مدیریت آینده پژوهی سلامت و روانشناسی

اطلاعات و مقاله های روان شناسی و مدیریت آینده پژوهی

 

مقدمه

يكي از سوالات مهمي كه با آن مواجه مي‌گرديم اين است كه: چرا افرادي وجود دارند كه از هوش كافي برخوردارند، هميشه در دوران تحصيل رتبه‌هاي بالايي كسب كرده‌اند و یا حتی با رتبه برتر از دانشگاه فارغ‌التحصيل شده‌اند، ولي در زندگي اجتماعي و شغلي موفق نيستند؟ اين سؤال عامل انجام يك مطالعه طولي بود كه وضعيت 95 نفر از دانشجويان دانشگاه هاروارد را تا سنين ميان‌سالي مورد بررسي قرار داد، نتايج اين مطالعه نشان داد، افرادي كه بالاترين نمره‌هاي تحصيلي را در دانشگاه داشتند، پس از بيست سال از نظر ميزان حقوق دريافتي، بهره‌وري و موفقيت شغلي از همكلاسي‌هاي‌ ضعيف‌تر خود موفق‌تر نبودند. آنان حتي از نظر ميزان رضايت از زندگي شخصي يا رضايت از روابط دوستانه، خانوادگي و عاطفي نيز وضعيتي برتري نداشتند. اين نتايج نشان ‌داد كه ما از مطالعه جنبه‌هاي مهمي از توانمندي‌هاي انساني در ارزيابي هوش غافل مانده‌ايم. براي پاسخگويي به اين نياز مفهوم هوش هيجاني مطرح شده و در اين فصل تلاش مي‌كنيم با ارايه تأملي بر آن زمينه كاربرد آن را در كاركنان ناجا فراهم نماييم.

شكل‌گيري مفهوم هوش هيجاني


ادامه مطلب
+ نوشته شده در  جمعه بیست و دوم اردیبهشت ۱۳۹۱ساعت 19:0  توسط  دکتر جلال مرادی  | 

مقدمه

اصطلاح هوش هيجاني را براي بيان كيفيت و درك احساسات افراد، همدردي با احساسات ديگران و توانايي اداره مطلوب خلق و خو به كار بردند. در حقيقت اين هوش مشتمل بر شناخت احساسات خويش و ديگران و استفاده از آن براي اتخاذ تصميمات مناسب در زندگي است. به عبارتي عاملي است كه به هنگام شكست، در شخص ايجاد انگيزه مي‌كند و به واسطه داشتن مهارتهاي اجتماعي بالا منجر به برقراري رابطه خوب با مردم مي‌شود.

برخورداري از هوش هيجاني بالا در افراد به ويژه در كودكان به آنها كمك مي‌كند، تا در موقعيت‌هاي تهديد كننده و خطرناك واكنش‌هاي مناسب‌تري براي نجات خود انجام دهند.

همچنين آنها با كمك هوش هيجاني مي‌توانند به ريشه‌هاي غم و شادي خود پي ببرند و آن را مديريت كنند.

رشد هيجاني مناسب در كودكان، به درك نيازهاي ديگران و همدلي كردن با آنها كمك مي‌كند.

در مجموع هوش هيجاني در كودكان مي‌تواند به يادگيري بهتر آنان كمك كند، موجب شادي و نشاط بيشتر آنان گردد و در نهايت به زندگي سالم‌تر و موفق‌تر در آنان منجر شود.

رويدادهاي مهم رشد هيجاني در طول دو سال اول زندگي با لبخند اجتماعي در 2 و 3 ماهگي شروع مي شود و در 7 الي 12 ماهگي به جزئيات ظريف تعجب ما كه در صورت ما جلوه مي‌كند، مي‌خندند، در 18 الي 24 ماهگي هيجان‌هاي خودآگاه، شرم، خجالت و غرور نمايان مي شود. واژگان ويژه صحبت كردن درباره احساسات به سرعت گسترش مي‌يابد و اولين نشانه‌هاي همدلي ظاهر مي‌شود.

كودكان پيش دبستاني به سرعت موجودات اجتماعي پيچيده‌اي مي‌شوند؛ گرچه دعوا و پرخاشگري در بين همه بچه‌ها
صورت مي‌گيرد، اما تمايل به ياري كردن ديگران نيز در ميان آنها به دفعات ديده مي شود، با هم گفتگو مي‌كنند و تا 6 سالگي اولين روابط دوستي پديدار مي‌شود.

 


ادامه مطلب
+ نوشته شده در  جمعه بیست و دوم اردیبهشت ۱۳۹۱ساعت 16:0  توسط  دکتر جلال مرادی  | 

مقدمه

افراد از هر تصميم و عملي يك انتظار و هدفي را دنبال   مي كنند. ازدواج هم از اين قاعده مستثني نيست و هر يك از زن و شوهر ها از يكديگر و از رابطه انتظارات و خواسته هايي دارند ولی به راستی در چند درصد از موارد، همسران ازخواسته های یکدیگر مطلع هستند و        پاسخ هایی مناسب به این انتظارات می دهند. در حقیقت در بسیاری از اختلافات و ناسازگاری های زناشویی شاهد مطرح شدن خواسته هایی هستیم که به کرات و بارها  طی سالیان گذشته مطرح شده اند و هر بار همسران احساس کرده اند که از صحبت کردن بر سر این مسائل، نه تنها سودی عایدشان نشده است، بلکه بر وخامت اوضاع هم افزوده شده است و در نهایت ماحصل این دور باطل احساس درماندگی و ناکامی و تلاش در جهت فراموش کردن مشکلات و آنها را به گذر زمان سپردن است. گویی با خود می گویند  » از عهده این مشکل بر نمی آییم « یا  » این مسائل حل شدنی نیست« .

گویی با خود می گویند  » از عهده این مشکل بر نمی آییم « یا  » این مسائل حل شدنی نیست« .

 

مطرح کردن خواسته ها یک مهارت است:

سه مولفه در بيان ماهرانه خواسته ها و انتظارات نقش اساسي دارند.

 

اولين مولفه ، "شفاف"و واضح بودن  خواسته ها و انتظارات است و اصولا بيان مبهم خواسته ها و انتظارات، يكي از موانع جدي سه راه تحقق خواسته ها است به دليل اينكه همسر ما ممكن است هيچ وقت متوجه پيام مبهم خواسته ما نشود و به آن پاسخ مثبت ندهد.

 

 دومين مولفه تاثير گذار در مهارت بيان انتظارات، عنصر "شدت" ناميده مي شود. بدين معني كه گاهي خواسته ها كاملا درست است و همسر ما نيز آمادگي لازم براي پاسخگويي مثبت به آن را دارد اما به دليل اينكه ما خواسته ها و انتظاراتمان را با شدت نامناسب (تن صدا، لحن تند و...) مطرح مي كنيم، همسرمان در مقابل آن خواسته ما جبهه گيري مي كند و پاسخ مثبت به آن   نمي دهد.

 

 سومين عامل تاثير گذار در اين مهارت مسئله ي"اعتماد" است. منظور از مفهوم اعتماد، در مهارت بيان انتظارات اين است كه ما قبل از اينكه خواسته ها و انتظارات خودمان را از همسرمان مطرح كنيم، بايستي بخش عمده اي از انتظارات خودمان را در زمينه هاي مختلف پاسخ داده باشيم تا بدين ترتيب انگيزه او را براي پاسخ دادن به خواسته هاي خودمان تقويت كرده باشيم (اعتماد سازي و بستر سازي).

 

 

 دفاع يا جبهه گيري

يكي از عوامل اصلي ناكامي همسران در حل مسائل شان اين است كه اغلب زن و شوهر ها زماني كه مي خواهند خواسته هاي خودشان را مطرح كنند، از همسرشان انتقاد می کنند و یا با شیوه ای سرزنش آمیز و توام با کنایه سخن می گویند. طبيعي است كه همسرشان نيز احساس تهديد شدگي مي كند و معمولا به دو شكل پاسخ مي دهد. يا جبهه گيري مي كند و به صورت تدافعي رفتار مي كند و يا سكوت كرده و كناره گيري  مي كند كه به نوعي نشانه اي از فاصله ي عاطفي بين همسران است. بنابر اين اگر ما يادبگيريم خواسته ها و انتظارات خودمان را نه به شكل انتقاد و سرزنش، بلكه به صورت گله و شكايت و بيان شفاف خواسته ها و انتظارات مطرح كنيم، زمينه مناسبي را براي پاسخ مثبت از جانب همسر فراهم كرده ايم. البته گاهي هم علت اصلي جبهه گيري همسران در مقابل خواسته هاي همسرشان رنجش هاي مزمن آنها از یکدیگر به دليل عدم تحقق خواسته هايشان در طول رابطه است.

 

نتیجه گیری

در نهايت بدانيم كه در اغلب موارد پشت رفتار هاي منفي نظير پرخاشگري، توهين، سكوت، قهر، كناره گيري و... پيام هاي پنهاني حاكي از تمايل آنها به بهبود رابطه و برقراري پيوند عاطفي با همسر نهفته است. درست است كه شكل ظاهري رفتار همسر در چنين شرايطي منفي است، اما اگر ما مهارت كشف خواسته ها و انتظارات پشت رفتارهاي منفي را داشته باشيم،

 

خيلي اوقات مي توانيم در لحظات بحراني به دنياي دروني و عاطفي همسرمان نفوذ كرده و خواسته ها و انتظارات نهفته او را از پشت صورتك خشم، غم يا هر نوع رفتار منفي ديگر كشف و بدان پاسخ دهيم.

و در نهايت بايد به اين مطلب اشاره كرد كه براي يادگيري اين دسته از مهارت ها در جهت كاهش اختلافات زناشويي و افزايش سازگاري زناشويي، مي توان  از خدمات مشاوره و روانشناسي نيز  استفاده كرد.

 

 

+ نوشته شده در  جمعه بیست و دوم اردیبهشت ۱۳۹۱ساعت 15:57  توسط  دکتر جلال مرادی  | 

مقدمه

كودكان براي كنار آمدن با ديگران به قوانين ساده و روشن نيازمند هستند. نبايد از كودكان بخواهيم كه هر آنچه ما       مي گوييم انجام دهند. كودكان در سنين پيش دبستاني دوست دارند خودشان تصميم بگيرند، انتخاب كنند و در كارهاي مربوط به خود مستقل باشند. تنها در مواردي كودك لجبازمحسوب مي شود كه بيش از نيمي از دستورات را اطاعت نكند.

كودكان در سنين 5/2 تا 5/3 سالگي نوعي حالت لجبازي و مقاومت در برابر خواسته هاي پدر و مادر از خود نشان         مي دهند. در صورتي كه با ملايمت با آنان رفتار شود، چنين رفتارهايي در كودكان از بين خواهد رفت. اما در صورتي كه والدين لجبازي كودك را با پرخاشگري پاسخ دهند، دردوران نوجواني لجبازی به طور شديد تري بروز خواهد كرد.

علل لجبازی در کودکان

وقتي كودكان درخواستي دارند، يا والدين آنها را مجبور به انجام عملي بر خلاف ميلشان مي كنند، آنها لجباز مي شوند.  گاهي توجه زياد والدين به رفتار هاي نامناسب كودكان سبب مي شود كه رفتار هاي نادرست آنان تقويت شود.

 

به طوري كه كودكان به دليل آوردن، جرو بحث كردن، نق زدن، مجادله كردن و درخواست هاي مكرر متوسل مي شوند. گاهي نيز علت لجبازي كودكان آن است كه والدين در برابر لجبازي هاي آنان رفتار ثابتي ندارند. مثلا يك روز هيچ عكس العملي در مقابل لجبازي نشان نمي دهند و روز ديگر از آنان مي خواهند مطابق با خواسته والدينشان رفتار كنند. اگر هميشه با كودكان رفتار ثابتي داشته باشيم كمتر لجبازي مي كنند.

هنر برقراری ارتباط با کودکان

با خشونت، امر و نهي نكنيد و يكباره دستورهاي نامعقول و غير قابل فهم صادر تكنيد. اين امر باعث عصبانيت و لجبازي بيشتر كودك مي شود. مثلا وقتي مي خواهيد كودكتان را از موقعيت بازي خارج سازيد، حتما بايد وقت اتمام بازي را به اطلاع او برسانيد. چنانچه كودك را بدون اطلاع قبلي از ميدان بازي خارج سازيد، از عكس العمل شديد و واكنش غير عادي او متعجب نشويد.

در مورد كارهايي كه لزوما بايد انجام پذيرد، هيچگاه با فرزند خود بحث و جدل نكنيد مسلما دارويي كه پزشك تجويز كرده علي رغم ميل و خواسته ي كودك، بايد خورده شود( حتي اگر مزه و طعم خوبي نداشته باشد) اما مي توان از او پرسيد كه اين دارو را با آبميوه مي خورد يا چاي يا ساير نوشيدني هاي مطبوع كودك ( در صورتي كه برايش مضر نباشد) و تصميم گيري را به عهده وي بگذاريد. يعني به كودك اجازه دهيد از ميان چند امكان، يكي را انتخاب كند. به هر طريق در مورد دستورات ضروري  كه حتما بايد انجام پذيرد، قاطعانه برخورد كنيد و مصمم باقي بمانيد و با لجبازي كودك، باالتماس و تضرع وي، تغيير عقيده ندهيد. 

 

بدانيد با قبول در خواست نا بجاي كودكتان به زودي با خواسته هاي نابجاي ديگري روبه رو خواهيد شد. توجه به اين نكته ضروري است كه  : قاطعيت، غير از خشونت است. شكيبايي را به هيچ وجه فراموش نكنيد.

هر گاه متوجه نادرستي فرماني كه به كودك داده ايد شديد و ملاحظه كرديد كه حق با شما نبوده است، به جاي اصرار بر آن و توجيه خواسته نادرستتان به اشتباهتان اقرار و در جهت اصلاح آن برآييد. بدانيد كه اختلاف سني ما با كودكمان و تجربيات زيادي كه نسبت به او داريم، دليل اين نخواهد شد كه هيچ گاه اشتباه نكنيم. اعتراف به اشتباه، تصحيح آن و حتي عذر خواهي، از عظمت روحي فرد نشات مي گيرد. اجازه دهيد فرزندتان اين درس بزرگ زندگي را در محيط خانواده  از شما بياموزد. مثلا اگر كودك شما بر خلاف معمول در يك بعد از ظهر مدت زيادي خوابيده است، قطعا شب قادر نخواهد بود به زودي شب هاي قبل بخوابد. اگر شما بدون توجه به اين مساله از او بخواهيد كه زود بخوابد، مسلما دستور نادرستي داده ايد و بايد هر چه سريع تر برايش توضيح دهيد كه امشب مي تواند  به خاطر خواب بعد از ظهر بيشتر بيدار بماند. هنگام عصبانيت و رفتار هاي لجاجت آميز كودك، بحث و جدل يا صحبت كردن منطقي، با او نتيجه اي نخواهد داشت. در اين مواقع توجه كودك را به موضوع ديگري جلب كنيد و بعد از آرام شدن و تخليه كودك با ملاطفت از او بخواهيد كه آنچه را موجب عصبانيت و بد خلقي اش شده بود برايتان بيان كند.

 

البته والدين هم بايد از خود بپرسند كه تحت چه شرايطي كودك چنين رفتاري را انجام مي دهد و بعد از بررسي علل،بايد در نهايت شكيبايي، تلاش كنند تا آن رفتار ها را بهبود بخشند.

والدين هيچگاه نبايد بعد از لجبازي و بدخلقي كودك زماني كه او تازه آرام شده هديه يا خوراكي مورد علاقه اش را به او بدهند يا خواسته هاي غير صحيح او را انجام دهند.

نتيجه گيري

سعی کنید به فرزندان خود بیاموزید و خود نیز این فرصت را به آنها بدهید که خودشان در مورد مسائل کوچک تصمیم بگیرند. البته توجه کنید که نباید بیش از اندازه از کودک انتظار داشته باشید. همچنین به کودک فرصت انتخاب از میان چیزهای مختلف را بدهید.

دسته ای از کودکان بسیار آرام و بی سر و صدا هستند و کمتر جلب توجه می کنند. این کودکان غالباً از ترس از دست دادن محبت والدین خود سعی می کنند بدون کمترین مقاومتی تسلیم آنها شده و از مخالفت احتراز کنند. باید توجه داشته باشیم اگر این شیوه ي رفتاری، ادامه یابد کودک در آینده سرخورده، بی اراده، ترسو و بی جرات خواهد شد و قادر به کسب کفایت لازم و اداره ي زندگی اش نخواهد بود. باید به این کودکان که اعتماد به نفس بالایی ندارند اطمینان دهید که از تصمیم گیری های مستقل آنها خوشحال می شوید. اگر در این میان او مرتکب اشتباهی شد و یا حتی اگر با فکر و ایده او مخالف بودید، باز هم نباید ذره ای از توجه ،مهرورزی و محبت شما به کودک کاسته شود.

به خاطر داشته باشید که هر کودک، شخص منحصر به فردی است. به همین جهت رفتار مناسب با یک کودک ممکن است با کودک دیگری مناسب نباشد.

 

منابع:

1 ـ رفتار من با کودک من،جواد فیض،انتشارات اساطیر، 1377.

2 ـ اختلال های رفتاری کودکان، نلسون و همکاران، ترجمه منشی، انتشارات آستان قدس رضوی،1372.

3 ـ اصلاح رفتار کودکان، ریچارد بوریس، ترجمه کسائیان، نشر دانشگاهی، 1372.

 

 

+ نوشته شده در  جمعه بیست و دوم اردیبهشت ۱۳۹۱ساعت 15:50  توسط  دکتر جلال مرادی  |