ويژگيهاي متفاوت بزهكاري زنان و مردان
جلال مرادی
کارشناس ارشد روان شناسی بالینی
در مورد اينكه نرخ بزهكاري زنان از مردان كمتر است اين سؤال پيش ميآيد كه آيا حضور كم زنان در عالم بزهكاري امروزه هم ابقاء شده و يا اينكه رو به تعديل است و به نرخ بزهكاري مردان نزديك ميشود؟
سؤال بعدي اين است كه چرا زنان روي هم رفته بيش از مردان در برابر وسوسههاي بزهكارانه مقاومت ميكنند؟
براي پاسخ به اين سؤالات بايستي به بازبيني اين مطالب پرداخته شود. 1- چگونگي نرخ بزهكاري زنان 2- چگونگي مشاركت زنان در بزهكاري 3- شخصيت جنايي زنان
زنان داراي ويژگيهاي ممتازي هستند كه آنها را از مردان جدا ميسازد، از قبيل: عادت ماهانه، حاملگي و يائسگي. حال آيا تفاوت اندام زن و مرد موجب تفاوت مطلق زيستي بين اين دو جنس ميگردد؟، در پاسخ به اين سؤال آقاي دوگرف جرمشناس بلژيكي اظهار داشته كه هيچ انساني از نظر فيزيولوژيكي نه صددرصد زن است و نه صددرصد مرد.
همچنين مطالعات روانشناختي در اين باره نشان داده است كه انسان در دوران طفوليت عليرغم تفاوت اندامي، از نظر رواني خنثي است؛ تفاوت رواني دو جنس از طريق چگونگي جامعه پذير كردن و اجتماعي كردن اطفال به وجود ميآيد و در آنها القاء ميشود.
به عبارت ديگر، اجتماعي كردن افتراقي دختر و پسر موجب تغيير رفتار و تفاوت شخصيت زيستي و فيزيولوژيكي آنها ميشود. پس تأكيد در اينجا بر روي يادگيري فرد است، فرايند يادگيري در اطفال در تعامل با اطرافيان به وجود ميآيد پس در دوران طفوليت و قبل از يادگيري اين تفاوت وجود ندارد.
خصوصيات بزهكاري زنان حول دو محور متمركز شده است
1- طبق اين پيش فرض كه زنان در بزهكازي حضور كمتري دارند. اين كمتر بودن حضور زنان در بزهكاري استدلالات مختلفي را به دنبال داشته است: عدهايي به تفاوتهاي زيستي و عدهايي به جامعهپذيري متفاوت اين دو جنس استناد كردهاند تمايل عدهايي ديگر بر اين است كه اجتماعپذيري متفاوت دختران و رفتار متفاوت جامعه نسبت به دختران و زنان موجب بروز رفتار متفاوت آنها در زمينه بزهكاري ميشود.
جامعهپذيري افتراقي زنان با امور زير ملازمه دارد: 1- كنار گذاري زنان از فعاليتهاي اجتماعي 2- ابقاي زنان در محيط بستة خانه 3- محول نمودن وظايفي به آنها كه با عاطفه و تربيت ملازمه دارد.
2- جنبه دوم در خصوص مطالعات بزهكاري زنان عبارت از اشكال بزهكاري زنان و نحوة مشاركت آنها در جرائم ، به اين معني كه اولاًبرخي جرائم خاص زنان است مثل بچهكشي و كودك آزادي و ثانياً زنان بيشتر معاون و شريك جرم هستند تا مباشر اصلي.
در خصوص اين جنبة دوم گفته شده كه برخي جرائم اختصاصي زنان امروزه موضوعيت خود را از دست داده است؛ مثلاً با توجه به تغييرات روابط اجتماعي و شاغل بودن زن و مرد، ديگر خريدهاي خانه هميشه بر عهدة زنان نيست بلكه مردان نيز در اين امر مشاركت دارند. در نتيجه سرقت از فروشگاهها ديگر اختصاصي به زنان ندارد. يا مثلاً ابزارهاي پيشگيري از بارداري باعث كاهش فرزندان ناخواسته ميشود و يا ابزارهاي به وجود آمده كه نقص ژنتيكي اطفال را در مرحله جنين نشان ميدهند و اين امر باعث كاهش زمينههاي جرمبچهكشي شده است.
منابع:
- كينيا, مهدي. (1373). مباني جرمشناسي جلد اول و دوم. انتشارات دانشگاه تهران.
ـ فرجامي, اقدس. (1353). جرائم خاص عليه زنان از جنبه اختلالات منش, دانشگاه شهيد بهشتي
- كامرانيفكور, شهربانو. (1381). بررسي مقايسهايي خصوصيات روانشناسي زنان ويژه با زنان عادي,
دانشگاه تربيت مدرس.