سعادت بزرگی است که بیش از دو ماه به دنبال استاد قمشه ای بگردی و موفق به یافتن ایشان نشوی ولی یک روز به قصد دیدار از کاخ سعد آباد به اتفاق خانواده و دوستان بری و استاد را آنجا ملاقات کنی.
در کاخ سعد آباد مشغول بازدید از نمایشگاه (بخش موسیقی)بودیم که به ناگاه استاد به اتفاق تعدادی از جوانان به سبک فلاسفه مشاء ای مشغول قدم زدن بودند.
فرصت را غنیمت شمردم و به حضور ایشان رفته و عرض ادب نمودم.
ایشان روحیه ای مهربان، متواضع، مردم دار هستند از بیشتر نمایشگاه دیدن نموده و آرزوی موفقیت برای صاحبان غرفه نمودند.
جوانان با اشتیاق سوال های خود را از استاد می پرسیدند و ایشان با زبان ساده و مقداری به طنز، شعر، مثل و... پاسخ می گفتند.
سوال من از ایشان: چگونگی استفاده از ادبیات داستانی در روایت درمانی و خانواده درمانی بود؟
«روایت درمانی سبکی از روان درمانی است که روان شناس برای درک مراجع از موقعیت خود اقدام به تعریف یک داستان یا بیان یک ضرب مثل می نماید».
ایشان با دقت به حرف های من گوش نمودند و در پاسخ به نقش نقال و داستان گو تاکید نمودند و گفتند راوی(روان شناس یا مشاور)باید ادبیات را مطالعه نموده و بنا به سطح فهم و زبان گوینده در موقعیت های مناسب روایت نماید.
ایشان اعتقاد داشتند منطق الطیر عطار نیشابوری برای انتقال مفاهیم اخلاقی، بوستان و گلستان سعدی برای انتقال مفاهیم تربیتی و شاهنامه برای درک جوان از شجاعت و احیاء هویت شخصیتی مستقل و سالم بسیار مفید و کاربردی هستند همچنین ادبیات داستانی مولانا را بهترین گزینه برای روایت درمانی ذکر نمودند.
به راستی بودن در کنار استاد برای یک لحظه با تمام تجربه های انسانی برابری می کند برای ایشان به عنوان یک انسان خوب، یک دانشمند ایرانی و یک اثر زنده برای معرفی زیبایی الهی به انسان ها آرزوی سلامتی و طول عمر می کنم.
جلال مرادی
روان شناس بالینی