اختلال مسخ شخصیت ( Depersonalization )
جلال مرادی
DSM-IV-TR خصوصیات اساسی مسخ شخصیت را احساس پایدار یا محدود کننده بیگانگی یا جدایی از خود می داند. بیماران دچار این اختلال ممکن است احساس کنند شبیه ربات شده اند یا در رویا هستند و یا احساس کنند خود را در یک فیلم می بیند.
*ملاک های تشخیصی DSM-IV-TR
الف ـ احساس مداوم یا عود کننده جدایی از فرآیندهای زیستی یا بدنی، شخص از بیرون نظاره گر این فرآیند هاست ( مثل اینکه فرد در رویاست).
ب ـ واقعیت سنجی فرد دست نخورده می ماند.
پ ـ ناراحتی چشمگیری به وجود آورد یا سبب اختلال در کارکرد شغلی، اجتماعی یا سایر کارکردهای مهم فرد می شوند.
ت ـ ناشی از بیماری روانی یا مصرف مواد نباشد.
* همه گیر شناسی
سومین علامت شایع روان پزشکی است. در جمعیت عمومی 19 درصد گزارش شده است. در بیماران دچار تشنج و میگرن و نیز با مصرف داروهای روانپریشی زا، به خصوص ماری جوانا، لسیرژیک اسید دی اتیلامید(LSD) و مسکالین و نیز داروهایی مانند آنتی کوایرژیک ایجاد می شود.
در زنان 2 تا 4 برابر مردان شیوع دارد.
* سبب شناسی
عوامل روان پویشی: پاسخ عاطفی در دفاع از ایگو است. تجربیات دردناک توان کاه یا تکانه های متعارض به عنوان عوامل آغازگر مطرح شده اند.
استرس آسیب زا: تصادف و حوادث ناگوار باعث بروز می شود و نیز 60 درصد قربانیان تصادف، در جریان حادثه یا بلافاصله پس از آن دست کم به طور گذرا دچار مسخ شخصیت شده اند.
نظریات عصبی زیستی: در گیری سروتونین در بروز این اختلال گزارش شده است. و نیز گیرنده های گلوتامات( NMDA) در پیدایش علایم مسخ شخصیت نقش محوری دارد.
* تشخیص و خصوصیات بالینی
1ـ احساس تغییرات بدن
2ـ تجزیه « خود » به عنوان مشاهده گر و عامل.
3ـ احساس جدایی از دیگران
4ـ احساس جدا شدن از هیجانات خود.
5 ـ اغلب آنها ابراز احساسات برایشان دشوار است.
* تشخیص افتراقی
مسخ شخصیت ممکن است بر اثر بیماری طبی، عصبی، مسمومیت یا ترک داروهای قاچاق به عنوان عارضه داروهای مجاز بروز کند.
همچنین همراه با علائم اضطرابی، اختلال استرس حاد و یا سایر اختلالات تجزیه ای دیده می شود. ممکن است همراه با مصرف مواد یا سندرم ترک بروز کند و نیز به دنبال یا همراه مشکلات مغزی یا آسیب به مغز بروز می کند.
* سیر و پیش آگهی
به دنبال رفع مسمومیت یا درمان اختلال یا بیماری خود به خود درمان می شود.البته بعضی موارد به صورت مزمن اختلال مسخ شخصیت خود سیری دوره ای، عود کننده و یا مزمن دارد. بیماران دچار تخریب شخصیت مزمن ممکن است عملکرد شغلی، اجتماعی و شخصی آنها دچار مشکل شود.
سن متوسط این اختلال در اکثر موارد اواخر نوجوانی یا اوایل بزرگسالی گزارش شده است.
* درمان
نسبت به درمان مقاومند. داروهایی نظیر ضد افسردگی مانند فلوکستین ممکن است در درمان مفید باشد.
راهبردهای مدیریت استرس، فنون توجه برگردانی، کاهش تحریک های حسی، آموزش آرام سازی عضلانی و فعالیت جسمی در برخی بیماران تا حدودی مفید بوده اند.
منبع:
سادوک، بنجامین؛ سادوک ، ویرجینیا.( 2007). خلاصه روانپزشکی: علوم رفتاری/ روانپزشکی بالینی . جلد دوم، ویراش دهم، ص 261- 259 . ترجمه: رضاعی، فرزین. تهران. ارجمند.