشمانش نگاه کنید و آرام، محکم و شمرده حرف خود را بزنید.

❗کودکان بسیاری از حرفهای شما را از روی لحنی که بیان می‌کنید می‌فهمند.

⏪ بنابر این می‌توانید با یک لحن محکم بدون گفتن کلمه نه با کودک حرف بزنید.

❗البته یادتان باشد این لحن محکم را برای مواقعی نگه دارید که می‌خواهید کودک حتما حرف شما را گوش کند.

❗ با یک نگاه معنی دار و نافذ به کودکتان بگویید اصلاً از این کارت خوشم نمیاد بهتره ادامه ندی!

❗در ضمن می‌توانید با حرکات سر و بدن خود به کودکتان نشان دهید که لازم است کار خود را رها کند.

مثلاً به تدریج به کودک نشان دهید که وقتی کاری خطرناک است حرکات بدن و چهره شما برای حفظ سلامت او تغییر می‌کند و به او اجازه نخواهید داد که سلامتش را به خطر بیندازد چون او را دوست دارید.

❗ اگر می‌خواهید او را از خطری حفظ کنید با در بغل گرفتن او می‌توانید به او نشان دهید که چقدر به سلامت او اهمیت می‌دهید.

⏪ بنابر این صدای بلند و داد زدنها را برای زمانی نگه دارید که خطری جدی او را تهدید می‌کند.

✅ سر حرف خود بایستید: اگر کودک خواسته‌ای داشت که شما نمی‌توانید و یا صلاح نمی‌دانید به او جواب مثبت بدهید، بر سر نه خود بایستید.

❗ اگر کودک ببیند که بعد از اصرار و گریه و قشقرق می‌تواند شما را تسلیم خواسته خود کند یاد می‌گیرد که دفعات بعد هم از همین روش برای رسیدن به خواسته‌اش استفاده کند.

⏪بنابر این تنها زمانی به فرزندتان نه بگویید که مطمئنید از حرف خود برنمی‌گردید.

تعادل داشته باشید: لاف زدن

❗بچه‌هایی که در عمر خود نه نشنیده باشند، لوس می‌شوند و اغلب در بزرگسالی دچار مشکل می‌شوند چون فکر می‌کنند همه دنیا باید به دلخواه آنها باشد و وقتی خلاف آن را می‌بینند، دلخور و گاهی افسرده و گوشه گیر می‌شوند.

⏪بنابر این به کودکتان یاد بدهید که همه جا قوانینی دارد که لازم است به آنها احترام بگذارد.

❗ در منزل هم از کودکی 3-4 قانون اساسی برای کودک تعیین کنید و البته توجه داشته باشید که این قوانین در حد درک کودک در هر سن باشد

❗ در مورد این قوانین جدی باشید و اگر کودک خواست آنها را زیر پا بگذارد، به او نه بگویید و اگر باز هم اثری نکرد او را جریمه کنید تا بداند که سرپیچی از قانون جریمه دارد.

نهچند نکته دیگر:

  1. راهی برای اجتناب وجود ندارد

“نه” گفتن ٬خلاف غرایز طبیعی ماست٬ اما بهروزی فرزندمان ٬ به توان  ما در انجام این کار وابسته است.

  1. شما نمی تونید فقط با صحبت کردن ٬فرزندتان را به رفتار درست وادارید.

البته برای بهره گیری از گفت گو در یک برنامه موفقیت آمیز کنترل و مدیریت رفتار٬ راههای دیگری هم وجود دارد.

  1. کودک با تربیت٬ کودکی است که هنگام قرار گرفتن در موقعیت مناسب٬ واکنش مثبتی به خواسته های والدینش نشان می دهد.
  1. در مقایسه با رفتارهای نادرست کودک٬ جر و بحث شما و همسرتان درباره چگونگی کنترل و مدیریت فرزند نوپایتان٬ ممکن است مشکل بزرگتری باشد.
  1. رفتار مودبانه٬ با الگوسازی بهتر یاد گرفته می شود تا با تهدید و اعمال مجازات.
  1. کمک به فرزندتان برای ایجاد عادات طبیعی خواب٬احتمال شکست بسیاری از روشهایی را که برای گفتن “نه” به کار می رود٬به سادگی از بین می برد.
  1. کودک به علت کنجکاوی٬رفتارهای نادرست خواهد داشت. او نمی تواند همیشه پیامدهای کنجکاوی اش را پیش بینی کند.

و در آخر قبل از نه گفتن این 3 سوال را از خود بپرسید:

نه 2 1. آیا این بار واقعا مهم است که نه بگویم؟

2. اگر موافقت کنم، آیا فرزندم را به خطر خواهم انداخت؟

3. اگر مخالفت کنم آیا دلیل خوبی برای این مخالفتم خواهم داشت؟

 

در نظر گرفتن این سه سوال قبل از مخالفت می تواند بسیار کمک کننده باشد.

+ نوشته شده در  شنبه هفدهم مرداد ۱۳۹۴ساعت 1:14  توسط  دکتر جلال مرادی  | 

 

 

لجبازی 2 لجبازی1

مقدمه

كودكان براي كنار آمدن با ديگران به قوانين ساده و روشن نيازمند هستند. نبايد از كودكان بخواهيم كه هر آنچه ما مي گوييم انجام دهند. كودكان در سنين پيش دبستاني دوست دارند خودشان تصميم بگيرند، انتخاب كنند و در كارهاي مربوط به خود مستقل باشند. تنها در مواردي كودك لجبازمحسوب مي شود كه بيش از نيمي از دستورات را اطاعت نكند.

كودكان در سنين 2/5 تا 3/5سالگي نوعي حالت لجبازي و مقاومت در برابر خواسته هاي پدر و مادر از خود نشان  مي دهند. در صورتي كه با ملايمت با آنان رفتار شود، چنين رفتارهايي در كودكان از بين خواهد رفت. اما در صورتي كه والدين لجبازي كودك را با پرخاشگري پاسخ دهند، دردوران نوجواني لجبازی به طور شديد تري بروز خواهد كرد.

علل لجبازی در کودکان

وقتي كودكان درخواستي دارند، يا والدين آنها را مجبور به انجام عملي بر خلاف ميلشان مي كنند، آنها لجباز مي شوند.  گاهي توجه زياد والدين به رفتار هاي نامناسب كودكان سبب مي شود كه رفتار هاي نادرست آنان تقويت شود.

به طوري كه كودكان به دليل آوردن، جرو بحث كردن، نق زدن، مجادله كردن و درخواست هاي مكرر متوسل مي شوند. گاهي نيز علت لجبازي كودكان آن است كه والدين در برابر لجبازي هاي آنان رفتار ثابتي ندارند. مثلا يك روز هيچ عكس العملي در مقابل لجبازي نشان نمي دهند و روز ديگر از آنان مي خواهند مطابق با خواسته والدينشان رفتار كنند. اگر هميشه با كودكان رفتار ثابتي داشته باشيم كمتر لجبازي مي كنند.

هنر برقراری ارتباط با کودکان

با خشونت، امر و نهي نكنيد و يكباره دستورهاي نامعقول و غير قابل فهم صادر تكنيد. اين امر باعث عصبانيت و لجبازي بيشتر كودك مي شود. مثلا وقتي مي خواهيد كودكتان را از موقعيت بازي خارج سازيد، حتما بايد وقت اتمام بازي را به اطلاع او برسانيد. چنانچه كودك را بدون اطلاع قبلي از ميدان بازي خارج سازيد، از عكس العمل شديد و واكنش غير عادي او متعجب نشويد.

در مورد كارهايي كه لزوما بايد انجام پذيرد، هيچگاه با فرزند خود بحث و جدل نكنيد مسلما دارويي كه پزشك تجويز كرده علي رغم ميل و خواسته ي كودك، بايد خورده شود( حتي اگر مزه و طعم خوبي نداشته باشد) اما مي توان از او پرسيد كه اين دارو را با آبميوه مي خورد يا چاي يا ساير نوشيدني هاي مطبوع كودك ( در صورتي كه برايش مضر نباشد) و تصميم گيري را به عهده وي بگذاريد. يعني به كودك اجازه دهيد از ميان چند امكان، يكي را انتخاب كند. به هر طريق در مورد دستورات ضروري  كه حتما بايد انجام پذيرد، قاطعانه برخورد كنيد و مصمم باقي بمانيد و با لجبازي كودك، باالتماس و تضرع وي، تغيير عقيده ندهيد.

بدانيد با قبول در خواست نا بجاي كودكتان به زودي با خواسته هاي نابجاي ديگري روبه رو خواهيد شد. توجه به اين نكته ضروري است كه  : قاطعيت، غير از خشونت است. شكيبايي را به هيچ وجه فراموش نكنيد.

هر گاه متوجه نادرستي فرماني كه به كودك داده ايد شديد و ملاحظه كرديد كه حق با شما نبوده است، به جاي اصرار بر آن و توجيه خواسته نادرستتان به اشتباهتان اقرار و در جهت اصلاح آن برآييد. بدانيد كه اختلاف سني ما با كودكمان و تجربيات زيادي كه نسبت به او داريم، دليل اين نخواهد شد كه هيچ گاه اشتباه نكنيم. اعتراف به اشتباه، تصحيح آن و حتي عذر خواهي، از عظمت روحي فرد نشات مي گيرد. اجازه دهيد فرزندتان اين درس بزرگ زندگي را در محيط خانواده  از شما بياموزد. مثلا اگر كودك شما بر خلاف معمول در يك بعد از ظهر مدت زيادي خوابيده است، قطعا شب قادر نخواهد بود به زودي شب هاي قبل بخوابد. اگر شما بدون توجه به اين مساله از او بخواهيد كه زود بخوابد، مسلما دستور نادرستي داده ايد و بايد هر چه سريع تر برايش توضيح دهيد كه امشب مي تواند  به خاطر خواب بعد از ظهر بيشتر بيدار بماند. هنگام عصبانيت و رفتار هاي لجاجت آميز كودك، بحث و جدل يا صحبت كردن منطقي، با او نتيجه اي نخواهد داشت. در اين مواقع توجه كودك را به موضوع ديگري جلب كنيد و بعد از آرام شدن و تخليه كودك با ملاطفت از او بخواهيد كه آنچه را موجب عصبانيت و بد خلقي اش شده بود برايتان بيان كند.

البته والدين هم بايد از خود بپرسند كه تحت چه شرايطي كودك چنين رفتاري را انجام مي دهد و بعد از بررسي علل،بايد در نهايت شكيبايي، تلاش كنند تا آن رفتار ها را بهبود بخشند.

والدين هيچگاه نبايد بعد از لجبازي و بدخلقي كودك زماني كه او تازه آرام شده هديه يا خوراكي مورد علاقه اش را به او بدهند يا خواسته هاي غير صحيح او را انجام دهند.

نتيجه گيري

سعی کنید به فرزندان خود بیاموزید و خود نیز این فرصت را به آنها بدهید که خودشان در مورد مسائل کوچک تصمیم بگیرند. البته توجه کنید که نباید بیش از اندازه از کودک انتظار داشته باشید. همچنین به کودک فرصت انتخاب از میان چیزهای مختلف را بدهید.

دسته ای از کودکان بسیار آرام و بی سر و صدا هستند و کمتر جلب توجه می کنند. این کودکان غالباً از ترس از دست دادن محبت والدین خود سعی می کنند بدون کمترین مقاومتی تسلیم آنها شده و از مخالفت احتراز کنند. باید توجه داشته باشیم اگر این شیوه ي رفتاری، ادامه یابد کودک در آینده سرخورده، بی اراده، ترسو و بی جرات خواهد شد و قادر به کسب کفایت لازم و اداره ي زندگی اش نخواهد بود. باید به این کودکان که اعتماد به نفس بالایی ندارند اطمینان دهید که از تصمیم گیری های مستقل آنها خوشحال می شوید. اگر در این میان او مرتکب اشتباهی شد و یا حتی اگر با فکر و ایده او مخالف بودید، باز هم نباید ذره ای از توجه ،مهرورزی و محبت شما به کودک کاسته شود.

به خاطر داشته باشید که هر کودک، شخص منحصر به فردی است. به همین جهت رفتار مناسب با یک کودک ممکن است با کودک دیگری مناسب نباشد.

منابع:

1 ـ رفتار من با کودک من،جواد فیض،انتشارات اساطیر، 1377.

2 ـ اختلال های رفتاری کودکان، نلسون و همکاران، ترجمه منشی، انتشارات آستان قدس رضوی،1372.

3 ـ اصلاح رفتار کودکان، ریچارد بوریس، ترجمه کسائیان، نشر دانشگاهی، 1372.

+ نوشته شده در  شنبه هفدهم مرداد ۱۳۹۴ساعت 1:7  توسط  دکتر جلال مرادی  | 

 

 

آموزش خلاقيت (آفرينندگي)

 

 خلاقیت 2

همه روان شناسان پرورشي و متخصصان آموزشي معتقدند که توانايي هاي آفريننده و شيوه هاي فکري واگرا را مي توان به افراد، به ويژه به کودکان و نوجوانان، آموزش داد. ما اينجا به طور خلاصه به چند اصل کلي براي پرورش خلاقيت اشاره مي کنيم.

1. تجارب کودکان را به موقعيت هاي خاص محدود نکنيد.
سؤالاتي بپرسيد که با چرا و چگونه آغاز مي شوند، نه کجا و چه کسي و چه وقت. سؤال هايي طرح کنيد که داراي جواب هاي متعدد باشند. سؤال هايي که تنها يک جواب دارند منجر به تفکر همگرا مي شوند، سؤال هايي که جواب هاي متعددي را در يادگيرنده بر مي انگيزانند. شوق تفکر واگرا و آفرينندگي است.

2. براي طرح سؤال ها و انديشه هاي غير معمول و بديع ارزش قائل شويد.
از سؤال هاي غير معمول که از سوي دانش آموزان طرح مي شوندو شما از عهده جواب آنها بر ني آييد نهراسيد. به آنها کمک کنيد و با همکاري يکديگر به جستجو براي يافتن جواب اين سؤالات بپردازيد.

3. فرصت هايي براي خود آموزي و يادگيري اکتشافي در اختيار يادگيرندگان قرار دهيد.

خلاقیت سه

4. نسبت به تفاوت هاي فردي يادگيرندگان با احترام برخورد کنيد.
 گورتزل (1962- Gortzel) پس از بررسي شرايط پرورشي 400 نفر از افراد برجسته قرن بيستم تأثير شرايط پرورشي آموزشگاه ها و روش آموزشي معلمان را بر رشد توانايي هاي خلاق در کودکان به گونه زير بيان داشته است. ” معلماني که بيش از معلمان ديگر مورد احترام و علاقه افراد نخبه مورد مطالعه ما قرار داشتند، معلماني بودند که به اين افراد امکان مي دادند تا متناسب با توانايي هايشان پيش بروند. فرصت فعاليت کردن در موضوعات دلخواهشان را به آنها مي دادند و آنها را به تفکر وا مي داشتند و کتاب هاي مهيج به آنها معرفي مي کردند”

5. رفتارهاي آفريننده را براي کودکان سر مشق قرار دهيد.
يلون و نيستاين (1977) در اين مورد گفته اند: ” دانش آموزان کلاس پنجم ابتدايي پس از مشاهده رفتارهاي خلاق نشان داده شده در يک فيلم يا از سوي معلم، رفتارهاي خلاق از خود نشان داده اند.”

6. از روش ها و فنون ويژه بالا بردن سطح آفرينندگي استفاده کنيد.
معروف ترين اين روش ها روش بارش مغزي است. در اين روش معلم مسأله اي را به دانش آموزان مي دهد و از آنها مي خواهد تا هر چه راه حل براي مسأله به ذهنشان مي رسد بگويند. معلم دانش آموزان را براي دادن راه حل ها و اظهار نظرهاي مختلف تقويت مي کند ولي پيش از ارايه تمامي راه حل ها از سوي دانش آموزان، درباره آنها هيچ گونه اظهار نظري نمي نمايد.

روش آموزش ديگري که منجر به بالا بردن سطح فعاليت هاي خلاق يادگيرندگان مي شود، آموزش مهارت هاي پژوهشي (Research Skill) است. آموزش مهارت هاي پژوهشي به طرح و آزمودن فرضيه از سوي يادگيرندگان کمک مي کنند. روش هاي درست طرح فرضيه و آزمون فرضيه از سوي يادگيرندگان کمک مي کند. روش هاي درست طرح فرضيه و آزمون فرضيه به وسيله کودکان منجر به ايجاد طرز تفکر آفريننده در آنها مي شود.
خلاقیت 1
علاوه بر روش هاي فوق روش مطالعه آفريننده (Creative Study) نيز روش موثري در آموزش خلاقيت است. تورنس و هارمون (1961) نشان داده اند که مي توان به کودکان آموزش داد تا مطالب را به طور آفريننده بخوانند. آنها در اين باره راهنمايي هاي زير را در اختيار دانش آموزان قرار داده اند:

وقتي که به خواندن مطالب يک کتاب مي پردازيد به مورد استفاده هاي مختلف اطلاعاتي که در آن کتاب به آنها بر مي خوريد بينديشيد. خيلي اهميت دارد به راههايي که مي توانيد اطلاعات خوانده شده را در زندگي شخصي و حرفه اي خود به کار ببنديد فکر کنيد.

تنها به اين سوال اکتفا نکنيد که مولف چه مي گويد؛ از خود بپرسيد که چگونه مي توانم آنچه را که نويسنده نوشته است، مورد استفاده قرار دهم. تنها به يک مورد اکتفا نکنيد تا آنجا که مي توانيد موارد استفاده هاي بيشتري را بيابيد و بعضي از آنها را براي مصارف آينده خود يادداشت کنيد. ممکن است مدتي وقت لازم باشد تا اين نوع مطالعه کردن را بياموزيد. با اين حال مأيوس نشويد بعد از دو سه روز خواهيد ديد که مي توانيد اين روش مطالعه را به راحتي به کار ببنديد.

 

تهيه و گردآوري: جلال مرادي

روانشناس بالینی

+ نوشته شده در  شنبه هفدهم مرداد ۱۳۹۴ساعت 1:4  توسط  دکتر جلال مرادی  | 

 

 

حسادت در کودکان 2

– حسادت یکی از شایعترین واکنش هایی است که در اغلب کودکان و نوجوانان دیده میشود

– حسادت زمانی بروز می کند که عامل رقابت منفی و مقایسه و هم چشمی و تبعیض مطرح باشد

– حسادت علاوه بر ایجاد عصبانیت ، تنفر و احساس خود کم بینی در بچه ها ، باعث میشود در سنین بالاتر شخص تماس خود را با محیط و افراد اجتماع از دست بدهد و تنها بماند

– حسادت غالبا با ترس درونی و خشم همراه است

– کودک حسود گمان می کند مظلوم واقع شده و کسی از او حمایت نمی کند پس او در صدد انتقام است و حسادت می ورزد

– ار نظر روان شناسی حدود 1/5 سالگی حسادت در بچه ها ظاهر میشود و در 2 تا 4 سالگی به اوج خود میرسد

– حسادت برای کودکی که فررند دیگری در خانه متولد می شود به صورت شب ادراری ، خشم ، اضطراب ، افسردگی و بازگشت به رفتارهای دوران کودکی ظاهر میشود

حسادت در کودکان 1

راه های درمان

1- فرو نشاندن حسادت کودک از طریق فشار ، اجبار یا تنبیه امکان پذیر نیست

2- تفهیم و آگاهی : به کودک گفته شود که ما تو را دوست داریم و اگر به کودک دیگر بیشتر توجه میشود به خاطر کوچکی و ناتوانی اوست

3- رعایت اعتدال :در عین توجه و محبت به کودک کوچکتر بخشی از محبت خود را متوجه کودکان دیگر کنید و از مقایسه آنها بپر هیزید

4- محبت در تنهایی: کودک حسود را در کنار خود بگیرید ، دست بر سرو رویش بکشید تا احساس کند مورد توجه است

5- ایجاد زمینه اعتماد: به او اطمینان بدهید که از داشتن چنین فرزندی احساس لذت می کنید

6-ارجاع کار : کارهای کودک دیگر را در صورت تمایل به کودک حسود واگذار کنید مانند نگهداری ، آرام کردن ، لباس پوشاندن و….

7- جرات دادن : باید به کودک حسود گفت ؛ تو قوی و شجاع هستی  و می توانی کارهای خودت را انجام دهی

8- عقده تکانی : نگاه داشتن حسادت به زیان کودک است و لازم است آن را بیان کند و به پدر و مادر بگوید که کودک دیگر را دوست ندارد . به  حفظ خونسردی او اجازه دهید تا احساسش را ببان کند

10- جابگزین کردن : گاه کودک حسود می خواهد برادر با خواهر خود را کتک بزند ، بهتر است یک عروسک بزرگ به او داد تا دق دلی را یر  آن خالی کند

11- سعی کنید نقاط مثبتی را در کودک حسود پیدا کنید و او را بدان خاطر بستایید.

12- با بازی درمانی و نقاشی اجازه دهید بچه ها احساس خود را بیان کنند و تخلیه روانی شوند

13- اعتماد به نفس را در او افزایش دهید

 

 

منبع :اختلالات رفتاری کودکان و نوجوانان / تالیف  محمد حسن راد منش و دیگران ، 1390 .

+ نوشته شده در  شنبه هفدهم مرداد ۱۳۹۴ساعت 1:1  توسط  دکتر جلال مرادی  | 

 

 

مهارت‌هاي شناخت فضاي ذهني نوجوانان در گفت‌وگو با جلال مرادي، روانشناس باليني

هيجان‌هاي دنياي نوجواني را مديريت كنيد.

شكوفه شيباني / خبر نگار روزنامه جوان

هيجان‌ها يكي از ارزشمندترين نعمت‌هاي خداوند محسوب مي‌شود كه به زندگي آدمي معنا و رنگ مي‌دهد. كسي كه رشد و تكامل عاطفي او در دوران كودكي به صورتي مطلوب است مي‌توان انتظار داشت كه در مراحل بعدي رشد خود يعني در دوران بزرگسالي هم از نظر عاطفي فردي بهنجار باشد. كسي كه مدام عصباني مي‌شود، كسي كه دروغ مي‌گويد، سوگند مي‌خورد، حسود است، پرخاشگر است، دلسوز است، صبور و بردبار است، به نوعي از چگونگي رشد عواطف و هيجان‌هاي خود پيروي مي‌كند. نوجواني سن پرتلاطمي است، مرحله‌اي كه فرد نه بزرگسال و نه يك كودك به شمار مي‌آيد. عملكرد يك نوجوان تا حدودي از هيجان‌هاي او ناشي مي‌شود. وقتي احساس خشم را تجربه مي‌كند امكان حمله و آسيب را بايد در نظر گرفت. ترس، محبت، غم، نگراني، شادي و ديگر هيجان‌ها همگي مي‌توانند رفتار و پيامد خاص خود را به دنبال داشته باشند. به طور مثال ترس و نگراني در حد اعتدال باعث مي‌شود كه نوجوان به امور و تكاليف مدرسه‌اش توجه نشان دهد اما اگر اين ترس و نگراني بيش از حد باشد يا پايين‌تر از حد طبيعي، مانعي براي عملكرد مناسب نوجوان مي‌شود. از اين رو آگاهي از هيجان‌هاي مختلف در نوجوان و مخصوصاً هيجان خشم كه مي‌تواند حتي رفتارهاي ضداجتماعي و نابهنجار و بزهكارانه را به دنبال داشته باشد لازم به شمار مي‌آيد.

 

محرك‌هاي به وجودآورنده خشم در نوجوان را بشناسيد

خشم يكي از هيجان‌هايي است كه در دوران نوجواني زياد مي‌توان مشاهده‌اش كرد. زد و خورد، جر و بحث، فحاشي كردن، شكستن وسايل و اسباب خانه، كژخلقي همگي نشانه‌هايي از حالات خصمانه در نوجوان محسوب مي‌شود. زماني كه خشم از طريق روش‌هاي اصولي نتواند خود را نشان دهد به شكل غيرمنطقي و تخريب‌گرايانه بروز پيدا مي‌كند.

جلال مرادي، روانشناس باليني در گفت‌وگو با «جوان» مي‌گويد هيجان‌ها و عواطف همراه با هويت جنسي و جسمي در نوجوانان رشد مي‌كند. رشد مهارت‌هاي هيجاني يا همان «EQ» و در كنار آن رشد مهارت‌هاي اجتماعي مانند استقلال، خودابرازي، مهارت حل مسئله و مديريت روابط بين فردي از آن جمله‌اند. نوجوان به دليل اينكه توانايي حل مسئله در او به حد كافي نرسيده و به اين مهارت هنوز اشراف كافي نداشته وقتي با يك فشار رواني روبه‌رو مي‌شود مانند يك بازيگر ناشي عمل كرده و رفتارهاي خصمانه يا شايد غيرمنطقي از خود نشان مي‌دهد. وقتي والدين نوجوان مدام او را تحت كنترل و نظارت خود قرار مي‌دهند به طور مثال مرتب به او گوشزد مي‌كنند كه «فلان لباس را نپوش، با فلان دوستت رفت و آمد نكن، سوار موتور دوستت نشو، تا ساعت ۱۰ شب بيرون نباش. بيشتر به فكر درس و مشقت باش، اينقدر پشت كامپيوترنشين» نوجوان احساس مي‌كند كه هيچ‌گونه استقلالي از خود ندارد يا منابع قدرت كه والدين او هستند اصلاً قادر به درك او نيستند. ناگهان خشم پنهان، مفرط و جمع شده خود را به يكباره ابراز مي‌كند. نوجواني كه تصور كند والدين او هنوز مانند دوران كودكي با او رفتار مي‌كنند يا بدون رضايت او به وسايل خصوصي يا حريم او كه معمولاً اتاقش است سركشي مي‌كنند به شدت برانگيخته شده و باعث پرخاشگري كلامي در او مي‌شوند. محرك ديگري كه باعث برانگيختگي و رفتار پرخاشگرانه در نوجوان مي‌شود تأثيرپذيري او از عوامل محيطي مثلاً هواي سرد يا خيلي گرم، طوفاني بودن هوا و نامساعد بودن شرايط محيطي است. وقتي نوجوان احساس كند كه والدين و اطرافيان و حتي خودش مورد ظلم واقع شده‌اند و كسي يا چيزي به حق و حقوق خود و دوستانش تجاوز كرده به شدت برانگيخته شده و عصباني مي‌شود.

 

پاسخ خشم در دوران نوجواني

ابراز خشم هنگام نوجواني در مقايسه با دوران كودكي بسيار متفاوت است. يك دختربچه خشم خود را به شكل گريه يا سكوت اختيار كردن نسبت به منابع قدرت نشان مي‌دهد و يك پسربچه معمولاً به شكل

پا كوبيدن، به هم ريختن وسايل بازي و پرتاب آنها هيجان و احساس خود را نسبت به آنچه او را عصباني مي‌كند، ابراز مي‌كند اما با رشد كودك و رسيدن به مرحله نوجواني نحوه ابراز هيجان‌ها نيز تغيير مي‌يابد. نوجوان از طريق الگوبرداري‌هايي كه نسبت به والدين داشته رفتار خصمانه خود را نيز به همان شكل بروز مي‌دهد. مثلاً نوجواني كه والدين سختگيري داشته او هم سختگير مي‌شود. والدي كه همواره از پرخاشگري به عنوان وسيله‌اي براي رسيدن به اهداف خود استفاده كرده نبايد انتظار داشته باشد كه نوجوان او رفتاري برخلاف رفتار و عمل او نشان دهد. نوجوان نيز از طريق مشاهده ياد مي‌گيرد كه هرگاه چيزي يا عاملي مانع از رسيدن به خواسته‌هايش باشد او نيز از پرخاشگري استفاده كند. اگر والدي پرخاشگري خود را به شكل منفعلانه نشان مي‌دهد، نوجوان نيز اين الگو را اختيار مي‌كند. به نوعي مي‌توان گفت بروز خشم بدين شكل مانند آزمايش و خطايي براي نوجوان محسوب شده كه در پي كسب بهترين روش براي رسيدن به اهداف عمل مي‌كند. در اينجا نقش والدين در جهت كنترل پرخاشگري حائز اهميت است. در برخي از نوجوانان ديده مي‌شود كه با علائم حركتي به ابراز خشم خود مي‌پردازند. مثلاً‌مي‌بينيم نوجوان كلافه و سرگردان مدام در حال قدم زدن در اطراف خانه يا محيط بيرون از منزل است يا به شكل كلامي و لفظي شروع به فحاشي و دشنام دادن مي‌كند. تغييرات چهره‌اي را نيز به وضوح مي‌توان در او ديد.

 

عوامل موثر در به وجود آمدن هيجان‌ها چيست؟

عوامل مختلفي مي‌توانند نشانه رشد هيجاني و عاطفي در نوجوان به شمار آيند كه از جمله مي‌توان به تغييرات فيزيولوژيكي و هورموني اشاره كرد. جلال مرادي مي‌گويد همزمان با رسيدن به سن بلوغ هورمون‌هاي رشد كه متناسب با حالات مردانگي در نوجوان‌هاي پسر است، به وجود مي‌آيد. به طوري كه عضلات سينه سفت‌تر شده و به سمت جلو سوق داده مي‌شود. يعني نوجوان از لحاظ فيزيكي آماده ابراز برخي از هيجان‌ها مي‌شود. تغييرات هورموني چه در نوجوان دختر و چه در نوجوان پسر زمينه‌اي را فراهم مي‌آورد كه به گونه‌اي متفاوت از آنچه در دوران كودكي احساس و رفتار مي‌كردند، عمل كنند و به صورت متفاوت نسبت به محرك‌هاي محيطي واكنش نشان دهند. رشد هيجان از چگونگي روابط خانوادگي نيز متأثر مي‌شود. خانواده‌اي كه زمينه‌اي مساعد براي پرورش عزت نفس،‌ مسئوليت‌پذيري و يادگيري مهارت قاطعيت را فراهم مي‌آورد به رشد بهنجار هيجان در نوجوان نيز كمك كرده است. خانواده‌اي كه مدام رفتار كودك خود را زيرنظر دارند، تصميم‌هاي مهم زندگي‌اش را خودشان مي‌گيرند و مانع فراگيري هر نوع مسئوليتي مانند خريد كردن هستند يا از تجربه كردن مشكلات كه حتي مي‌تواند شامل مسائل اقتصادي نيز باشد دريغ مي‌ورزند و از طرفي در نظر نگرفتن خواسته‌ها و اميال فرزندانشان و مجبور كردن نوجوان به گونه‌اي كه خودشان فكر و عمل مي‌كنند بدون در نظر گرفتن عقايد نوجوان همگي مي‌تواند مانع از رشد عزت نفس‌ و در نهايت باعث بر هم خوردن تعادل عاطفه و هيجان‌ها در كودكان شود. متأسفانه آن چيزي كه در جامعه كنوني ما رواج يافته اين است كه به فرزندان اجازه تجربه كردن و روبه‌رو شدن با تنش‌ها و مشكلات داده نمي‌شود. نوجوان هنوز مانند كودكي است كه مرتب بايد از او مراقبت شده تا صدمه و آسيبي چه از لحاظ ذهني و فكري و چه از لحاظ جسمي او را تهديد نكند. بايد دانست كه نوجوان ديگر مرحله دوران كودكي را پشت سر گذاشته بايد اين فرصت را در اختيار فرزندان قرار دهيم كه او هم گاهي با مشكلات زندگي دست و پنجه نرم كند. او هم بپذيرد كه زندگي داراي مشكلات مادي و غيرمادي فراواني است، او بايد ياد بگيرد كه چگونه در مقابل ناملايمات زندگي از خود انعطاف‌پذيري نشان دهد. راه‌هاي كسب حل مسئله را فراگيرد و بهترين روش براي حل بحران‌هاي زندگي را كسب نمايد. نوجواني كه با هيچ‌گونه ناكامي و شكستي در زندگي‌اش روبه‌رو نشده و هر آنچه مي‌خواسته فوراً در اختيارش گذاشته شده چگونه مي‌تواند فردا از پس بحران‌ها و مسائل بزرگ‌تر زندگي سربلند بيرون آيد، چگونه مي‌تواند خودش و هيجان و احساس و عاطفه‌اش را به تعادل رساند و آنها را در كنترل خويش درآورد. كسي كه نمي‌تواند هيجان‌هاي خود را تحت سيطره خود درآورد چگونه مي‌تواند در آينده با همسر خود همدردي كند و موجبات آرامش همسر و فرزندش را ايجاد كند.

 

استقلال رواني در نوجوان‌ها را جدي بگيريد

اما از آنجايي كه هر مؤلفه رشدي مي‌تواند آثار و نتايج مثبت و منفي داشته باشد هيجان و عواطف نيز مي‌تواند پيامدهاي خوب يا منفي را به دنبال داشته باشد. يكي از نتايج مثبت رشد هيجان كسب استقلال رواني در نوجوان است. نوجوان كم‌كم از بستر خانه و خانواده فاصله گرفته و به سمت گروه‌هاي دوستانه در اجتماع كشيده مي‌شود. وي كم‌كم با واقعيت‌هاي جامعه روبه‌رو شده و از طرفي در نتيجه اين تعاملات اجتماعي به نقاط قوت و ضعف خود آگاهي پيدا مي‌كند. او نسبت به حد و حدودها، حقوق خود و ديگران و نحوه تعامل و احترام با مجريان قانون و چگونگي يك رقابت سالم را فرامي‌گيرد. هيجان‌ها باعث افزايش ميل و انگيزه به انجام فعاليت‌هاي مثبت و شادي‌بخش مثل مطالعه، تفريح، گردش با دوستان و كسب آگاهي نسبت به خود و جهان و مذهب و دين و نظاير آن مي‌شود.

اينكه نوجوان در پي كسب استقلال است به خودي خود بد نيست اما كنترل مناسبي كه خانواده‌ها روي نوجوان اعمال مي‌كنند و ياد دادن جرئت‌آموزي و مهارت «نه» گفتن از جمله نكته‌هايي است كه خانواده بايد به آن توجه نشان دهد. هيجان خشم و ترس در همه جا مضر به شمار نمي‌آيد. نوجوان بايد از عواقب مصرف مواد مخدر و دخانيات بترسد يا از پيشنهاد دوستان و اطرافيانش براي انجام تفريحات ناسالم ناراحت شود. اما از طرفي مي‌بينيم كه هيجان‌ها آثار منفي را نيز بر ذهن و بدن نوجوان وارد مي‌آورند. هيجان اگر شديد و تند باشد فعاليت ذهني نوجوان را مختل كرده و قدرت يادگيري و توجه و دقت را در او پايين مي‌آورد. در نهايت فعاليت‌هاي مثبت او مثل درس خواندن براي امتحان را مختل مي‌كند. اضطراب و ترس يا خشم و ناراحتي شديد كه شايد به دليل مشاجرات خانوادگي در محيط خانواده به وجود مي‌آيد از جمله عواملي هستند كه مانع از رفتار بهينه در نوجوان مي‌گردد. از طرفي هيجان‌هاي مزمن و شديد موجب خستگي، سردرد و اختلال‌هاي گوارشي مانند بي‌اشتهايي و استفراغ و اسهال و كاهش وزن و ضعف عمومي مي‌شود. هيجان‌هايي كه به صورت مداوم و مزمن ادامه دارند مي‌توانند به شكل عادت‌هاي هيجاني موجب گرايش نوجوان به سمت اضطراب و بدبيني مفرط گردند.

 

ماجراي آن دو كودك ژاپني كه بلوتوث شد

 
Video Player

 
 
 

همانطور كه از نظر خانواده‌ها آموزش مسائل بهداشت بدني براي كودكان و نوجوانان حائز اهميت است آموزش بهداشت عاطفي را نيز بايد مورد توجه قرار داد. خانواده‌ها با فراهم آوردن موقعيت‌ها و چالش‌هاي مختلف در خانه مي‌توانند نحوه بروز هيجان و چگونگي كنترل و انعطاف‌پذيري عواطف را در نوجوانان رشد دهند. چند وقت پيش عكس دو كودك ژاپني در سايت‌ها منتشر شد كه يكي از اين كودكان بدن خود را به شكل پل درمي‌آورد تا خواهر او بتواند از روي او بگذرد. اين موضوع نشان مي‌دهد كه محيط اجتماعي با فراهم آوردن يك سري چالش‌ها و بحران‌ها توانسته چگونگي حل مسئله و مشكل را به كودكان آموزش دهد. كودكان ياد گرفته‌اند كه در موقعيت‌هاي مختلف به نحو مؤثر خود و احساسات خود را تحت كنترل در آورند. اين مسئله بسيار مهم است كه نه تنها خانواده بلكه محيط مدرسه و اجتماع و حتي رسانه‌ها به رشد عاطفي و هيجان نوجوانان و كودكان كمك كنند. ترس خوب است اما به جاي خود. اگر نوجوان ما با كوچك‌ترين مشكلي كه روبه‌رو مي‌شود دچار ترس، ناراحتي و اضطراب شود هيچگاه به آن منبع كنترل دروني دست نخواهد يافت يا اگر براي رسيدن به خواسته‌هايش با مانعي روبه‌رو شود و دچار خشم و غضب گردد با مشكلات بزرگ‌تر در آينده نمي‌تواند به نحو احسن و معقولانه روبه‌رو شود. جلال مرادي معتقد است امروزه جامعه ما با برگزاري بسيج سازندگي توانسته موقعيت‌هايي را براي جوانان و نوجوانان فراهم كند كه علاوه بر آثار مذهبي و بالا بردن قدرت معنويت در آنها در نحوه رويارويي با مشكلات و سختي‌ها، نحوه رقابت كردن به شيوه صحيح، بالا بردن حس همكاري و نوعدوستي، افزايش عزت نفس و خودكارآمدي و در نهايت كسب استقلال هويت در جوانان بسيار سازنده و كمك‌كننده باشد. از طرفي محيط مدرسه از موقعيت‌هايي به شمار مي‌رود كه نوجوان و فرزند ما بيشترين اوقات خود را در آنجا مي‌‌گذراند بنابراين نحوه تعامل معلم با دانش‌آموز بسيار مؤثر خواهد بود. «بايش» در اين زمينه توصيه كرده كه هر معلم بايد همواره درباره هر يك از دانش‌آموزان خود از پنج چيز آگاهي داشته باشد.

۱- بهداشت و تندرستي

۲- استعداد، توانايي‌ها

۳- آرزوها و هدف‌ها

۴- موانع اختصاصي يا فشار رواني

۵- فرهنگ و اجتماعي كه شامل اوضاع و احوال خانواده دانش‌آموز است.

معلمي كه اعتماد دانش‌آموزان را نسبت به خود جلب كرده باشد و نه تنها يك معلم بلكه يك همراه و دوست با دانش‌‌آموزانش باشد نسبت به احساسات و عواطف و حالات و انگيزه‌ها و رفتارهاي محصلان آگاهي يافته و در جهت ارتقاي بهداشت عاطفي آنها كمك‌كننده خواهد بود.

+ نوشته شده در  شنبه هفدهم مرداد ۱۳۹۴ساعت 0:58  توسط  دکتر جلال مرادی  | 

 

کودک خجالتی

هنگامی که یک نوزاد متوجه چیز جدیدی می شود به آن خیره شده و ضربان قلبش بالا می رود و بعد از چند لحظه به حالت عادی بر می گردد. در تعداد کمی از کودکان (در حدود یک نفر از هر هفت نفر) ضربان قلب برای یک مدت طولانی بالا می ماند و علایم دیگری مانند عرق، سر و صدا و یا نگاه ناراحت کننده در آن ها نمایان می شود. میزان کمرویی در کودکان متفاوت است و برخی از کودکان حساس ترند.

خجالتی

  • به فرزند خود برچسب «خجالتی» نزنید. هیچ گاه در حضور دیگران در مورد کمرویی فرزندتان صحبت نکنید و هیچ وقت از خجالتی بودن به عنوان بهانه ای برای جدا از دیگران بودن کودک تان استفاده نکنید. بلکه سعی کنید بگویید «او برای احساس راحتی بیشتر به زمان احتیاج دارد» فکر نکنید که فرزندتان فردی خجالتی است و انتظارتان از او بیشتر است. گاهی سطح توقع شما رفتار کودک تان را تحت تاثیر قرار می دهد.

کودکان

  • دلسوز باشید. اجازه دهید فرزندتان بداند که شما احساس او را درک می کنید، مثلا اگر به یک جشن تولد پر از کودکان نوپا رفته اید و فرزندتان احساس راحتی نمی کند بهتر است به او بگویید «این همه سر و صدا آزار دهنده است، نه؟» با این کار به او می فهمانید که رفتارش یک واکنش طبیعی است و دیگران نیز ممکن است احساس او را داشته باشند.

تشویق

  • کودک خود را تشویق کنید. هر زمان فرزندتان با یک نفر دوست می شود و یا به جمعی می پیوندد او را مورد تشویق قرار دهید این تشویق حتی می تواند در حد یک لبخند و یا یک چشمک باشد.

تمسخر

  • تمسخر یا انتقاد نکنید. هیچ چیز سریع تر از بیان کلمات نامهربان نمی تواند اعتماد به نفس فرزندتان را از بین ببرد. به یاد داشته باشید کمرویی باعث می شود که کودک تان از خودش احساس شرم داشته باشد و داشتن یا نداشتن این صفت در اراده او نیست.

جمع

  • از قرار گرفتن در موقعیت های اجتماعی اجتناب نکنید. اگر چه ممکن است تصور کنید با دور نگه داشتن فرزندتان از فعالیت های گروهی، زندگی را برای او آسان تر می کنید، اما هر چه بیشتر در موقعیت های اجتماعی قرار بگیرد سریع تر احساس راحتی می کند. البته هیچ وقت او را وادار به کاری نکنید و موقعیت ها را برای کودک تان آسان کنید، مثلا هنگامی که می خواهید به یک تولد بروید سعی کنید زودتر از سایر کودکان به آنجا برسید تا فرزندتان زمان کافی برای کسب آرامش داشته باشد.

خانواده

  • راه های بدون استرس برای اجتماعی شدن فرزندتان پیدا کنید. فعالیت هایی که شامل گروه های کوچک و محیط های آرام و آشنا می باشند، انتخاب کنید.
+ نوشته شده در  جمعه شانزدهم مرداد ۱۳۹۴ساعت 18:17  توسط  دکتر جلال مرادی  | 

 

عصبیت

افراد در محیط به وسیله تحقیر، ترساندن، ظلم، زورگویی، سخت‌گیری و عدم توجه به ضعف‌های کودک سبب ضعف اعتماد به نفس می‌شوند.

کودک در اثر برخورد خشن، ناهنجار و آزاردهنده اطرافیان نیاز به مدارا و مماشات پیدا می کند. او سه راه انتخاب می کند :

راه اول: خود را مطابق دلخواه اطرافیان می‌کند که در نتیجه: سر به راه و تو سری‌خور و تابع می‌شود. (مهر‌طلب)

راه دوم: خشن، گستاخ، بددهان، فحاش و تند و تیز می‌شود. (برتری طلب)

راه سوم: سعی می‌کند کمتر با دیگران تماس بگیرد تا کمتر آزار ببیند. ( عزلت طلب)

کودک از هر سه با هم استفاده می‌کند منتهی از بعضی صریح و از بعضی غیر مستقیم (که بستگی به وضع محیطش دارد)

از برخورد این سه تمایل متغایر در روح شخص کشمکش دائمی ایجاد می‌شود که این کشمکش ریشه تضاد اساسی است.

 

منبع:

Our Inner Conflicts: A Constructive Theory of Neurosis by Karen Horney

برگرفته از کتاب تضادهای درونی ما تالیف کارن هورنای ترجمه محمدجعفر مصفا انتشارات بهجت

+ نوشته شده در  جمعه شانزدهم مرداد ۱۳۹۴ساعت 18:14  توسط  دکتر جلال مرادی  | 

 

 

بازی درمانی (به انگلیسی: play therapy) کاربرد موقعیت‌های بازی در یک زمینه درمانی است.

شیوه‌های پیچیده گوناگونی در بازی درمانی وجود دارد، ولی همه آن‌ها را می‌توان به دو طبقه اصلی تقسیم کرد:

۱-تشخیصی،که در آن رفتار کودک در یک موقعیت بازی،الگوهایی را که حاکی از مشکلات هیجانی و اجتماعی-تعاملی ویژه‌است آشکار می‌کند.

۲ -درمانی،که در آن محیط بازی شرایطی را فراهم می‌آورد که هیجان‌ها و احساس‌های سرکوفته امکان بیان آزادانه را پیدا می‌کنند.

کاربرد نخست،از بسیاری جهات ، نوعی آزمون فرافکن در زندگی واقعی و مورد دوم از مفهوم نظری تخلیه هیجانی(پالایش)مشتق شده‌است.[۱]

منابع

آرتور اس ربر(1995).فرهنگ روان شناسی (توصیفی).ترجمه یوسف کریمی و دیگران(1390)،انتشارات رشد،تهران،صفحات 694-693

بازی درمانی یکی از شیوه های مهم درمان اختلالات و مشکلات رفتاری کودکان است. در این کلیپ در مورد اهمیت بازی درمانی مطالبی را مشاهده خواهید کرد.

ویدئو زیر را لطفا مشاهد نمایید:

 

 بازی درمانی

+ نوشته شده در  جمعه شانزدهم مرداد ۱۳۹۴ساعت 18:7  توسط  دکتر جلال مرادی  | 

 

 

«اگر مردم مجبور بودند برای تصمیم‌گیری در مورد این که چه کاری انجام دهند فقط بر روی تاثیرات اعمال گذشته خودشان تکیه کنند، یادگیری به طور فزاینده‌ای وقتگیر و طاقت‌فرسا می‌شد.

خوشبختانه اغلب رفتارهای انسانی به طور مشاهده‌ای و از طریق مدل‌سازی فراگرفته شده‌اند: فرد از طریق مشاهده دیگران، ایده چگونگی انجام رفتارهای تازه را شکل می‌دهد. در موقعیت‌های بعدی، این اطلاعات رمزی به عنوان راهنمایی برای عمل، در خدمت فرد خواهد بود.»

آلبرت بندورا، نظریه یادگیری اجتماعی، 1977

نظریه یادگیری اجتماعی چیست؟
نظریه یادگیری اجتماعی که توسط آلبرت بندورا ارائه شد، احتمالاً تاثیرگذارترین نظریه یادگیری و رشد بوده است. با وجودی که این نظریه ریشه در بسیاری از مفاهیم نظریه سنتی یادگیری دارد، امّا بندورا اعتقاد دارد که آموزش مستقیم، تنها وسیله برای یادگیری نیست.
نظریه او، یک عنصر اجتماعی را نیز در نظر می‌گیرد و می‌گوید که مردم می‌توانند اطلاعات و رفتارهای جدید را از طریق مشاهده مردمان دیگر یادبگیرند. این نوع یادگیری را که به یادگیری (یا مدل‌سازی) مشاهده‌ای معروف است می‌توان برای توضیح انواع گسترده‌ای از رفتارها به کار برد.

مفاهیم اولیه یادگیری اجتماعی

1- یادگیری مشاهده‌ای

مردم می‌توانند از طریق مشاهده یاد بگیرند. بندورا در آزمایش معروف خود به نام «عروسک بوبو» نشان داد که کودکان رفتارهایی را که در دیگران مشاهده می‌کنند، یاد گرفته و تقلید می‌کنند. کودکانی که در آزمایش بندورا شرکت کرده بودند، آدم بالغی را مشاهده کردند که رفتار خشنی با عروسک بوبو داشت. هنگامی که بعداً به کودکان اجازه داده شد تا در یک اتاق دیگر به بازی با عروسک بوبو بپردازند، آنها شروع به تقلید و تکرار رفتارهای خشنی که قبلاً مشاهده کرده بودند نمودند.

بندورا سه مدل پایه از یادگیری مشاهده‌ای را تعریف کرده است:

  • مدل زنده، که مستلزم به نمایش گذاشتن یا انجام یک رفتار توسط فردی واقعی است.
  • مدل آموزشی کلامی، که مستلزم توصیف و توضیح یک رفتار است.
  • مدل نمادین، که مستلزم رفتار نشان داده شده شخصیت‌های واقعی یا ساختگی در کتاب‌ها، فیلم‌ها، برنامه‌های تلویزیونی یا رسانه‌های بر خط است.

2- تشویق درونی

وضعیت ذهنی برای یادگیری اهمیت دارد. بندورا خاطر نشان ساخت که عوامل خارجی و محیطی، تنها عامل موثر بر یادگیری و رفتار نیست. او عامل درونی را نیز به شکل غرور، ارضاء شخصی یا حس موفقیت، موثر می‌دانست. چنین تاکیدی بر افکار و شناخت درونی به ارتباط بخشیدن بین نظریه‌های یادگیری و نظریه‌های رشدی-شناختی کمک می‌کند.با وجودی که در بسیاری از کتاب‌های درسی،نظریه یادگیری اجتماعی را همراه با نظریه‌های رفتاری قرار می‌دهند،خود بندورا رهیافتش را به عنوان «نظریه اجتماعی-شناختی» تشریح می‌کند.

3- فرایند مدل‌سازی

یادگیری لزوماً به تغییر رفتار منجر نمی‌شود. با وجودی که رفتارگراها معتقدند که یادگیری به تغییرات ثابتی در رفتار می‌انجامد اما یادگیری مشاهده‌ای نشان می‌دهد که مردم می‌توانند اطلاعات جدیدی را یاد بگیرند بدون آن که رفتار جدیدی بروز دهند.

تمام رفتارهای مشاهده شده به طور موثری یادگرفته نمی‌شوند. عواملی هم در مدل و هم در یادگیرنده می‌توانند در موفقیت یا عدم موفقیت یادگیری اجتماعی نقش داشته باشند. همچنین باید مراحل و نیازهای خاصی بر آورده شوند. مراحل زیر در یادگیری مشاهده‌ای و فرایند مدل‌سازی دخالت دارند:

•  توجه
توجه لازمه یادگیری است. هر چیزی که توجه شما را بر هم زند، اثری منفی بر یادگیری مشاهده‌ای خواهد داشت.

•  یاد داری
قابلیت ذخیره سازی و نگهداری اطلاعات نیز بخش مهمی در فرایند یادگیری است. عوامل متعددی می‌توانند بر یادداری تاثیر گذار باشند، امّا قابلیت بازیابی بعدی اطلاعات و عمل کردن براساس آن در یادگیری مشاهده‌ای ضرورت حیاتی دارد.

•  بازسازی
به محض آن که به مدل توجه کردید و اطلاعات را به حافظه خود سپردید، زمان انجام واقعی رفتاری که مشاهده کرده‌اید فرا می‌رسد. تمرین بیشترِ رفتار یاد گرفته شده به یافتن مهارت بیشتر منجر خواهد شد.

•  انگیزه
سرانجام، برای موفقیت یادگیری مشاهده‌ای باید انگیزه کافی برای تقلید از رفتاری که مدل‌سازی شده است داشت. تشویق و تنبیه، نقش مهمی در انگیزش ایفاء می‌کنند. همان‌طور که روبروشدن با این محرک‌ها می‌تواند بسیار موثر باشد، مشاهده تشویق یا تنبیه دیگران نیز موثر است. مثلاً اگر شما ببینید که دانش‌آموز دیگری به خاطر سروقت حاضرشدن در کلاس نمره اضافی گرفته است، شما هم ممکن است هر روز چند دقیقه زودتر از قبل در کلاس حاضر شوید.

دیدن این ویدئو به وضوح نشان می دهد کودک آینه رفتار بزرگان است.

ویدیو آزمایش معروف عروسک بامبو مربوط به نظریه یادگیری مشاهده ای بندورا

+ نوشته شده در  جمعه شانزدهم مرداد ۱۳۹۴ساعت 18:6  توسط  دکتر جلال مرادی  | 

 

 

درمان حسادت

 

تحقیقات صورت گرفته توسط محققان موسسه فناوری ماساچوست (MIT) نشان می‌دهد، تصویربرداری از مغز می‌تواند برای پیش‌بینی رفتار افراد در آینده مورد استفاده قرار گیرد.

به گزارش ایسنا، استفاده از تصاویر اسکن مغزی به محققان برای درک ساختار مغز انسان و ارتباط آن با سیستم‌های بیولوژیکی و بیماری‌های مختلف کمک کرده است.

 

محققان موسسه فناوری ماساچوست (MIT)‌ در تحقیقات خود دریافتند، تصویربرداری از مغز می‌تواند برای پیش‌بینی توانایی‌های یادگیری، تمایل به جرم و جنایت، رفتارهای مرتبط با سلامت یا گرایش بسمت استفاده از مواد مخدر توسط فرد در آینده مورد استفاده قرار بگیرد. این یافته‌ها با استناد به تحقیقات قبلی درخصوص استفاده از تصاویر اسکن مغزی برای پیش‌بینی توانایی آینده نوزادان در خواندن و حل مسائل ریاضی و پژوهش دیگر درخصوص ارتباط بین ساختار مغز و تمایل به جنایتکار شدن بدست آمد.

دکتر «جان گابریلی» نویسنده ارشد این تحقیق تأکید کرد: اغلب تا دوران مدرسه صبر می‌کنیم و درصورت بروز مشکل، اقدامات درمانی را آغاز می کنند.

+ نوشته شده در  جمعه شانزدهم مرداد ۱۳۹۴ساعت 18:4  توسط  دکتر جلال مرادی  | 

 

 

در پرورش فرزندانمان ده ویروس کلامی علاقه آنان به درس را کم و عدم تمرکز و لجبازی روانی را زیاد میکند:

 

۱. نصیحت تکراری

1

۲. تذکر مداوم

3

۳. سرزنش

4

۴. منت گذاشتن

2

۵. مقایسه کردن

10

۶. جر و بحث کردن

6

۷. برچسب منفی ‌زدن

11

۸. پیش بینی منفی (نفوس بد)

8

۹. گله و شکایت مداوم

7

۱۰. متهم کردن

3

این ده ویروس اگر با درس همراه شوند «چه توسط والدین و چه توسط دبیر و مشاور» تضعیف کننده علاقه و انگیزه اند.

+ نوشته شده در  جمعه شانزدهم مرداد ۱۳۹۴ساعت 17:50  توسط  دکتر جلال مرادی  | 

 

 

داستان زیر در سال 1976 بوسیله خانم الیزابت بالارد برای یک نشریه  نوشته شده.

تدی

————————————————

در روز اول سال تحصیلى، خانم تامپسون معلّم کلاس پنجم دبستان وارد کلاس شد و پس از صحبت هاى اولیه، مطابق معمول به دانش آموزان گفت که همه آن ها را به یک اندازه دوست دارد و فرقى بین آنها قائل نیست. البته او دروغ می گفت و چنین چیزى امکان نداشت.

 

مخصوصاً این که پسر کوچکى در ردیف جلوى کلاس روى صندلى لم داده بود به نام تدى استودارد که خانم تامپسون چندان دل خوشى از او نداشت. تدى سال قبل نیز دانش آموز همین کلاس بود. همیشه لباس هاى کثیف به تن داشت، با بچه هاى دیگر نمی جوشید و به درسش هم نمی رسید. او واقعاً دانش آموز نامرتبى بود و خانم تامپسون از دست او بسیار ناراضى بود و سرانجام هم به او نمره قبولى نداد و او را رفوزه کرد.

 

امسال که دوباره تدى در کلاس پنجم حضور می یافت، خانم تامپسون تصمیم گرفت به پرونده تحصیلى سال هاى قبل او نگاهى بیاندازد تا شاید به علّت درس نخواندن او پی ببرد و بتواند کمکش کند.

معلّم کلاس اول تدى در پرونده اش نوشته بود: تدى دانش آموز باهوش، شاد و با استعدادى است. تکالیفش را خیلى خوب انجام می دهد و رفتار خوبى دارد. “رضایت کامل”

 

معلّم کلاس دوم او در پرونده اش نوشته بود: تدى دانش آموز فوق العاده اى است. همکلاسیهایش دوستش دارند ولى او به خاطر بیمارى درمان ناپذیر مادرش که در خانه بسترى است دچار مشکل روحى است

 

معلّم کلاس سوم او در پرونده اش نوشته بود: مرگ مادر براى تدى بسیار گران تمام شده است. او تمام تلاشش را براى درس خواندن می کند ولى پدرش به درس و مشق او علاقه اى ندارد. اگر شرایط محیطى او در خانه تغییر نکند او به زودى با مشکل روبرو خواهد شد

 

معلّم کلاس چهارم تدى در پرونده اش نوشته بود: تدى درس خواندن را رها کرده و علاقه اى به مدرسه نشان نمی دهد. دوستان زیادى ندارد و گاهى در کلاس خوابش می برد

 

خانم تامپسون با مطالعه پرونده هاى تدى به مشکل او پى برد و از این که دیر به فکر افتاده بود خود را نکوهش کرد. تصادفاً فرداى آن روز، روز معلّم بود و همه دانش آموزان هدایایى براى او آوردند. هدایاى بچه ها همه در کاغذ کادوهاى زیبا و نوارهاى رنگارنگ پیچیده شده بود، بجز هدیه تدى که داخل یک کاغذ معمولى و به شکل نامناسبى بسته بندى شده بود. خانم تامپسون هدیه ها را سرکلاس باز کرد. وقتى بسته تدى را باز کرد یک دستبند کهنه که چند نگینش افتاده بود و یک شیشه عطر که سه چهارمش مصرف شده بود در داخل آن بود. این امر باعث خنده بچه هاى کلاس شد امّا خانم تامپسون فوراً خنده بچه ها را قطع کرد و شروع به تعریف از زیبایى دستبند کرد. سپس آن را همانجا به دست کرد و مقدارى از آن عطر را نیز به خود زد. تدى آن روز بعد از تمام شدن ساعت مدرسه مدتى بیرون مدرسه صبر کرد تا خانم تامپسون از مدرسه خارج شد. سپس نزد او رفت و به او گفت: خانم تامپسون، شما امروز بوى مادرم را می دادید

 

خانم تامپسون، بعد از خداحافظى از تدى، داخل ماشینش رفت و براى دقایقى طولانى گریه کرد. از آن روز به بعد، او آدم دیگرى شد و در کنار تدریس خواندن، نوشتن، ریاضیات و علوم، به آموزش “زندگی” و “عشق به همنوع” به بچه ها پرداخت و البته توجه ویژه اى نیز به تدى می کرد.

پس از مدتى، ذهن تدى دوباره زنده شد. هر چه خانم تامپسون او را بیشتر تشویق می کرد او هم سریعتر پاسخ می داد. به سرعت او یکى از با هوش ترین بچه هاى کلاس شد و خانم تامپسون با وجودى که به دروغ گفته بود که همه را به یک اندازه دوست دارد، امّا حالا تدى محبوبترین دانش آموزش شده بود

 

یکسال بعد، خانم تامپسون یادداشتى از تدى دریافت کرد که در آن نوشته بود شما بهترین معلّمى هستید که من در عمرم داشته ام.

 

شش سال بعد، یادداشت دیگرى از تدى به خانم تامپسون رسید. او نوشته بود که دبیرستان را تمام کرده و شاگرد سوم شده است. و باز هم افزوده بود که شما همچنان بهترین معلمى هستید که در تمام عمرم داشته ام.

 

چهار سال بعد از آن، خانم تامپسون نامه دیگرى دریافت کرد که در آن تدى نوشته بود با وجودى که روزگار سختى داشته است امّا دانشکده را رها نکرده و به زودى از دانشگاه با رتبه عالى فارغ التحصیل می شود. باز هم تأکید کرده بود که خانم تامپسون بهترین معلم دوران زندگیش بوده است.

 

 

 

چهار سال دیگر هم گذشت و باز نامه اى دیگر رسید. این بار تدى توضیح داده بود که پس از دریافت لیسانس تصمیم گرفته به تحصیل ادامه دهد و این کار را کرده است. باز هم خانم تامپسون را محبوبترین و بهترین معلم دوران عمرش خطاب کرده بود. امّا این بار، نام تدى در پایان نامه کمى طولانی تر شده بود: دکتر تئودور استودارد.

 

  ماجرا هنوز تمام نشده است. بهار آن سال نامه دیگرى رسید. تدى در این نامه گفته بود که با دخترى آشنا شده و می خواهند با هم ازدواج کنند. او توضیح داده بود که پدرش چند سال پیش فوت شده و از خانم تامپسون خواهش کرده بود اگر موافقت کند در مراسم عروسى در کلیسا، در محلى که معمولاً براى نشستن مادر داماد در نظر گرفته می شود بنشیند. خانم تامپسون بدون معطلى پذیرفت و حدس بزنید چکار کرد؟ او دستبند مادر تدى را با همان جاهاى خالى نگین ها به دست کرد و علاوه بر آن، یک شیشه از همان عطرى که تدى برایش آورده بود خرید و روز عروسى به خودش زد.

تدى وقتى در کلیسا خانم تامپسون را دید او را به گرمى هر چه تمامتر در آغوش فشرد و در گوشش گفت: خانم تامپسون از این که به من اعتماد کردید از شما متشکرم. به خاطر این که باعث شدید من احساس کنم که آدم مهمى هستم از شما متشکرم. و از همه بالاتر به خاطر این که به من نشان دادید که می توانم تغییر کنم از شما متشکرم.

خانم تامپسون که اشک در چشم داشت در گوش او پاسخ داد: تدى، تو اشتباه می کنى. این تو بودى که به من آموختى که می توانم تغییر کنم. من قبل از آن روزى که تو بیرون مدرسه با من صحبت کردى، بلد نبودم چگونه تدریس کنم

بد نیست بدانید که تدى استودارد هم اکنون در دانشگاه آیوا یک استاد برجسته پزشکى است و بخش سرطان دانشکده پزشکى این دانشگاه نیز به نام او نامگذارى شده است !

همین امروز گرمابخش قلب یک نفر شوید… وجود فرشته ها را باور داشته باشیم…

+ نوشته شده در  جمعه شانزدهم مرداد ۱۳۹۴ساعت 17:48  توسط  دکتر جلال مرادی  | 

 

 

نوجوان

تغییر از کودکی به بزرگسالی زمان بسیار خطرناکی برای نوجوانان در جامعه ماست. بچه ها از سالهای اول برنامه های تلویزیون و ماهواره و فیلم هایی را نگاه میکنند که تاکید بر این دارد که “جذبه جنسی” یک ویژگی شخصی است که افراد باید تا می توانند در ارتقاء آن بکوشند. نوجوانان در خطر هستند—چه از ایدز و چه از بیماری های دیگری که با رابطه جنسی منتقل می شود.

 

 

مضامین جنسی به طور مداوم درمعرض کودکان ونوجوانان قرار می گیرد و این بر فعالیت و باورهای جنسی آنها تاثیر می گذارد. واقعیت این است که کودکان و نوجوانان در معرض بمبارانی از  مضامین و پیام های جنسی قرار دارند:

 

 

·در سال 2003، 83 درصد از اپیزودهای 20 برنامه تلویزیونی برتر ویژه نوجوانان در ماهواره حاوی برخی مضامین جنسی بوده که در 20 درصد آن رابطه جنسی دیده می شده است.

 

· 42 درصد از آهنگ های پرفروش در سال 1999 مضامین جنسی در خود داشته که در 19 درصد آنها رابطه جنسی به خوبی بیان شده است.

·به طور متوسط، موزیک ویدئوها در هر ساعت 93 موقعیت جنسی را به نمایش می گذارند.

·در دخترانی که 14 ساعت موزیک ویدئو رپ در هفته تماشا می کنند احتمال داشتن چندین شریک جنسی به طور همزمان بیشتر است و بیشتر به بیماری هایی که از طریق رابطه جنسی منتقل می شود مبتلا می شوند.

 

 

 

·برآورد شده است که 6/6 میلیون از کودکان بین 2 تا 11 سال و 3/7 میلیون از نوجوانان بین 12 تا 17 سال ویدئوی رابطه جنسی جاستین تیمبرلک و جانت جکسون را در سال 2004 تماشا کرده اند.

ماهواره، فیلم و موزیک تنها عاملان اثرگذار نیستند. اینترنت هم کودکان و نوجوانان را در معرض اطلاعات پهناور و گسترده جنسی و همچنین آدم های بیشماری که دوست دارند درمورد رابطه جنسی صحبت کنند، قرار می دهد.

نوجوانان در اینترنت احساس امنیت می کنند چون هویتشان مخفی باقی می ماند و می توانند به هر اندازه که می خواهند درمورد سکس اطلاعات بگیرند. سایت های دوستیابی هم فرصت حرف زدن و ملاقات کردن با افرادی مثل خودشان را برایشان فراهم می کند.

 

همانطور که اولویت های جنسی رفتارهایی اکتسابی هستند، اکثر انحرافات جنسی نیز رفتارهایی اکتسابی هستند و هرزه نگاری (پرنوگرافی) این قدرت را دارد که آنها به این انحراف هدایت کند. پرنوگرافی مسئله ای اعتیادزا است طوریکه فرد نسبت به سکس عادی دیگر حسی نخواهد داشت و به سمت تصاویری خطرناک از به بردگی گرفتن، تجاوز، رابطه جنسی با شکنجه، سکس گروهی و خشونت کشیده می شود.

کمترین تاثیر پرنوگرافی ویران کردن روابط با خارج کردن فرد از انسانیت و کاهش ظرفیت دوست داشتن وی می باشد. در بدترین حالت، برخی از این معتادان به پرنوگرافی شروع به عملی کردن تخیلات جنسی خود با قربانی کردن دیگران، منجمله کودکان و حیوانات، می کنند.

 

 

همچنین نوجوانان باورها و اعتقادات فرهنگی خود را درمورد رفتار جنسی طبیعی دارند. بااینکه اکثر دختران نوجوان باور دارند که سکس به معنای عشق است اما سایر نوجوانان—مخصوصاً پسرها—عقیده دارند که سکس نشانگر تعهد نیست، فقط یک فعالیت عادی است و خطرات و عواقب جدی آنرا به حداقل می رسانند. این یعنی دقیقاً همان چیزی که در تلویزیون می بینند. به تصویرکشیدن کم خطرات سکس در ماهواره، مثل بیماری و بارداری، اهمیت مسئولیت جنسی را در نظر آنها پایین می آورد.

.

 

 

سایر تصورات غلط عبارتند از:

·همه نوجوانان رابطه جنسی دارند

·داشتن رابطه جنسی شما را به فردی بزرگسال تبدیل می کند

·آن نوجوانانی که سکس ندارند مشکل دارند

· دختری که عادت ماهیانه می شود یعنی حامله نیست

· اگر بار اول باشد که یک دختر سکس می کند، باردار نمی شود

·تازمانی که رابطه جنسی کامل نداشته باشید باکره هستید—سکس دهانی به حساب نمی آید

آشکار است که والدین و خانواده با مشکل بزرگی روبه رو هستند. اما ایده های مهمی هست که می تواند به آنها در این زمینه کمک کند.

نوجوانان باید این واقعیت را درمورد تولیدمثل، جلوگیری از بارداری، و بیماری هایی که از طریق رابطه جنسی منتقل می شود درک کنند. از 60 میلیون افرادی که در 20 سال گذشته به ایدز مبتلا شده اند، تقریباً نیمی بین سنین 15 تا 24 سال مبتلا شده اند.

 

 

 

هرساله تقریباً 25 درصد از نوجوانانی که فعالیت جنسی دارند به بیماری های جنسی مبتلا می شوند و 80 درصد از آنها از ابتلای خود به این بیماری ها بی اطلاع هستند و این بیماری را به افراد دیگر نیز منتقل می کنند. درمورد ایدز این اطلاعات نگران کننده تر است. تقریباً 50 درصد از ایدز هرساله در افراد زیر 25 سال اتفاق می افتد.

برنامه های آموزشی جنسی در مدارس می تواند به طرز قابل توجهی در کاهش این آمار ثمربخش باشد. اما شواهد نشان می دهد که آموزشات جنسی سنتی اطلاعات جنسی را بالا می برد اما تاثیری در خودداری نوجوانان از رابطه جنسی یا استفاده از وسایل ضدبارداری ندارد.

 

 

والدین نیز باید از یکسری اطلاعات مهم مطلع باشند، مثلاً اینکه هرچه سن انجام رابطه جنسی کمتر باشد احتمال اجباری بودن آن بیشتر است و رابطه جنسی اجباری تاثیرات منفی را در دراز مدت روی فرد خواهد گذاشت.

.

 

 

موارد زیر مربوط به شروع دیرتر رابطه جنسی است:

·داشتن والدین مطلع تر از نظر جنسی

·روابط خانوادگی حمایت کننده

·نظارت والدین

·دوستان سالم که از سکس دوری می کنند

· نمرات خوب در مدرسه

·انجام تکالیف مذهبی و عبادات

 

 

تعهدات و ارزش ها در هر جامعه ای آنقدر متفاوت است که مدارس نمی توانند به طور کامل و منظم در آموزش مسائل اخلاقی  فعالیت کنند. براساس تحقیقات و مطالعات انجام گرفته، والدین و باورهای مذهبی در کنار هم می توانند بر تصمیمات نوجوانان درمورد داشتن یا نداشتن سکس تاثیر بگذارد.

والدین از طرق زیر به بهترین شکل می توانند بر فعالیت جنسی فرزندانشان نقش داشته باشند:

· با حفظ یک رابطه گرم و صمیمانه با فرزندان خود

·یاددادن به فرزندشان که تا زمان ازدواج بهتر است از رابطه جنسی دور بماند.

والدینی که در زندگی فرزندان خود نقش موثر دارند و به خوبی باورها و ارزش های اخلاقی و مذهبی خود را به فرزندانشان هم منتقل می کنند، بیشترین موفقیت را در جلوگیری از رفتارهای غیراخلاقی و خطرناک فرزندانشان خواهند داشت.

 

 

به همین دلیل، خیلی مهم است که نوجوانان با نمونه های واقعی از افرادی که با مسئولیت پذیری تمام با طبیعت جنسی خود برخورد می کنند، آشنا شوند.

اخلاقیات به معنای تجرد نیست. اخلاقیات تعهدات واقعی زندگی هستند که افراد درمقابل مسائلی که برایشان ارزشمند است دارند.

 

 

 

والدین و سایر بزرگسالانی که در زندگی فرد تاثیرگذارند (در مدرسه، در جامعه) باید به نوجوانان تفاوت بین سرسپردگی و شیفتگی را نشان دهند و به آنها کمک کنند در قلب خود بین ایندو تفاوت بگذارند.

 

نوجوانان باید بدانند که در روابط جنسی نیزمثل سایر روابط نیاز به دقت و هوشمندی است.

محدوده رفتار جنسی نوجوانان

خیلی مهم است که والدین رفتار جنسی نرمال برای کودکان و نوجوانانشان را بشناسند و بدانند که چه رفتارهایی نشاندهنده این است که فرزندشان قربانی سوءاستفاده جنسی شده است یا به طریقی خشن دربرابر دیگران رفتار می کند.

 

 

محدوده طبیعی

· مکالمات جنسی با همسالان خود

·شوخی ها و جوک هایی در حد هنجارهای اجتماعی و فرهنگی

·اشارات و کنایات  جنسی

·علاقه به ادبیات عاشقانه

·بغل کردن، بوسیدن و گرفتن دست

· رابطه تک نفره: رابطه داشتن فقط با یک نفر خاص در طول نوجوانی.

.

 

 

چراغ زرد

بااینکه خیلی از این رفتارها خارج از محدوده رفتارهایی نیست که در گروه های همسالان نوجوانان دیده می شود اما برای ایجاد رفتارها و خصوصیات سالم و مسئولیت پذیرانه باید برخی ارزیابی ها انجام گیرد.

· شیفتگی جنسی/اضطراب (که در زندگی روزمره اختلال ایجاد کند)

·علاقه به پرنوگرافی

· داشتن رابطه جنسی با چند نفر به طور همزمان

·مضامین خشونت بار جنسی/هرزگی

·تصاویر دیواری جنسی

·خجالت از دیگران با مضامین جنسی

·تجاوز به حریم جسمی دیگران

·بالا کشیدن دامن/پایین کشیدن شلوار

·حرکات شهوانی وقیحانه

 

 

چراغ قرمز

·خودارضایی وسواسی

· تحقیر خود یا دیگران با مضامین جنسی

·تلاش در نشان دادن آلت تناسلی دیگران

·استفاده از پرنوگرافی خشن

·مکالمات صریح جنسی با بچه های کوچک

 

 

 

رفتارهای غیرقانونی

·تلفن های شهوانی زشت، اطفاء شهوت با نگاه، مالیدن، نشان دادن آلت جنسی خود، آزار جنسی

·لمس کردن آلت تناسلی دیگران بدون اجازه وی

·تهدیدات جنسی (کلامی یا نوشتاری)

·تماس جنسی با تفاوت سنی زیاد

· تماس جنسی به زور

·تجاوز جنسی

·آسیب جنسی به دیگران

·تماس جنسی با حیوانات

+ نوشته شده در  جمعه شانزدهم مرداد ۱۳۹۴ساعت 17:45  توسط  دکتر جلال مرادی  | 

 

 

 

خنده کودک

از همان هفته اول تولد، بیش‌تر مادران حس می‌کنند نوزادشان لبخند می‌زند، اما حقیقت آن است که او تلاش می‌کند تا این کار را انجام دهد. لبخند نوزاد یک‌هفته‌ای، لبخند متقارنی نیست. به گوشه‌ای از لب محدود شده و همراه با آن، چشم‌ها و گونه‌ها حرکتی انجام نمی‌دهند و به عبارت دیگر، هنوز ماهیچه‌ها برای لبخند زدن توانا نیستند! لبخند نوزاد در این سن، تنها در خواب‌آلودگی یا هنگام خواب دیده می‌شود. به این لبخند در اصطلاح، «لبخند دائمی» می‌گویند، چون در جواب یک نوازش یا یک حس نیست و ارتباطی به دنیای خارج ندارد.

 

حتی گاهی پیش می‌آید که تا شکم نوزاد را نوازش می‌کنید، حس می‌کنید او دارد لبخند می‌زند، اما متأسفانه باید بگوییم در این سن، هنوز نوزادان نمی‌توانند تشخیص دهند چه حالت‌هایی مربوط به درون بدن و چه حالت‌هایی مربوط به خارج از بدنشان است. او حس لطیف نوازش را درک می‌کند، اما نمی‌داند چه چیزی مسبب آن است. ساده‌تر بگوییم؛ لبخند گوشه لب او، واکنش هوشیارانه به اتفاق‌های دور و برش نیست! چشمان او به خلأ نگاه می‌کند، چون قدرت بینایی و سیستم عصبی او هنوز کامل نیست. لبخندش نیز نشانه احساسات و شادی‌اش نیست!

 

سه تا هشت هفتگی

 

بین یک تا دو ماهگی، لبخند نوزاد کامل می‌شود. او می‌آموزد با هر دو گوشه لب بخندد و در چشمانش که حالا حالت گرفته، برق شادی می‌درخشد. در این سن، او می‌تواند منشأ صداها و تصویرهایی که او را به خنده می‌اندازد، تشخیص دهد و واکنش او، به طور مستقیم، به محیط و اتفاق‌هایی که در آن می‌افتد، بازمی‌گردد! اگر بخواهیم رخدادهای این چند هفته را به طور دقیق مرور کنیم، باید بگوییم تا هفته چهارم، نوزاد نسبت به صداهای انسان به ویژه صدای تیز زنانه، واکنش نشان می‌دهد و این به آن علت است که سیستم شنوایی، سریع‌تر از بینایی کامل می‌شود.

 

شش تا هشت ماهگی

 

در این سن، کودک شما می‌تواند تصمیم بگیرد که به چه چیز بخندد و نسبت به چه چیزی بی‌محلی کند. به عبارت دیگر، از این سن به بعد، او آگاهانه می‌خندد. حالا او صورت آشنا را از غریبه به خوبی تشخیص می‌دهد و تنها به حالت‌های تغییر یافته صورت‌های آشنا لبخند می‌زند و با دیدن یک صورت غریبه، یا چشم‌هایش را پایین می‌اندازد یا گریه می‌کند. روان‌شناسان به این حالت،  «نگرانی ماه هشتم» می‌گویند! خنده از این به بعد، کانال ارتباطی کودک با افرادی است که آن‌ها را می‌شناسد و علامت رضایت او از یک وضعیت است.

 

چهار ماهگی

 

خنده نوزاد از چهار ماهگی به بعد، مثل آدم‌بزرگ‌هاست. برقراری ارتباطات لمسی، بیش از هر چیز، در این سن برای او لذت‌بخش بوده و باعث خنده می‌شود. به عنوان مثال، بوسه سفت و صدادار از شکمش یا پاهایش برایش جذاب است. صدای والدین نیز هنگامی که با او بازی می‌کنند، او را به خنده می‌اندازد. خندیدن در این سن، نشانه رشد و پیشرفت اوست. او حالا شکل اشیا و منشأ صداها و تصویرها را می‌شناسد و می‌داند چه حوادث و اتفاق‌هایی می‌تواند برایش خوشایند باشد. از آن‌جا که بسیاری از حالت‌ها برای او شناخته شده‌اند.

 

خندیدن برای سلامتی خوب است

 

این موضوع که خندیدن برای سلامتی روح و جسم، بسیار مفید است، سال‌هاست به اثبات رسیده است. تحقیقات فراوانی نشان داده است که خنده سبب افزایش میزان ترشح آندروفین شده، حس درد را کاهش داده و با تأثیری که بر سیستم ایمنی می‌گذارد، سبب قوی‌تر شدن انسان و افزایش تحمل در مقابله با شرایط سخت می‌شود. خنده نیز مانند سایر فعالیت‌های بدنی، ضربان قلب، تنفس و گردش خون را افزایش داده و سبب سلامتی می‌شود.

 

راهی برای جلب توجه

 

خندیدن و گریه کردن، هر دو واکنش‌هایی غیراکتسابی است، یعنی ما آن‌ها را از دیگران نمی‌آموزیم. هر دوی آن‌ها به ما کمک می‌کنند بتوانیم با اطرافیانمان بهتر ارتباط برقرار کنیم، اما خنده برای یک نوزاد، به جز برقراری ارتباط، بهترین راه‌حلی است که او آن را به کار می‌گیرد تا والدین را مجذوب خود کند. خنده به او کمک می‌کند دوست‌داشتنی‌تر باشد

+ نوشته شده در  جمعه شانزدهم مرداد ۱۳۹۴ساعت 17:43  توسط  دکتر جلال مرادی  | 

 

 

فیلمی کوتاه درباره ی آموزش به کودکان برای جلوگیری آن ها از آزار جنسی و کودک آزاری که به زبان فارسی دوبله شده است.

لطفا بر روی نوشته کلیک کنید:

نمایش فیلم

+ نوشته شده در  جمعه شانزدهم مرداد ۱۳۹۴ساعت 17:39  توسط  دکتر جلال مرادی  |